به گزارش خبرنگار ایبنا؛ در حالی بازار ارز با فشارهای بیرونی، انتظارات و محدودیتهای ناشی از جنگ اقتصادی روبهروست که مدیریت نوسانات و تأمین ارز مورد نیاز کشور، بهویژه برای کالاهای اساسی و دارو، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در این میان، بانک مرکزی از مداخله در بازار و مدیریت تقاضای ارزی میگوید؛ در حالی که کارشناسان بر ضرورت اصلاحات ساختاری، هماهنگی دستگاهها و تقویت ظرفیتهای بلندمدت اقتصاد تأکید دارند. در همین باره برنامه تلوزیونی میز اقتصاد با حضور قربانعلی حاجرضایی، مدیرکل مطالعات و مقررات ارزی بانک مرکزی و محمد شادکار، کارشناس اقتصادی، به بررسی سیاستهای ارزی در شرایط خاص، نقش جنگ روانی در شکلگیری انتظارات، چشمانداز بازار ارز و ضرورت هماهنگی برای مدیریت تقاضا پرداخته است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
مجری: افزایش نرخ ارز چقدر ناشی از جنگ روانی دشمن است؟ بانک مرکزی در این شرایط خاص، چه سیاستهایی را دنبال میکند؟
حاجرضایی: بخشی از افزایش نرخ ارز ناشی از متغیرهای بنیادی و فشارهایی است که به کشور وارد میشود، طبیعتاً این شرایط انتظاراتی ایجاد میکند که میتواند به افزایش نرخ ارز منجر شود؛ اما بخش قابلتوجهی از تحولات نیز تحت تأثیر فشارهای تبلیغاتی علیه کشور است. تمام تلاش ما در بانک مرکزی، مجموعه دولت و سایر دستگاههای مسئول این است که تغییرات ناگهانی و بحرانسازیها را به حداقل برسانیم و شرایط را بهگونهای مدیریت کنیم که نیازهای ارزی کشور تأمین شود.
در سالهای گذشته همواره با بحرانهای متفاوتی روبهرو بودیم که برخی از آنها آشکار و برخی دیگر پنهان بودند و در این مدت تلاش شد از مسیرهای مختلف به ما فشار وارد شود. در همین دوره، جنگ نیز علیه کشور آغاز شد، اما نتایج و شرایط بهگونهای پیش رفت که دشمن نتوانست به اهداف خود برسد.
پس از آن نیز صراحتاً اعلام کردند که جنگ را به حوزه اقتصادی منتقل میکنند. اکنون نیز با وجود ادعاهای مطرحشده، به اهداف خود نرسیدهاند، اما ما بهصراحت در حال تجربه جنگ اقتصادی هستیم؛ جنگی که محدودیت دسترسی به منابع و مشکلات مختلفی را برای کشور ایجاد کرده است.
طبیعی است که چنین شرایطی برای مردم هزینههایی به همراه داشته باشد و ممکن است این وضعیت این تصور را ایجاد کند که بخشی از اهداف طرف مقابل در حال تحقق است؛ در حالی که چنین اتفاقی نیفتاده است.
ما در بانک مرکزی مدعی نیستیم که شرایط عالی است یا از وضعیت موجود دفاع میکنیم. هزینههای این شرایط برای مردم را کاملاً میپذیریم، اما باید پذیرفت که در انتخاب سیاستها تلاش کردهایم بهینه عمل کنیم و با توجه به شرایط موجود، بهترین تصمیمهای ممکن را اتخاذ کنیم.
مجری: با توجه به شرایط خاص اقتصادی کشور، افزایش نرخ ارز تا چه اندازه ناشی از عوامل بنیادی اقتصاد است و چه میزان از آن تحت تأثیر شرایط بیرونی، جنگ روانی و انتظارات بازار قرار دارد؟
شادکار: فشارهای اقتصادی علیه کشور سابقهای طولانی دارد و میتوان آغاز جدی جنگ اقتصادی را به اواخر دهه ۱۳۸۰ و اوایل دهه ۱۳۹۰ نسبت داد. در سالهای اخیر، این فشارها در کنار ابعاد دیگر، از جمله اقدامات نظامی، صریحتر و آشکارتر شدهاند.
بخش قابلتوجهی از تحولات بازار ارز ناشی از همین جنگ اقتصادی است که اکنون بهصورت علنی دنبال میشود. انتظارات آحاد اقتصادی نیز یکی از مسیرهای اصلی اثرگذاری این اقدامات است و به نظر میرسد طرف مقابل نیز ابایی از بیان این هدف ندارد. از این رو، بخش قابلتوجهی از نوسانات و جهشهای کوتاهمدت بازار ارز را میتوان متأثر از این اقدامات دانست.
البته اقدامات دیگری نیز در این زمینه مؤثرند. مشکلات و چالشهای ساختاری اقتصاد ایران، زمینه اثرگذاری بیشتر این فشارها را فراهم میکنند و باعث میشوند ضربههای وارده آثار جدیتری بر بازار ارز داشته باشند. بنابراین، در کنار بررسی تحولات کوتاهمدت، باید به مسائل بنیادی اقتصاد و ظرفیتهای سیاستگذاری نیز توجه کرد.
مجری: با توجه به شرایط خاص فعلی، سیاستهای ارزی بانک مرکزی را چطور ارزیابی میکنید؟ آیا این سیاستها متناسب با اقتضائات امروز اقتصاد کشور طراحی شدهاند یا همان رویکردی است که در شرایط عادی هم دنبال میشد؟
شادکار: بخش قابل توجهی از بار جنگ اقتصادی روی دوش بانک مرکزی است و مسئولیت سنگینی دارد. میتوان اقدامات بانک مرکزی را در دو دسته بررسی کرد؛ نخست، واکنشها و تصمیمهای مقطعی در بازههای زمانی کوتاه و دوم، سیاستها و اصلاحاتی که باید در میانمدت و بلندمدت دنبال شوند.
اگر عملکرد بانک مرکزی در اقدامات کوتاهمدت، بهویژه در تحولات اخیر، ارزیابی شود، با توجه به صراحت و آشکاربودن اقدامات طرف مقابل و با در نظر گرفتن محدودیتها و چالشهای جدی بانک مرکزی، میتوان ارزیابی نسبتاً موفقی از بخشی از عملکرد این نهاد داشت. با این حال، در حوزه سیاستگذاری بلندمدت و اصلاحات ساختاری، نمیتوان نمره چندان بالایی به عملکرد بانک مرکزی داد.
جابهجاییهای مدیریتی و شکلگیری برخی انتظارات و اهداف، که گاهی واقعبینانه نبودهاند یا در جایگاه مناسبی قرار نداشتهاند، باعث شده است بانک مرکزی نتواند به اندازه کافی بر ظرفیتسازی و اصلاحات اساسی در حوزههایی که میتوانند منشأ چالشهای اقتصادی باشند، تمرکز کند.
مدتها فرصتهای جدی برای اصلاح نظام بانکی وجود داشته است و این موضوع صرفاً به یکی دو دوره اخیر بانک مرکزی محدود نمیشود، بلکه ریشههای عمیقتر و قدیمیتری دارد.
از زمان شکلگیری بانکهای خصوصی، میشد پیشبینی کرد که این بخش ممکن است با چه چالشهایی مواجه شود و از قبل برای آن آمادگی ایجاد کرد؛ اما این آمادگی بهموقع شکل نگرفت و زمان زیادی صرف شد تا بانک مرکزی بهتدریج برای مواجهه با این مسائل آماده شود.
البته در این زمینه نمیتوان بانک مرکزی را لزوماً مقصر اصلی دانست. وقتی نهادی بدون ایجاد آمادگی قبلی و ظرفیت نهادی لازم وارد یک عرصه میشود، یا در طراحی و آمادهسازی آن مشارکت و نظرخواهی کافی از آن صورت نمیگیرد، طبیعی است که نتواند از ابتدا عملکرد مطلوبی در مواجهه با چالشهای آن حوزه داشته باشد.
اصلاحات نظام بانکی و سایر تحولات ساختاری اقتصاد، نیازمند تدبیر و تصمیمگیری در سطح کلان حاکمیت نیز بودهاند. در چنین شرایطی، باید اختیارات، مسئولیتها و انتظارات از بانک مرکزی بهگونهای تنظیم میشد که این نهاد فرصت و ظرفیت لازم را برای آمادگی و مواجهه مؤثر با چالشها داشته باشد.
اگر در سالهای گذشته برای اصلاحات ساختاری و ایجاد آمادگی نهادی اقدام بیشتری صورت میگرفت، بانک مرکزی امروز ظرفیت بالاتری برای واکنش به تحولات بازار ارز و نظام بانکی داشت. این ظرفیت نهتنها امکان واکنش سریعتر را فراهم میکرد، بلکه میتوانست زمینه اقدامات پیشگیرانه را نیز ایجاد کند.
گاهی این رویکرد وجود دارد که تا زمانی که شرایط دشوار نشده، از تمام ظرفیتهای موجود استفاده نمیشود و اقدامات جدی به زمانی موکول میشوند که فشارها به اوج رسیدهاند. در چنین وضعیتی، ممکن است واکنشهای کوتاهمدت مناسبی انجام شود، اما مسئله اصلی این است که چرا از ظرفیتهایی که از مدتها قبل وجود داشتهاند، بهموقع و بهدرستی استفاده نشده است. این موضوع، یکی از نکات قابلتأمل در ارزیابی سیاستگذاری اقتصادی کشور است.
با توجه به نگرانی مردم درباره روند قیمت ارز، چه چشماندازی برای بازار ارز ترسیم میکنید؟ بانک مرکزی با تکیه بر سیاستهای فعلی چگونه قصد دارد از جهشهای شدید نرخ ارز جلوگیری کند و ضمن مدیریت نوسانات بازار، نیازهای ارزی کشور را تأمین کند؟
حاجرضایی: بانک مرکزی با وجود همه شرایط کنونی، در حال اتخاذ تصمیماتی است که از بینظمی بیشتر جلوگیری کند، تصریح کرد: بانک مرکزی تلاش میکند به نحوی مدیریت کند و سیاستگذاری را بهبود ببخشد تا از جهشهای غیرعادی در بازار ارز جلوگیری شود یا دستکم از این جهشها جلوگیری و نیازهای ارزی کشور هم تأمین شود.
تمام تلاش ما این است که بدون وعدهدادن درباره نرخ ارز یا پیشبینی اینکه بازار به چه نقطهای خواهد رسید، بحرانهای موجود را به حداقل برسانیم، تا جایی که میتوانیم از جهشهای ارزی جلوگیری کنیم و شرایط بازار را مدیریت کنیم. مهمتر از همه، تلاش میکنیم کالاهای اساسی و داروی مورد نیاز کشور بهطور مستمر تأمین شود. تاکنون این کار را انجام دادهایم و اطمینان میدهیم که از این پس نیز برای تداوم تأمین این اقلام تلاش خواهیم کرد.
اکنون زمان وعدهدادن درباره نرخ ارز یا تعیین نقطه مشخصی برای آن نیست؛ بلکه باید بازار را مدیریت کنیم، از شدت بحرانها بکاهیم و هزینههایی را که مردم عزیزمان متحمل میشوند، تا حد امکان کاهش دهیم. البته میپذیریم که این هزینهها وجود دارند، چراکه هر سیاستی هزینههای خاص خود را دارد.
تصمیمهای ما در این شرایط در چارچوب مدیریت سبد ارزی کشور اتخاذ میشود. هرچند اقداماتی مانند ممنوعیت واردات خودرو ممکن است دائمی نباشند، اما در شرایط فعلی نیازهای فوریتری در کشور وجود دارد که باید به آنها پاسخ دهیم.
دشمن چگونه میتواند انتظارات تورمی را در اقتصاد کشور شکل دهد و از چه مسیرهایی عمل میکند؟ در مقابل، سیاستگذار باید چه رویکردی داشته باشد؟
شادکار: طبیعتاً دشمن از تمام ظرفیتهایی که در اختیار دارد، استفاده میکند. بخشی از ضعفها و نواقصی که ما با آنها مواجه هستیم، در طول زمان قابل شناسایی و اصلاح بود و میتوانستیم با انجام اقدامات دفاعی، مانع بهرهبرداری جدی از آنها در شرایطی مانند وضعیت فعلی شویم.
دشمن از همه این ظرفیتها استفاده میکند؛ از فضای پیامرسانها و شبکه اجتماعی ایکس و پیامهایی که در این بسترها منتشر میشود تا اتفاقاتی که میتواند در بازار ارز و نظام بانکداری سایهای ما رخ دهد. محدودیت منابع ارزی، اعمال فشار بر این منابع، محاصره اقتصادی و ایجاد التهاب در فضای داخلی، بهویژه در بخش بانکداری سایهای، از جمله مسیرهایی است که میتواند برای اثرگذاری بر انتظارات مورد استفاده قرار گیرد.
در این میان، گاهی سیگنالهایی ارسال میشود یا اتفاقاتی رقم میخورد که ممکن است بخشی از آنها بهصورت خودآگاه در داخل کشور شکل گرفته باشد؛ اما در نهایت، کنشگری برخی بازیگران در بازار داخلی میتواند در راستای خواستههای دشمن عمل کند.
اینها مسیرهایی هستند که دشمن میتواند از طریق آنها بر انتظارات اثر بگذارد. وقتی میبینیم برخی داراییها با شدت و به شکلی غیرعادی نوسان میکنند و همزمان جنگ اقتصادی ابعاد جدیتر و علنیتری پیدا میکند و تبلیغات دشمن نیز گسترش مییابد، باید این تحولات را از جمله مسیرهای اثرگذاری بر انتظارات و چشمانداز فعالان اقتصادی بدانیم.
البته همه این موضوعات مستقیماً به بانک مرکزی مربوط نمیشود و بخشی از آن به جایگاه و مسئولیت سایر بخشهای حاکمیت بازمیگردد. یکی از انتظاراتی که میتوان از بانک مرکزی داشت، این است که پیش از وقوع چنین شرایطی، درباره شکلگیری انتظارات تورمی و اقداماتی که ممکن است بر بازار ارز و نرخ بهره اثر بگذارد، به دستگاههای مختلف هشدار داده باشد و میان نهادهای حاکمیتی هماهنگی ایجاد کند.
هدف این است که اثرگذاری بازیگرانی که در پی ایجاد التهاب هستند، کنترل شود و آثار منفی اقدامات بازیگران داخلی نیز، حتی اگر ناخواسته در همان مسیر قرار گرفته باشند، تا حد امکان کاهش یابد.
مجری: آقای حاجرضایی، در این زمینه سیاست یا برنامه مشخصی دارید؟
حاجرضایی: درباره اینکه دشمن چگونه انتظارات را شکل میدهد، واقعیت این است که باید ببینیم چه اقدامی از دستش برمیآمده که تاکنون انجام نداده است. به نظر میرسد هر کاری که توانسته، انجام داده است.
در اظهارات اخیر آنها نیز، پس از آنکه موضوعی را که از آن بهعنوان مشکلدار شدن اقتصاد ایران یاد میکردند مطرح کردند و به نتیجه مورد انتظارشان نرسیدند، اقداماتی را مطرح کردند که به نظر میرسد از سر استیصال است؛ از جمله اینکه مردم از انجام برخی وظایف عادی خود در قبال کشور و حاکمیت خودداری کنند.
اما درباره اقدامات بانک مرکزی، این بانک گزارشهای مختلفی به نهادهایی که لازم است در جریان قرار بگیرند ارائه میکند و درباره تلاشها برای شکلدهی به انتظارات و ایجاد فضای روانی خاص هشدار میدهد. این اقدامات تا جایی که در توان کارشناسی بانک مرکزی باشد، انجام میشود.
البته این نکته را هم باید در نظر گرفت که در بسیاری از مواقع، رفتار ما باید گویاتر از حرفهایمان باشد. به جای اینکه صرفاً بیانیه صادر کنیم، گزارش بدهیم یا درباره اقدامات خود توضیح دهیم، باید اجازه دهیم عملکردمان نشان دهد که برای بهبود شرایط چه کردهایم.
مجری: آیا تورم باعث افزایش نرخ ارز میشود یا نرخ ارز عامل ایجاد تورم است؟
حاجرضایی: این بحث از موضوعات آکادمیک اقتصاد است و من خودم را در این حوزه صاحبنظر نمیدانم. با این حال، نمیتوانم اثر نرخ ارز بر تورم را نفی کنم، اما میتوانم از این دیدگاه دفاع کنم که نرخ ارز قطعاً پیشران تورم نیست.
عوامل و تمهیدات دیگری نیز وجود دارند که میتوانند به تداوم این رابطه منجر شوند. بنابراین، نمیتوان رابطه نرخ ارز و تورم را نفی کرد، اما اینکه نرخ ارز را عامل اصلی و هدایتکننده تورم بدانیم، به نظر من درست نیست؛ البته با احترام به همه اقتصاددانان.
مجری: آقای شادکار، شما درباره این رابطه چه نظری دارید؟
شادکار: همانطور که آقای حاجرضایی توضیح دادند، این بحث ماهیتی آکادمیک دارد و شاید ورود تفصیلی به آن برای شنوندگان و بینندگان چندان جذاب نباشد. با این حال، به نظر من نرخ ارز بر تورم اثر دارد و این اثرگذاری میتواند جدی هم باشد.
شاید یکی از کانالها و انگیزههایی که باعث شده دشمن از طریق محدودسازی منابع ارزی بر انتظارات اثر بگذارد، همین موضوع باشد. یکی از مهمترین اقداماتی که در چارچوب جنگ اقتصادی انجام داده، محدود کردن منابع ارزی و فرایندهای پرداخت بینالمللی ما بوده است؛ زیرا میدانست این اقدامات بر نرخ ارز اثر میگذارد و امیدوار بود که این اثرگذاری به سایر بخشهای اقتصاد نیز منتقل شود.
اما همانطور که بهدرستی اشاره شد، ما باید اقداماتی انجام دهیم تا اثراتی را که در هر صورت ممکن است ایجاد شوند، کنترل و تا حد امکان محدود کنیم. فارغ از اینکه این اثرگذاری از نظر مبانی نظری چگونه توضیح داده میشود، مسئله مهم این است که در میدان عمل چه اقداماتی انجام دهیم تا دامنه آن کاهش یابد.
دشمن میخواهد از این فضا و ظرفیتهای اثرگذاری نهایت استفاده را ببرد. در مقابل، ما و بازیگران داخلی باید با همکاری و خیرخواهی متقابل تلاش کنیم کانالهای اثرگذاری دشمن را خنثی کنیم.
گاهی نبود هماهنگی میان دستگاههای دولتی و حتی بازیگران بخش خصوصی باعث میشود همه تصور کنند در حال مقابله با دشمن هستند، اما همین ناهماهنگی به نتیجه معکوس منجر شود و بهطور ناخواسته به مسیری کمک کند که دشمن در پی آن است. در چنین شرایطی، اثر منفی اتفاقات اقتصادی تشدید میشود.
به همین دلیل، لازم است بانک مرکزی، سایر دستگاههای حاکمیتی و بخش خصوصی با یکدیگر هماهنگ باشند تا بتوانند این کانالهای اثرگذاری را کنترل کنند. انگیزهها و اقدامات بخش خصوصی نیز باید بهگونهای باشد که به کاهش این آثار کمک کند.
مجری: به موضوع هماهنگی اشاره کردید. میخواهم بدانم این هماهنگی چگونه باید شکل بگیرد. مدیریت بازار ارز از سوی بانک مرکزی، بهتنهایی کافی نیست و بازیگران دیگری هم در این زمینه نقش دارند. آیا این شرایط به یک فرماندهی اقتصادی نیاز دارد یا باید از مسیر دیگری هماهنگی ایجاد شود؟
شادکار: همانطور که نمیتوانیم جنگ نظامی را بدون یک اتاق فرماندهی تصور کنیم، در جنگ اقتصادی نیز به سازوکاری برای هماهنگی نیاز داریم. در جنگ نظامی، باید مشخص باشد که اجزای مختلف و بازیگران داخلی چگونه با یکدیگر هماهنگ شوند تا بتوانند در مواجهه با دشمن دفاع مؤثری داشته باشند و در صورت امکان، پیشروی کنند.
در جنگ اقتصادی نیز شرایط به همین شکل است. بدون یک فرماندهی واحد اقتصادی، این ناهماهنگیها ممکن است نهتنها توان دفاعی ما را تضعیف کنند، بلکه به پیشروی بیشتر دشمن نیز کمک کنند. در این صورت، ظرفیتهایی که در بزنگاهها اهمیت خود را نشان میدهند، بهدرستی مورد استفاده قرار نمیگیرند و حتی ممکن است در اثر اصطکاک و تضاد میان دستگاهها و نیروهای مختلف داخلی هدر بروند.
در حوزه ارز، طبیعتاً میتوان تدابیر کوتاهمدت و اقدامات مقطعی برای مدیریت بازار در نظر گرفت؛ همانطور که دوستان در بانک مرکزی تلاش میکنند این اقدامات را به بهترین شکل انجام دهند. اما برخی اقدامات نیز ماهیت بلندمدت دارند و برای به ثمر رسیدن به زمان نیاز دارند. ابتکارات و روشهای پرداخت بینالمللی از جمله این موارد است.
چنین روشهایی در کوتاهمدت به نتیجه نمیرسند و به صبر، اختصاص منابع و پیگیری مستمر نیاز دارند. برای ایجاد یک درخت تناور، نمیتوان از همان روز اول یا ماه اول انتظار میوه داشت. اگر در بانک مرکزی، دستگاههای همکار و نهادهای بالادستی، این صبر راهبردی وجود داشته باشد و منابع لازم برای توسعه روشهای پرداخت بینالمللی اختصاص یابد، در آینده دست ما برای انجام اقدامات مؤثرتر در مواجهه با اتفاقات بازار ارز بازتر خواهد بود.
تجربه کشورهای مختلف نیز نشان میدهد برخی تدابیر ممکن است در ابتدا با تردیدهایی درباره فایده آنها مواجه شوند، اما در بزنگاهها ارزش و اثرگذاری خود را نشان دهند. در کشور ما نیز چنین ظرفیتهایی وجود دارد.
با این حال، اگر در همکاریهای بیندستگاهی و در تعامل نهادهای بالادستی با بانک مرکزی، صبر و همراهی لازم وجود نداشته باشد یا سازوکار هماهنگسازی از کارایی کافی برخوردار نباشد، بانک مرکزی ممکن است در میان حجم بالای کارهای روزمره و انتظارات جاری گرفتار شود و نتواند منابع کافی به اقدامات بلندمدت اختصاص دهد. در نهایت، هزینه این مسئله در بزنگاهها آشکار میشود؛ زمانی که با وجود تلاشهای جدی، نتیجه به اندازهای که میتوانست باشد، اثربخش نیست.
مجری: آقای حاجرضایی، درباره هماهنگی دستگاهها برای مدیریت بازار ارز توضیح میدهید؟ این هماهنگی تا چه اندازه وجود دارد؟
حاجرضایی: من ناهماهنگی خاصی در این زمینه مشاهده نمیکنم. با توجه به محوریت شورای اقتصادی دولت، این هماهنگیها تا حدی در آنجا انجام میشود و تصمیمهای مهم نیز بدون هماهنگی با سایر دستگاهها اتخاذ نمیشوند. اگرچه ممکن است در برخی موارد انحرافهایی وجود داشته باشد، در نهایت شاهدیم که با هماهنگی دستگاههای مختلف، روند به مسیر اصلی خود بازمیگردد. بنابراین، من ناهماهنگی خاصی را که مانع مدیریت بازار ارز باشد، مشاهده نمیکنم.
درباره فرمایش آقای دکتر شادکار مبنی بر استفاده از ابزارهای مختلف، اگر برداشت من درست باشد، بخشی از موضوع به استفاده از پیمانهای پولی دوجانبه یا چندجانبه مربوط میشود. این موضوع در دستور کار بانک مرکزی قرار دارد و حتی بخش مجزایی در این بانک مسئولیت راهبری آن را بر عهده دارد. همکاران ما نیز در این زمینه در حال تلاش هستند.
البته این موارد به هماهنگی دو طرف نیاز دارند و یک طرف بهتنهایی نمیتواند درباره اجرای آنها تصمیم بگیرد؛ کشور مقابل نیز باید این سازوکار را بپذیرد و شرایط لازم فراهم باشد. بانک مرکزی این موضوعات را پیگیری میکند و امیدواریم تلاشها به نتیجه برسد.
مجری: درباره اقدامات بانک مرکزی، از جمله عرضه ارز، توضیح دهید. این اقدام را چقدر مؤثر میدانید؟
حاجرضایی: این اقدام پس از آن انجام شد که ادعایی علیه اقتصاد کشور مطرح شد و در پی آن، انتظاراتی شکل گرفت. با توجه به اینکه از نظر منابع ارزی مشکلی نداشتیم، صلاح را در این دیدیم که در این دوره مداخله کنیم. مداخله در بازار نیز از وظایف ذاتی بانک مرکزی است. از سوی دیگر، این اقدام میتوانست به از بین رفتن این تصور کمک کند که ممکن است با مشکل ارزی مواجه شویم.
خوشبختانه این اقدام نتیجهبخش بود و دستکم اعداد و ارقام، نتایج و شواهد نشان میدهد که موفق عمل کردهایم. اگر نیاز باشد، این اقدامات را ادامه خواهیم داد؛ همانطور که اکنون نیز در حال انجام آنها هستیم.
بخش دیگری از اقدامات به مدیریت تقاضا مربوط میشود که در این زمینه باید با هماهنگی سایر نهادها عمل کنیم. دغدغه اصلی ما این است که بتوانیم نیازهای اساسی، بهویژه کالاهای اساسی و دارو، را تأمین کنیم. به لطف خدا، تدابیر لازم برای این کار اندیشیده شده و میتوانیم به مردم اطمینان بدهیم که در این حوزه مشکلی نخواهیم داشت.
مجری: عرضه ارز و اختصاص ارز تا سقف ۱۰ هزار دلار را چقدر مؤثر میدانید؟ این نوع اقدامات بانک مرکزی چه اثری بر بازار دارد؟
شادکار: فارغ از جزئیات مبلغ و شرایطی که ارز در اختیار متقاضیان قرار گرفته است، اصل انجام اقدامات جدی از سوی بانک مرکزی برای مدیریت یا اثرگذاری بر بازار غیررسمی ارز، بهویژه با توجه به اهدافی که دشمن دنبال میکند، اقدامی موجه است.
اهمیت اسکناس در بازار ارز یکی از موضوعاتی است که بانک مرکزی باید برای آن به یک سازوکار بهینه برسد. با این حال، مسیرهای دیگری نیز برای اثرگذاری بر بازار غیررسمی وجود دارد که برخی از آنها باید در کوتاهمدت دنبال شوند و برخی دیگر به برنامهریزی بلندمدت نیاز دارند.
از جمله موضوعاتی که میتوان از بانک مرکزی انتظار داشت، ساماندهی بازار غیررسمی و گسترش دسترسی به بازار رسمی برای بازیگرانی است که فعالیت مشروع دارند، اما به دلایلی تاکنون امکان دریافت خدمات از بازار رسمی را نداشتهاند.
موضوع دیگر، حکمرانی پول ملی است که شاید در نگاه نخست ارتباط آن با ساماندهی بازار ارز چندان روشن نباشد. بخشی از اتفاقاتی که در بازار غیررسمی رخ میدهد، با پول ملی و زیرساخت بانکی و پولی کشور مرتبط است. بانک مرکزی و سایر بخشهای حاکمیت باید بهگونهای عمل کنند که از یک سو، نیازهای مشروع بیشتری در بازار رسمی پاسخ داده شود و از سوی دیگر، محدودیتهای مؤثر و جدیتری در برابر معاملاتی اعمال شود که به اقتصاد کشور زیان میرسانند.
بنابراین، انتظار از بانک مرکزی این است که علاوه بر مداخلات اسکناسی، تدابیر دیگری نیز برای اثرگذاری بر بازار غیررسمی و بازار ارز بهطور کلی در نظر بگیرد. بخشی از این اقدامات ممکن است علنی باشد و بخشی دیگر نیز لزوماً بهصورت آشکار دیده نشود.
مجری: وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت جهاد کشاورزی چگونه میتوانند به مدیریت بازار ارز کمک کنند؟
حاجرضایی: بهطور کلی، همه دستگاهها در حال همکاری و همراهی هستند. عمده کمکی که این دستگاهها میتوانند انجام دهند، بهینهسازی تقاضاهایی است که از سوی آنها مطرح میشود. باید شرایط کشور را در نظر بگیرند و کمک کنند تا بتوانیم منابع ارزی را به بهترین شکل مدیریت کنیم.
ما با یک درگیری کوتاهمدت مواجه نیستیم و ممکن است مدیریت شرایط ارزی کشور به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. بنابراین، باید به روزهای آینده نیز فکر کنیم. همانطور که گفتم، برای تأمین دو نیاز اصلی، یعنی کالاهای اساسی و دارو، تدابیر لازم را اندیشیدهایم؛ اما انتظار داریم دستگاههای دیگر نیز در بهینهسازی تقاضاها همکاری کنند.
برای مثال، لازم است در شرایط فعلی، ثبت سفارش کالاهای لوکس و کالاهایی که اولویت فوری ندارند، با توجه به وضعیت کشور انجام شود.
مجری: دستگاههای مسئول چگونه میتوانند واردات کالاهای لوکس و سایر کالاها را مدیریت کنند؟
شادکار: همانطور که گفتم، برخی مطالبات را باید از دستگاههای مسئول در شرایط مناسب مطرح کرد. با این حال، اصل موضوع این است که مدیریت واردات و حتی صادرات باید با در نظر گرفتن شرایط کشور انجام شود. باید مشخص باشد که چه کالاهایی در شرایط فعلی اولویت واردات دارند و برای واردات چه کالاهایی لازم است در کوتاهمدت یا میانمدت محدودیتهای جدی اعمال شود.
نوع این محدودیتها نیز اهمیت دارد؛ ممکن است محدودیتها کمی یا تعرفهای باشند. دستگاههای مسئول در این حوزه تخصص و تجربه بیشتری دارند و انتظار میرود با استفاده از این ظرفیتها، تدابیر لازم را اتخاذ کنند.
نکته مهم، هماهنگی میان دستگاههاست. نباید یک دستگاه محدودیتی اعمال کند، اما از مسیر دیگری همان محدودیت برداشته شود و در نتیجه، اقدام اولیه بیاثر بماند. لازم است نهاد هماهنگکننده این اولویتها را بهطور جدی پیگیری کند تا تصمیمگیری درباره تخصیص منابع و واردات کالاها با توجه به شرایط کشور انجام شود.
این موضوع درباره کالاهایی مانند تلفن همراه، دارو و سایر اقلام نیز اهمیت دارد. باید مشخص شود کدام کالاها در شرایط فعلی اولویت دارند و برای واردات کدام کالاها باید محدودیتهایی در نظر گرفته شود. متخصصان هر حوزه باید با توجه به شرایط کشور تدابیر مؤثر اتخاذ کنند و سایر اجزای حاکمیت و بخش خصوصی نیز با آگاهی از این اولویتها و محدودیتها، هماهنگ عمل کنند.
مجری: آیا واردات مواد اولیه و ماشینآلات صنعتی نیز با محدودیت مواجه است؟ وضعیت تأمین ارز این اقلام چگونه است؟
حاجرضایی: تمام تلاش ما این است که کالاهای اساسی و ضروری تأمین شوند. بخشی از اقلام ضروری نیز به واردات مواد اولیه مربوط میشود. همه این موارد با هماهنگی وزارت صنعت، معدن و تجارت انجام میشود و با همکاری و تشریک مساعی به سبدی از کالاها میرسیم که منابع ارزی به آنها اختصاص پیدا کند.
مجری: اگر واردات کالایی مانند خودرو محدود شود، چه سازوکاری برای جلوگیری از افزایش قیمت آن در بازار داخلی وجود دارد؟ چطور میتوان اطمینان حاصل کرد که خودروسازان از فاصله قیمت کارخانه و بازار برای افزایش قیمت محصولات خود استفاده نکنند و فشار بیشتری به مردم وارد نشود؟ آیا این موضوع به هماهنگی و برنامهریزی میان دستگاههای مختلف نیاز ندارد؟
شادکار: بله، باید جنبههای مختلف هر تصمیم دیده شود. این تصمیمها طبیعتاً هزینههایی دارند، اما باید تلاش کنیم این هزینهها مدیریت و تا حد امکان کاهش داده شوند. همچنین، باید مشخص باشد که هزینهها بر کدام اقشار و بازیگران تحمیل میشود و ذینفعان این حوزه چه واکنشهایی ممکن است نشان دهند.
لازم است برای این واکنشها از پیش یا همزمان با اجرای تصمیم، تدابیر جدی اتخاذ شود تا اقدامات بازیگران به اقشار مختلف، بهویژه مردم، آسیب جدی وارد نکند. نهاد هماهنگکننده باید از تخصص و تجربه بازیگران مختلف استفاده کند تا این تصمیمها بهدرستی اجرا شوند و آثار منفی آنها تا حد امکان کاهش یابد.
حاجرضایی: حضور من در اینجا به معنای دفاع از شرایط موجود نیست؛ بلکه هدفم دفاع از تصمیمهایی که در بانک مرکزی و دولت گرفته شده و اطلاعرسانی به مردم است تا بدانند سیاستهای ارزی اتخاذشده بانک مرکزی با توجه به شرایط موجود و با تلاش برای پایبندی به منطق اقتصادی تنظیم شدهاند.
دغدغههای مردم را نیز قطعاً در نظر داریم. بار دیگر تأکید میکنم که هزینههایی را که این شرایط برای مردم ایجاد کرده است، نفی نمیکنیم و میپذیریم که چنین هزینههایی وجود دارد. با این حال، شرایط ما عادی و آسان نیست و در برخی موارد ناچاریم با توجه به وضعیت موجود تصمیم بگیریم و راهحلهایی را انتخاب کنیم که با این شرایط سازگار باشند.
ارسال نظر