به گزارش خبرنگار ایبِنا؛ صندوقهای درآمد ثابت ارزی با هدف جذب ارزهای راکد، تعمیق بازار رسمی و ایجاد یک ابزار کمریسک برای سرمایهگذاری طراحی میشوند. در ظاهر، این ابزار میتواند بخشی از تقاضای سفتهبازانه را به بستر شفاف منتقل کند. اما در اقتصادی که با شکاف نرخ رسمی و غیررسمی، نااطمینانی انتظاری و ضعف لنگر اسمی مواجه است، همین نوآوری مالی میتواند یک اثر معکوس ایجاد کند: افزایش میل به دلاریسازی و تقویت تقاضا در بازار غیررسمی.
مکانیزم این پدیده پیچیده نیست. وقتی یک ابزار رسمی ارزی در دسترس عموم قرار میگیرد، پیام ضمنی آن میتواند چنین برداشت شود که «نگهداری ارز، گزینه کمریسکتری نسبت به ریال است». در چنین فضایی، خانوارها و بنگاهها ممکن است برای پوشش ریسک تورم یا نااطمینانی، سهم دارایی ارزی خود را افزایش دهند. این تغییر رفتار لزوماً از مسیر صندوق رخ نمیدهد؛ بلکه میتواند تقاضای مکمل در بازار غیررسمی ایجاد کند؛ بهویژه اگر سرمایهگذار نسبت به نحوه تسویه، نقدشوندگی یا ثبات مقررات اطمینان کامل نداشته باشد.
ادبیات دانشگاهی درباره «دلاریشدن مالی» نشان میدهد گسترش ابزارهای ارزی در محیطهای تورمی میتواند جانشینی پول داخلی با ارز خارجی را تشدید کند. در چنین حالتی، حتی اگر اسکناس فیزیکی جابهجا نشود، انتظارات ارزی تقویت میشود و نرخهای موازی بهعنوان شاخص روانی بازار بالا میروند. تجربه اقتصادهایی با شکاف رسمی-موازی مانند آرژانتین نشان میدهد هر کانال مالی که امکان قیمتگذاری دلاری را سادهتر کند، میتواند به سیگنالساز انتظارات تبدیل شود و شکاف نرخ را تعمیق کند.
ریسک دیگر، اثر آربیتراژ است. اگر اختلاف میان نرخهای رسمی و غیررسمی پایدار باشد، فعالان بازار به دنبال استفاده از هر ابزار جدید برای کسب سود از این شکاف خواهند بود. در چنین شرایطی، صندوق ارزی ممکن است به جای جذب ارزهای راکد، به ابزاری برای تقویت انگیزههای سفتهبازانه بدل شود. به بیان دیگر، ابزار مالی جدید میتواند به جای آنکه فشار تقاضا را مهار کند، آن را بازتولید کند.
همچنین باید به مسئله نقدشوندگی توجه داشت. اگر سرمایهگذار نسبت به امکان بازخرید سریع و تسویه شفاف اطمینان نداشته باشد، احتمال دارد همزمان با سرمایهگذاری در صندوق، در بازار غیررسمی نیز موقعیت ارزی اتخاذ کند تا ریسک خود را پوشش دهد. این رفتار دوگانه، عملاً تقاضای جدید ایجاد میکند.
از منظر سیاست پولی، گسترش داراییهای ارزی در سبد خانوارها میتواند کارایی ابزارهای ریالی را تضعیف کند. هرچه سهم دارایی ارزی افزایش یابد، حساسیت اقتصاد به نوسان نرخ ارز بیشتر میشود و مدیریت انتظارات دشوارتر خواهد شد. در چنین محیطی، حتی اخبار کوچک میتواند اثر بزرگتری بر نرخ غیررسمی بگذارد؛ بنابراین مسئله اصلی نه اصل نوآوری مالی، بلکه بستر نهادی و طراحی آن است. اگر صندوق ارزی در شرایطی عرضه شود که شکاف رسمی–موازی کاهش یافته، لنگر اسمی تقویت شده و قواعد تسویه و نقدشوندگی کاملاً شفاف باشد، میتواند به تعمیق بازار کمک کند. اما در غیاب این پیششرطها، خطر آن وجود دارد که این ابزار به تقویت ذهنیت دلاری و افزایش تقاضا در بازار غیررسمی بینجامد و در نهایت، نرخ دلار را به سمت سطوح بالاتر سوق دهد.