
روحاله کهنهوشنژاد، متخصص اقتصاد انرژی و سیاستهای نفت و گاز، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
در یک رخداد تاریخی، ایران در برابر حملات و اقدامات نظامی امپریالیسم آمریکا و اسرائیل که منجر به جنگ رمضان شد، تنگه هرمز را به طور کامل مسدود کرد. این تنگه یکی از مهمترین گلوگاههای جهانی برای عبور نفت و گاز است. به نظر میرسد این کنش، بیشترین اختلال تاریخی در مسیرهای نفتی جهان به شمار میرود.
یک کاربر فلسطینی در فضای مجازی نوشته بود که من نمیتوانم درک کنم چطور ایران چنین کارت قدرتمندی با پیامدهای گستردهای برای کل جهان داشته باشد، یعنی بستن تنگه هرمز، و با وجود ۴۰ سال تحریمهای ناعادلانه، انزوای سیاسی و تبلیغات منفی علیه خود، این برگ برنده را تا به امروز فعال نکرده است! وی در ادامه مینویسد: اگر تنگه هرمز در کشور ایالات متحده بود، شما هر روز و شب باید پای رئیسجمهور آمریکا را میبوسیدید تا بتوانید یک قطره نفت به دست آورید.
اما چرا تنگه هرمز اهمیت دارد؟ روزانه تقریباً ۲۰ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور میکند که به حدود یک پنجم کل عرضه نفت جهان میرسد. علاوه بر آن، تقریباً ۲۵ درصد از کل فرآوردههای نفتی و ۵ درصد از گاز طبیعی جهان نیز از این مسیر عبور میکنند. با توجه به اهمیت استراتژیک این تنگه، میتوان چند نکته مهم در مورد بسته شدن آن و ادامه جنگ بیان کرد.
نکته اول: اختلال در عرضه
نفتی که امروز در بازار جهانی مصرف میشود، معمولاً چند هفته قبل از آن بارگیری و حمل میشود. زمان رسیدن نفتکشها از خلیج فارس به مقاصد، بسته به مقصدهای مختلف است. به طور معمول، حدود یک تا چهار هفته زمان میبرد تا محمولهها به بازارهای اصلی آسیا یا اروپا برسند. به همین دلیل، اگر امروز اختلالی در حمل و نقل ایجاد شود، اثر واقعی آن با یک فاصله زمانی در بازار و در موجودی پالایشگاهها نمایان میشود؛ بنابراین واکنش اولیه بازار بیشتر جنبه انتظاری و روانی دارد و اثر فیزیکی کمبود عرضه معمولاً با تأخیر ظاهر میشود.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران عملاً تنگه هرمز را بسته و این موضوع یکی از شدیدترین شوکهای انرژی در سالهای اخیر را ایجاد کرده است. با بسته شدن مسیر، تولیدکنندگان بزرگ خاورمیانه مثل عربستان سعودی، عراق و کویت ناچار شدهاند تولید برخی میادین نفتی را کاهش دهند، چون دیگر نمیتوانند نفت را به نفتکشها بارگیری کنند. مخازن ذخیره آنها پس از حدود ۱۰ روز توقف کشتیرانی تقریباً پر شده است.
ظرفیت مازاد در سایر نقاط جهان برای جبران کمبود خاورمیانه کافی نیست. پالایشگاههای جهان برای ادامه تولید، مجبور میشوند از ذخایر خود مصرف کنند. آژانس بینالمللی انرژی در حال بررسی آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر اضطراری است؛ اقدامی که اگر انجام شود، بزرگترین آزادسازی در تاریخ این نهاد خواهد بود.
به علاوه، پالایشگاههای مهمی آسیب دیده یا فعالیتشان متوقف شده است، از جمله: پالایشگاه الزور کویت، پالایشگاه سیترا بحرین، تأسیسات راس تنوره عربستان. برخی نفتکشها و تأسیسات نزدیک تنگه هم هدف حمله قرار گرفتهاند و بازگشت به حالت عادی سریع نخواهد بود. حتی اگر جنگ زود تمام شود، تعمیر پالایشگاهها و زیرساختها زمانبر است. بازگرداندن ظرفیت LNG قطر هم ممکن است چند هفته طول بکشد.
برخی میدانهای نفتی که تولیدشان کاهش یافته، شاید به سرعت به سطح قبلی بازنگردند و حتی ممکن است بخشی از ظرفیت خود را برای مدت طولانی از دست بدهند.
چرا مسیرهای دور زدن تنگه هرمز چندان موثر نیستند؟ چهار کشور دارای مسیرهایی جداگانه برای صادرات بخشی از نفت خود هستند.
عربستان، خط لوله «ابقیق-ینبع» با ظرفیتهای اسمی ۵ میلیون بشکه در روز را دارد که حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز از این طریق صادر کرده است. خط لوله «شرق-غرب» عربستان با ظرفیت ۲ میلیون بشکه در روز نیز میتواند برای انتقال نفت به خارج از تنگه مورد استفاده قرار گیرد که در شرایط عادی نصف ظرفیت آن برای تامین سه پالایشگاه داخلی این کشور مورد استفاده قرار میگیرد. اما نکته مهم ظرفیت بارگیری نفتکشها در ینبع است که در بهترین حالت حدود ۴.۵ میلیون بشکه در روز خواهد بود؛ لذا اگر ظرفیت این بندر نیز لحاظ شود، عربستان بیشتر از ۲ میلیون بشکه از نفت خود را، مازاد بر آنچه قبلا منتقل میکرد، نمیتواند از پایانه مذکور صادر کند.
امارات نیز از طریق «خطلوله ابوظبی» امکان ارسال ۱.۸ میلیون بشکه در روز نفت به خارج از تنگه هرمز را دارد که حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز آن را استفاده کرده است که ۱۰۰ هزار بشکه آن مربوط به خوراک پالایشگاه ویتول در خاک امارات است؛ لذا این خط لوله نیز ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه در روز امکان دور زدن تنگه هرمز را فراهم میکند.
عراق نیز امکان صادرات نفت با خطلوله «کرکوک-جیهان» را دارد که در ماههای اخیر کمتر از ۲۰۰ هزار بشکه در روز استفاده شده و ظرفیت باقیمانده ۳۰۰ هزار بشکه در روز است.
روی هم رفته، سه کشور عربستان، امارات و عراق روی کاغذ نهایتا یکسوم نفت خام صادراتی از تنگه (بدون احتساب صادرات ایران) را میتوانند بدون عبور از تنگه صادر کنند. با توجه به اشراف عملیاتی ایران به خروجی این خطلولهها در دریای عمان و دریای سرخ (از طریق یمن)، به نظر میرسد این مسیرها در شرایط درگیری نمیتواند امنیت قابل توجهی برای نفتکشها ایجاد کند. چنان که در روزهای اخیر پایانه فجیره نیز مورد اصابت قرار گرفته است. همچنین، در صورت استفاده حداکثری از این خطوط لوله برای نفت خام، ۵ میلیون بشکه فرآوردههای نفتی عبوری از تنگه عملا مسیر جایگزینی نخواهند داشت.
شایان ذکر است الانجی عبوری از تنگه هرمز نیز به طور کلی هیچ مسیر جایگزینی ندارد.
نکته دوم: مسئله بیمه و ریسک کشتیرانی
در شرایط جنگی یا ناامن، مشکل فقط عبور فیزیکی نفتکشها نیست. صنعت حملونقل دریایی به شدت وابسته به بیمههای بینالمللی است. اگر ریسک جنگی بالا برود، شرکتهای بیمه حق بیمه را چند برابر میکنند یا حتی از پوشش مسیر خودداری میکنند. در چنین شرایطی بسیاری از شرکتهای کشتیرانی ترجیح میدهند وارد منطقه نشوند، زیرا بدون بیمه، حمل یک محموله نفتی چند صد میلیون دلاری عملاً امکانپذیر نیست. به علاوه، هزینههای حملونقل همچنان بالا میماند. حتی پس از کاهش درگیری، هزینههای بیمه و حملونقل دریایی احتمالاً بالا باقی میماند، چون خطر حملات پهپادی و موشکی ادامه دارد. در حال حاضر، صدها کشتی در دو سوی تنگه منتظرند تا ببینند آیا عبور و مرور از این مسیر دوباره آغاز میشود یا نه.
نکته سوم: واکنش بازار انرژی
بازار نفت بسیار حساس به ریسکهای ژئوپلیتیک است. حتی احتمال اختلال در عبور نفت از تنگه هرمز میتواند باعث افزایش قیمتها شود. اگر اختلال واقعی و طولانیمدت رخ دهد، کاهش عرضه میتواند قیمت نفت را به سرعت افزایش دهد. در سناریوهای شدید، برخی تحلیلگران از سطوح قیمتی بالاتر از ۱۵۰ دلار برای هر بشکه نیز صحبت کردهاند.
در مدت حدود دو هفته سپری شده از جنگ رمضان، قیمت نفت برنت تا ۱۱۹ دلار برای هر بشکه بالا رفت؛ که بالاترین سطح از سال ۲۰۲۲ به شمار میآید. قیمت گاز طبیعی در اروپا و LNG در آسیا هم بهشدت افزایش یافته است. علاوه بر نفت خام، قیمت بنزین، گازوئیل، سوخت جت، گاز، پتروشیمی، برق و کود شیمیایی هم بالا رفته است.
اداره انرژی آمریکا، پس از تحولات تنگه هرمز، مجبور به بازنگری در گزارش خود با عنوان «چشم انداز کوتاه مدت نفت» شد. نسخه قبلی گزارش حدود ۱ ماه قبل منتشر شده بود که در آن متوسط قیمت نفت در ۲۰۲۶ حدود ۵۸ دلار پیش بینی شده بود و حالا در بازنگری به ۷۹ دلار اصلاح شده است؛ یعنی ۳۶ درصد افزایش دیده شده که میتواند تا پایان سال ۲۰۲۶ پایدار بماند.
نکته چهارم: اثرات اقتصادی جهانی
افزایش شدید قیمت نفت تنها یک مسئله انرژی نیست. این موضوع میتواند به سرعت به تورم جهانی، افزایش هزینه حملونقل و فشار بر اقتصاد کشورها منجر شود. به همین دلیل، ثبات در مسیرهای اصلی انتقال انرژی برای اقتصادهای بزرگ جهان اهمیت بالایی دارد و معمولاً تلاش میشود از بروز اختلال طولانی در این مسیر جلوگیری شود.
قیمت بنزین و گازوییل آمریکا در مدت سپری شده از جنگ بیش از ۲۰ درصد رشد داشته و باعث شده تحلیلگران گلدمن ساکس تورم تا دسامبر را ۲.۹ درصد (بالاتر از هدف ۲ درصد) پیشبینی کنند. گفتنی است افزایش یک درصدی تورم در آمریکا عدد بزرگی است، زیرا تورم را ۵۰ درصد بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار میدهد.
فدرال رزرو نیز مجبور به عقبانداختن کاهش نرخ بهره و سختتر کردن وامدهی میشود که مستقیماً بر هزینه زندگی و قدرت خرید مردم تأثیر میگذارد.
برای مصرفکنندگان و کسبوکارها در سراسر جهان، هزینه انرژی به سرعت در حال افزایش است. این افزایش قیمتها به تورم دامن میزند. قیمت برخی مواد غذایی هم بالا رفته و کشاورزان، بهویژه در نیمکره شمالی که در فصل کشت هستند، با هزینه بالاتر نهادهها روبهرو شدهاند.
براساس برآورد صندوق بین المللی پول، هر ۱۰ درصد افزایش قیمت نفت باعث ۰.۴ درصد افزایش تورم جهانی ۰.۲ درصد کاهش رشد اقتصادی شود. باتوجه به اینکه ۳۰ درصد تجارت کود جهان از هرمز میگذرد. در نتیجه، ادامه انسداد تنگه باعث افزایش هزینه کشاورزی و افزایش قیمت غذا میشود.
در مجموع بستن تنگه هرمز توسط ایران در طول جنگ رمضان، یک رویداد تاریخی بسیار مهم و تأثیرگذار در سطح جهانی به شمار میآید که با عمق راهبردی و اثرات عمیق در بازارهای جهانی انرژی و اقتصادی همراه است. این اقدام نه تنها به عنوان یک واکنش به فشارهای نظامی و اقتصادی بیسابقه علیه ایران، بلکه به عنوان یک نماد قدرت و نماینده ارزشهای جهانی استقلال، امنیت و مقاومت در برابر تحریمها و تجاوزهای بیعدالت شناخته میشود.
بستن تنگه هرمز، در عین حالی که یک اقدام نظامی و استراتژیک بود، به عنوان یک رویداد تاریخی و اقتصادی بزرگ شناخته میشود که به سرعت و به شیوهای ناگهانی، بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار داده است. این اقدام به ایران امتیازاتی در جهان انرژی و اقتصادی افزود و نشان داد که با یک راهبرد صحیح و امنیتی، میتوان در برابر فشارهای بیسابقه جهانی مقاومت کرد.