سهراب دلانگیزان، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه رازی کرمانشاه در گفتوگو با خبرنگار ایبنا؛ با اشاره به نوسانات اخیر بازار ارز، دو عامل اصلی را در شکلگیری این شرایط مؤثر دانست و گفت: نااطمینانیهای شدید ناشی از تحولات منطقهای و جنگ، در کنار برخی تصمیمها و تغییرات سیاستی، بر رفتار بازار اثر گذاشتهاند. به گفته وی، اخبار سیاسی معمولاً میتوانند در کوتاهمدت نوسانات محدودی ایجاد کنند، اما تغییرات سیاستی که بر تقاضای ارز اثر میگذارند، در برخی شرایط میتوانند دامنه نوسانات بیشتری ایجاد کنند.
وی با تأکید بر اینکه رفتار فعالان اقتصادی و مردم را نمیتوان از تجربه چند دهه گذشته بازار ارز جدا کرد، اظهار کرد: مردم طی حدود ۳۰ سال گذشته بارها شاهد افزایش و کاهش نرخ ارز بودهاند و بهتدریج یاد گرفتهاند در دورههای بیثباتی چگونه از ارزش دارایی خود محافظت کنند. همین تجربه باعث شده است بخشی از جامعه نسبت به تغییرات نرخ ارز حساس باشد و با مشاهده نشانههای افزایش قیمت، سریعتر برای خرید اقدام کند.
دلانگیزان ادامه داد: در چنین شرایطی، انتظارات تورمی و رفتارهای هیجانی میتواند خود به عاملی برای افزایش تقاضا تبدیل شود. زمانی که افراد تصور کنند نرخ ارز در آینده افزایش خواهد یافت، ممکن است برای خرید ارز یا سایر داراییها اقدام کنند و همین افزایش تقاضا نوسانات بازار را تشدید کند.
این اقتصاددان افزود: سیاستگذار نیز باید به این واکنشهای رفتاری توجه داشته باشد، زیرا مردم بر اساس آنچه در بازار مشاهده میکنند، تصمیم میگیرند و رفتار خود را با شرایط جدید تطبیق میدهند.
وی با اشاره به تأثیر تصمیمهای اقتصادی بر بازار ارز گفت: هر تصمیمی که بتواند تقاضای جدیدی برای ارز ایجاد کند، لازم است پیش از اجرا از نظر آثار آن بر بازار ارز، هزینههای اقتصادی و انتظارات مورد بررسی قرار گیرد.
دلانگیزان در این زمینه به نمونه تصمیم مربوط به واردات خودروهای لوکس اشاره کرد و توضیح داد: وقتی امکان واردات خودروهای گرانقیمت ایجاد میشود، طبیعی است که برای تأمین ارز مورد نیاز آن تقاضای جدیدی شکل بگیرد. بنابراین، آثار چنین تصمیمهایی باید از قبل در محاسبات سیاستی مورد توجه قرار گیرد.
وی تأکید کرد: تغییرات سریع و مکرر در تصمیمهای اقتصادی میتواند پیشبینیپذیری را برای فعالان اقتصادی دشوار کند. در مقابل، هرچه سیاستها روشنتر و قابل پیشبینیتر باشند، امکان شکلگیری واکنشهای هیجانی و کوتاهمدت در بازار نیز کمتر خواهد بود.
این اقتصاددان درباره عرضه ارز به بازار گفت: اگر سیاستگذار بتواند منابع را در زمانی وارد بازار کند که نشانههای افزایش تقاضا و هیجان هنوز در حال شکلگیری است، مداخله میتواند اثر متفاوتی نسبت به زمانی داشته باشد که بازار از تعادل خارج شده و بخش قابل توجهی از تقاضا شکل گرفته است.
وی افزود: استقلال بانک مرکزی در حوزههای مختلف اقتصادی یکسان نیست و باید میان حوزههای مختلف تصمیمگیری تفکیک قائل شد. در بازار ارز و در چارچوب نظام شناور مدیریتشده، بانک مرکزی اختیار مداخله و مدیریت بازار را در اختیار دارد. بنابراین، در سیاست ارزی، زمانبندی مداخله در کنار میزان منابع اهمیت دارد و تشخیص بهموقع نشانههای افزایش تقاضا میتواند به مدیریت بهتر بازار کمک کند.
دلانگیزان با اشاره به نقش صرافیها در بازار ارز گفت: در دورههایی که تقاضای ارز افزایش پیدا میکند، تأمین بهموقع منابع مورد نیاز صرافیها میتواند از ایجاد کمبود در بازار جلوگیری کند.
وی توضیح داد: میتوان بخشی از نیازهای ارزی را پیش از تشدید نوسانات پاسخ داد تا بازار با کمبود ناگهانی مواجه نشود. برای مثال، عرضه زودتر سهمیههای ارزی یا تأمین منابع مورد نیاز صرافیها میتواند به مدیریت تقاضا کمک کند.
این اقتصاددان همچنین تأکید کرد: هدف این است که بازار پیش از آنکه از محدوده تعادل خارج شود، با ابزارهای مناسب مدیریت شود؛ زیرا بازگرداندن بازار پس از شکلگیری موج شدید تقاضا معمولاً دشوارتر خواهد بود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: در نهایت، مدیریت بازار ارز فقط به میزان منابع اختصاصیافته مربوط نمیشود؛ بلکه شناسایی بهموقع نشانههای تغییر رفتار بازار، توجه به انتظارات و زمانبندی مناسب اقدامات نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.