جنگ عناصر نادر خاکی بین ایالات متحده و چین

جنگ عناصر نادر خاکی بین ایالات متحده و چین
چین بین ۸۵ تا ۹۰ درصد از ظرفیت پالایش عناصر خاکی کمیاب جهان را کنترل می‌کند.
کد خبر : ۱۸۱۳۹۶

به گزارش خبرنگار بین الملل ایبِنا و به نقل از الجزیره، واشنگتن روز چهارشنبه میزبان یک نشست بین‌المللی گسترده در سطح وزرا بود که ۵۵ کشور را برای بحث در مورد آینده زنجیره‌های تأمین عناصر نادر خاکی گرد هم آورد. این نشست نشان دهنده تغییر این موضوع از یک موضوع صرفاً صنعتی و فنی به یک عنصر ساختاری ثبات اقتصادی جهانی است.

طبق گزارش‌های رویترز در مورد این نشست و تحولات مرتبط، این بحث دیگر محدود به حجم تولید یا تنوع معادن عناصر نادر خاکی نیست، بلکه به عملکرد بازار و نحوه مدیریت خطرات مرتبط با تمرکز ظرفیت صنعتی در پیوند‌های خاص زنجیره ارزش گسترش می‌یابد.

کشور‌های شرکت کننده در نشست وزرای وزارت امور خارجه، عناصر نادر خاکی را به عنوان ورودی‌های استراتژیک مؤثر بر انرژی‌های تجدیدپذیر، حمل و نقل الکتریکی، صنایع دیجیتال و کاربرد‌های دفاعی در نظر گرفتند.

این رویکرد در چارچوب داده‌هایی مطرح می‌شود که نشان دهنده افزایش مداوم تمرکز پالایش و فرآوری است.

آژانس بین‌المللی انرژی تخمین می‌زند که سهم سه کشور برتر در پالایش فلزات استراتژیک از تقریباً ۸۲ درصد در سال ۲۰۲۰ به ۸۶ درصد در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته است و طبق تحلیل این آژانس از تمرکز زنجیره‌های تأمین فلزات مرتبط با انرژی پاک، چین همچنان بزرگترین بازیگر در این گروه باقی خواهد ماند.

با این حال، این تمرکز را نمی‌توان صرفاً به عنوان نتیجه تصمیمات سیاسی یکجانبه تفسیر کرد. همچنین با عواملی مانند بهره‌وری صنعتی، هزینه‌های تولید پایین‌تر، تخصص فنی انباشته شده و زیرساخت‌های یکپارچه مرتبط است - عناصری که اغلب در گزارش‌های صنعتی و تحلیل‌های اقتصادی بین‌المللی هنگام توضیح تسلط برخی کشور‌ها در بخش‌های صنعتی خاص ذکر می‌شوند.

بنابراین، تحولات اخیر نشان‌دهنده توزیع مجدد خطرات در یک سیستم اقتصادی به هم پیوسته است، نه یک گسست اجتناب‌ناپذیر یا یک بازی با حاصل جمع صفر. این توصیف با تفاسیر نهادی گسترده‌تر از به هم پیوستگی زنجیره‌های ارزش جهانی همسو است.

کارایی قیمت‌گذاری و ثبات سرمایه‌گذاری

در این جلسه مفهوم قیمت‌های معیار مورد بحث قرار گرفت که هدف آن کاهش نوسانات شدید در قیمت فلزات خاکی کمیاب است که مانع سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌شود. برخی از سیاست‌گذاران این سازوکار را به عنوان ابزاری برای تثبیت مالی می‌دانند که به سرمایه‌گذاران دیدگاه روشن‌تری از بازده مورد انتظار می‌دهد.

این امر به ویژه در بخشی که به میلیارد‌ها دلار سرمایه‌گذاری و دوره‌های توسعه طولانی نیاز دارد، اهمیت دارد، همانطور که رویترز در مورد پیشنهاد‌های مربوط به بازسازی بازار فلزات حیاتی گزارش داده است.

پروژه‌های عناصر خاکی کمیاب در خارج از چین در جذب تأمین مالی هنگام سقوط قیمت‌ها با مشکل مواجه می‌شوند و منجر به تعطیلی پروژه‌ها قبل از شروع تولید تجاری می‌شوند. این مشکلی است که اغلب توسط تحلیلگران هنگام بحث در مورد نقش نوسانات قیمت در ایجاد اختلال در سرمایه‌گذاری در کالا‌های سرمایه‌بر برجسته می‌شود.

با این حال، قیمت‌های پایین لزوماً نشان‌دهنده دامپینگ بازار نیستند. آنها همچنین می‌توانند ناشی از صرفه‌جویی به مقیاس، هزینه‌های انرژی پایین‌تر یا زنجیره‌های تأمین کارآمد باشند - عوامل ساختاری که معمولاً برای توضیح تفاوت‌های هزینه بین کشور‌ها در صنایع استخراجی و فرآوری استفاده می‌شوند.

این اختلاف نشان می‌دهد که بحث بر سر محدودیت‌های مداخله دولت در اصلاح شکست‌های بازار بدون ایجاد تحریف‌های جدید است.

تحلیل‌های بازار منتشر شده توسط رویترز این بحث را منعکس می‌کنند و دو دیدگاه را برجسته می‌کنند:

اولین دیدگاه استدلال می‌کند که ثبات قیمت برای فلزات خاکی کمیاب پیش‌نیاز ایجاد ظرفیت تولید در خارج از مراکز غالب است.

مورد دوم در مورد خطرات سیاسی کردن قیمت‌گذاری و تضعیف سیگنال‌های بازار هشدار می‌دهد.

مرکز ثقل صنعتی

مطالعات صنعتی تأکید می‌کنند که زنجیره‌های ارزش بالای این صنعت (جداسازی شیمیایی، پالایش، تولید آلیاژ و تولید آهنربا) مرکز واقعی قدرت را نشان می‌دهند، زیرا این مراحل نیاز به فناوری‌های تخصصی، سرمایه‌گذاری فشرده و رعایت دقیق محیط زیست دارند.

داده‌های سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده نشان می‌دهد که چین بین ۸۵ تا ۹۰ درصد از ظرفیت پالایش عناصر خاکی کمیاب جهان را کنترل می‌کند، در حالی که سهم آن از عناصر سنگین بیش از ۹۵ درصد است. این ارقام نشان‌دهنده یک روند صنعتی بلندمدت است، نه یک توسعه موقت.

تجزیه و تحلیل‌های آژانس بین‌المللی انرژی از پروژه‌های برنامه‌ریزی‌شده در خارج از چین نشان می‌دهد که ظرفیت جدید پردازش و مغناطیسی‌سازی در مقایسه با تقاضای پیش‌بینی‌شده محدود است، به این معنی که حتی با سیاست‌های صنعتی قوی، ایجاد تعادل مجدد سال‌ها طول خواهد کشید.

وابستگی متقابل 

داده‌های تجاری تصویری پیچیده‌تر از مفهوم «وابستگی یک‌جانبه» را ترسیم می‌کنند. ایالات متحده، اروپا و ژاپن برای برخی از نهاده‌های واسطه‌ای به چین متکی هستند، در حالی که چین برای محصولات نهایی با ارزش افزوده به بازار‌های توسعه‌یافته متکی است.

داده‌های سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده نشان می‌دهد که واردات ترکیبات و عناصر خاکی کمیاب (فلزات خاکی کمیاب) ایالات متحده در سال ۲۰۲۴ به ۱۷۰ میلیون دلار رسیده است و چین حدود ۷۰ درصد از میانگین واردات ایالات متحده بین سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ را تشکیل می‌دهد. برعکس، بازار‌های غربی مقصد اصلی صادرات صنعتی چین هستند که از این فلزات استفاده می‌کنند.

این وابستگی متقابل نشان می‌دهد که روابط تجاری در این بخش مبتنی بر وابستگی متقابل با شدت بالا است و جدایی کامل از نظر اقتصادی بعید است، اگرچه پتانسیل تنش‌های تجاری همچنان وجود دارد.

فشار قیمت‌ها

طبق گزارش بانک جهانی، این تغییر با انتظارات کاهش قیمت جهانی کالا‌ها در فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۶ همزمان است. این امر آسیب‌پذیری پروژه‌های جدید و پرهزینه را افزایش می‌دهد، زیرا قیمت‌های پایین‌تر ممکن است در کوتاه‌مدت مصرف را افزایش دهند، اما باعث تضعیف قابلیت دوام مالی استارت‌آپ‌ها در خارج از مراکز کم‌هزینه می‌شوند.

صندوق بین‌المللی پول می‌افزاید که سیاست‌های جابجایی صنعتی ممکن است هزینه‌های ساختاری را افزایش دهند، اما خطرات شوک‌های ناگهانی را کاهش می‌دهند.

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) اشاره می‌کند که محدودیت‌های صادرات مواد اولیه در سطح جهانی در حال افزایش است که نشان‌دهنده روند گسترده‌تری به سمت سیاسی شدن تجارت منابع است.

بین چندپارگی و هماهنگی

مطالعات دانشگاهی اخیر منتشر شده در مجله سیاست منابع، مواد معدنی کمیاب را به عنوان نمونه‌ای واضح از آنچه در اقتصاد سیاسی بین‌المللی به عنوان وابستگی متقابل نامتقارن شناخته می‌شود، مورد بررسی قرار داده‌اند، جایی که طرف عرضه در تعداد محدودی از کشور‌ها متمرکز است، در حالی که تقاضا به صورت صنعتی و جغرافیایی در مقیاس وسیع جهانی توزیع می‌شود.

مطالعه‌ای با عنوان «ساختار شبکه‌های اعتباری تجاری در عناصر خاکی کمیاب و تأثیر آن بر قیمت‌های تجاری: چشم‌اندازی از زنجیره صنعت» توضیح داد که این تمرکز در سراسر حلقه‌های زنجیره صنعتی، به برخی از کشور‌ها نفوذ بیشتری در مراحل فرآوری می‌دهد، در حالی که برخی دیگر نقش خود را بر مراحل استفاده نهایی متمرکز می‌کنند.

محققان معتقدند که این الگو احتمال استفاده از تجارت به عنوان اهرم فشار در دوره‌های تنش را افزایش می‌دهد، اما در عین حال، انگیزه‌های اقتصادی قوی برای همه طرفین ایجاد می‌کند تا جریان‌های پایدار را حفظ کنند، زیرا هرگونه اختلال گسترده، هزینه‌های متقابلی را بر تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان تحمیل می‌کند و بر ثبات بازار جهانی تأثیر می‌گذارد.

مطالعات در اقتصاد بین‌الملل نشان می‌دهد که بهترین مسیر برای کاهش خطرات، تنوع تدریجی همراه با هماهنگی چندجانبه است، نه جدایی ناگهانی. این دیدگاه با نگرانی‌های نهاد‌های بین‌المللی که نسبت به هزینه جدایی کامل از رشد جهانی هشدار می‌دهند، همسو است.

سناریو‌هایی برای آینده

بازار عناصر خاکی کمیاب احتمالاً به سمت یکی از سه مسیر به هم پیوسته حرکت خواهد کرد:

تنوع مدیریت‌شده: پروژه‌های جدید با موفقیت ظرفیت فرآوری را در خارج از چین به تدریج ایجاد می‌کنند، در حالی که وابستگی متقابل تجاری باقی می‌ماند.

افزایش نوسانات: محدودیت‌های نظارتی تشدید می‌شوند و منجر به عدم قطعیت بیشتر و نوسانات قیمت می‌شوند.

هماهنگی بین‌المللی گسترده: مکانیسم‌های شفافیت و همکاری برای کاهش خطر شوک‌ها توسعه می‌یابند. نتیجه به تعادل منافع اقتصادی، سرعت اجرای پروژه و توانایی کشور‌ها در مدیریت رقابت در چارچوب‌های نهادی بستگی دارد.

تحولات فعلی نشان‌دهنده تغییر بازار فلزات خاکی کمیاب از یک مدل کالایی سنتی به یکی از منابع استراتژیک بسیار حساس است. این تغییر نشان‌دهنده یک بازی با حاصل جمع صفر نیست، بلکه نشان‌دهنده تعدیل مجدد تعادل‌ها در یک بازار به هم پیوسته جهانی است.

نویسنده: احمد ابوالطرابیش ترجمه: اصغر علی کرمی
ارسال‌ نظر
در موسسه مطبوعاتی بازار پول و ارز تهیه شد؛

مستند «سرمایه‌گریز»