تجارت

کشورهایی که زمانی جهان را به سمت باز بودن اقتصادی هدایت کرده‌اند، اکنون به حمایت گرایی می‌افتند.

به گزارش ایبنا، فارن پالیسی در تحلیلی با طرح این مقدمه نوشت: این در حالی است که رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه تقاضا برای محصولات تولید شده در کشورهای توسعه یافته را تحریک می کند. تجارت خدمات در حال افزایش است. شرکت ها تولید را به مشتریان نزدیک تر می کنند تا سریعا به تغییرات تقاضا پاسخ داده شود. خودکارسازی تولید، سرعت جستجوی دائمی افراد را که می خواهند برای دستمزد پایین تر کار کنند، کاهش داده و کالاهای مدرن به‌قدری پیچیده شده‌اند که طراحی و سرویس فنی آنها اهمیت بیشتری از تولید پیدا می‌کنند.

تمام اینها به سود کشورهای توسعه یافته که در آن نیروی کار ماهر، سرمایه قدرتمند، پایگاه بزرگ مشتری و کل مجموعه های شرکت های با تکنولوژی بالا برای اقتصاد مدرن، کار می کنند. کشورهای ثروتمند متوسط مانند چین و مکزیک نیز می توانند از مرحله بعدی جهانی شدن بهره مند شوند، ولی مزیت اصلی فقیرترین کشورها، نیروی کار ارزان به سرعت ارزش خود را از دست خواهند داد. کشورهای ثروتمند زمان بسیار ناگواری را برای جلوگیری از تجارت آزاد، سرمایه گذاری و پناهجویان انتخاب کرده اند. در حال حاضر، به جای سوزاندن پل ها وقتی که منافع جهانی شدن شروع به بازگشت به دنیای توسعه یافته، کرده اند، آنها باید از این اولگوهای در حال تغییر سود در بیاورند.

ورشکستگی قریب‌الوقوع در انتظار آمریکا؟

در دهه ۱۹۹۰ و در اوایل قرن کنونی میلادی تجارت، به ویژه تجارت کالاهای صنعتی و منابع طبیعی، به سرعت در حال توسعه بود. ورود چین به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱ به ایجاد مرکز جدیدی برای تولید کالاهای پرقدرت کمک کرد.

انقلاب دیجیتال به شرکت های چند ملیتی اجازه داده است تا زنجیره های عرضه خود را در سراسر جهان گسترش دهند. این اوج رشد جهانی شدن، ناشی از تجارت کالاهای متوسط مانند مواد خام و تراشه های کامپیوتری بود که ارزش اسمی آن از ۲.۵ تریلیون دلار در سال ۱۹۹۵ به ۷.۵ تریلیون دلار در سال ۲۰۰۷ افزایش یافته است. در طول این دوره، ارزش کل کالاهای فروخته شده هر سال بیش از دو برابر سریعتر از تولید ناخالص داخلی جهانی افزایش یافت. سپس رکود اقتصادی بزرگ به دست آمد. جریان های جهانی تجارت به شدت کاهش یافته است. اکثر تحلیل گران بر این باور بودند که به محض اینکه اقتصاد جهان به تدریج شروع به کند، رونق تجارت از سر خواهد گرفت. آنها اشتباه کردند. از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۷ صادرات از ۲۸ درصد به ۲۳ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان کاهش یافته است. یک دهه پس از رکود بزرگ، آشکار می شود که تجارت به حجم قبلی و میزان رشد آن باز نمی گردد.

تجارت خدمات، سهم بی سابقه ای در اقتصاد جهانی خواهد داشت

بخشی از این وضعیت به این دلیل است که تعادل قدرت در اقتصاد جهانی تغییر می کند، به مجرد اینکه چین و دیگر کشورهای در حال رشد به مرحله بعدی توسعه می رسند فضا عوض می شود. پس از اینکه کشورهای در حال توسعه در طول چندین دهه در تجارت جهانی عمدتا به عنوان تولید کنندگان شرکت کرده اند، و اکنون عامل اصلی تقاضا در جهان هستند شرایط متفاوت پیش می رود.

به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۶، خودروسازان جهانی ۴۰ درصد اتومبیل های بیشتری را نسبت به اروپا در چین فروختند. تا سال ۲۰۲۵، بازارهای در حال رشد دو سوم کالاهای صنعتی جهان را مصرف خواهند کرد و تا سال ۲۰۳۰ بیش از نیمی از کالاها را مصرف خواهند کرد.

در سال ۲۰۰۷، چین ۵۵ درصد کالاهای الکترونیکی مصرفی و ۳۷ درصد از پارچه های بافت خود را صادر کرد؛ در سال ۲۰۱۷، این رقم ها به ترتیب ۲۹ و ۱۷ درصد بود. سایر اقتصادهای در حال رشد مسیر مشابهی را دنبال می‌کنند. توسعه فن آوری های جدید، رشد نفوذ اینترنت و ظهور هوش مصنوعی نیز ساختار تجارت را تغییر می دهد.

در دسترس بودن ارتباطات ارزان و سریع دیجیتال، تجارت را افزایش داده است. پلتفورم های تجارت الکترونیک برای خریداران و فروشندگان کاری می‌کنند تا یکدیگر را آسانتر پیدا کنند. دستگاه‌های هوشمند، محصولات روزمره با اتصال به اینترنت به شرکت ها امکان می دهد تا زنجیره های عرضه خود را در سراسر جهان ردیابی و کنترل کنند.

شکوفایی خودکارسازی به این معنی است که شرکت ها الآن هنگام انتخاب محل برای سرمایه گذاری نگران هزینه های کار نیستند. در دهه های اخیر، شرکت ها به دنبال پیدا کردن کار کم هزینه بوده اند، حتی اگر مجبور به ایجاد زنجیره های طولانی و پیچیده ای باشند. این مدل دیگر غالب نیست. در حال حاضر عوامل دیگر مهم هستند مانند دسترسی به منابع، سرعت که شرکت ها می توانند محصولات خود را به مصرف کنندگان تحویل دهند و مهارت هایی که کارمندان دارند. شرکت ها در حال ساخت کارخانه های کاملا اتوماتیک برای تولید پارچه، لباس، کفش و اسباب بازی هستند، محصولات پر زحمتی که به چین و دیگر کشورهای در حال رشد اجازه می دهند جای خود را در تولیدات جهانی اشغال کنند.

و در حال حاضر

تجارت کالا ممکن است نسبت به رشد اقتصادی جهانی کاهش یابد، اما تجارت خدمات اینگونه نیست. از سال ۲۰۰۷، تجارت جهانی خدمات بیش از ۶۰ درصد سریعتر از تجارت جهانی کالا است. تجارت در برخی از بخش ها، از جمله مخابرات، فناوری اطلاعات، خدمات تجاری و مالکیت فکری، در حال حاضر دو تا سه برابر سریع تر از تجارت کالا رشد می‌کند.

در سال ۲۰۱۷، تجارت جهانی خدمات بالغ بر ۵.۱ تریلیون دلار شد که بسیار کمتر از ۱۷.۳ تریلیون دلار کالاهای فروخته شده در سراسر جهان است. با این حال، این ارقام کامل نیست. به عنوان مثال، تولید کنندگان ماشین و کامیون، با پیش بینی طریق سابق و سنتی یک بار خرید خودرو چنان مشارکتی را با شرکت های فروشنده ایجاد می کنند که فن آوری های رانندگی مستقل، تحویل اتومبیل های اجاره ای و یا ارائه خدمات اشتراک گذاری خودرو را در نظر می‌گیرند.

در طول دهه ها، شرکت های تولیدی، اشیای فیزیکی را ایجاد کرده اند. امروز این کار دیگر لازم نیست. برخی از شرکت های چند ملیتی، از جمله اپل و بسیاری از شرکت های دارویی، به "تولید کنندگان مجازی" تبدیل شدند. آنها شرکت هایی هستند که محصول را طراحی و توزیع می‌کنند ولی در تولید به پیمانکاران محلی اتکا می‌کنند. این تغییرات چرخش مقیاسی بسوی کالاهای غیرمادی را نشان می‌دهد. در بسیاری از رشته‌های صنایع، کارهای علمی- تحقیقی، توسعه، بازاریابی، توزیع و خدمات پس از فروش در حال حاضر ارزش بیشتری را نسبت به کالاهای واقعی ایجاد می کنند و سریعتر در حال توسعه هستند.

اقتصاددان خانم کارول کورادو ثابت کرد که سرمایه گذاری های سالانه شرکت ها در دارایی های غیرمادی مانند نرم افزار، مارک ها و برندها و مالکیت فکری بیشتر از سرمایه گذاری شان در ساختمان ها، تجهیزات و سایر دارایی های فیزیکی است. این امر به این علت است که محصولات پیچیده تر شده اند. به عنوان مثال، نرم افزار در حال حاضر ۱۰ درصد هزینه های اتومبیل های جدید را تشکیل می دهد و طبق پیش بینی شرکت مک کینزی، انتظار می رود این میزان تا سال ۲۰۳۰ به ۳۰ درصد افزایش یابد.

در نهایت، کشورهای در حال توسعه غنی تر می شوند و تعداد بیشتر خودرو، کامپیوتر، هواپیما و تجهیزات از کشورهای توسعه یافته را خریداری خواهند کرد. فقط در سال ۲۰۱۷، به آن کشورها کالاهایی به ارزشد بیش از ۴ تریلیون دلار صادر شد. کشورهایی دارای درآمد متوسط مانند برزیل، چین، مجارستان، مکزیک، مراکش، لهستان، آفریقای جنوبی، تایلند و ترکیه برخی از مزایای موج جدید جهانی شدن را به دست خواهند آورد، اما آنها همچنین با چالش های جدید مواجه خواهند شد.

تعدادی از این کشورها دارای یک مزیت هستند: آنها در نزدیکی بازارهای عمده کشورهای پیشرفته قرار دارند. مکزیک جوابگوی مقتضیات آمریکا و مراکش، ترکیه و کشورهای اروپای شرقی برای کشورهای اروپای غربی مناسب اند، مالزی و تایلند برای کشورهای ثروتمند آسیایی مثل ژاپن و مناطق ثروتمند چین بسیار عالی هستند. کشورهای دارای درآمد متوسط نیز هر فرصتی را برای بهره برداری از فن آوری های جدید دارند نه تنها از طریق اجرای آن، بلکه همچنین با توسعه آن ها. تجارت الکترونیک، اینترنت همراه، پرداخت دیجیتال و خدمات مالی در اینترنت به رشد اقتصادی، کمک و به حل مشکلات اجتماعی مساعدت می کنند. مثلا در چین، فناوری های دیجیتال رشد اقتصادی را در مناطق روستایی و استان های داخلی، که معمولا به طور سنتی عقب مانده بودند، تسریع کرده است.

این تجارت بود که نقش مهمی در کاهش فقر در سرتاسر جهان ایفا کرد. اگر کشورهای در حال توسعه استراتژی های خود را برای استفاده از موج بعدی جهانی شدن تغییر دهند، تجارت ممکن است همچنان مردم را از قشر فقر به طبقه متوسط الحال منتقل کند. اما کشورهای دارای اقتصاد پیشرفته باید جهان بینی خود را به طور اساسی تغییر دهند. آنها در لحظه ای از جهان بقیه جدا می شوند که باید مخصوصا بروی این کشورها آغوش خود را باز کنند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =