23 ارديبهشت 1405 - 17:04

چرا با وجود درآمد ارزی بالا، مردم همچنان گرانی را احساس می‌کنند؟

کد خبر : ۱۸۳۱۰۰

آرام رشیدی؛ دستیار رسانه‌ای رئیس کل بانک مرکزیچرا با وجود درآمد ارزی بالا، مردم همچنان گرانی را احساس می‌کنند؟

عباس شاکری، اقتصاددان برجسته نهادگرا، چندی پیش به این نکته اشاره کرد که در دوران جنگ تحمیلی با ۶ میلیارد دلار درآمد ارزی، مردم تورم شدید و گرانی روزمره را حس نمی‌کردند، اما امروز با ۸۰ میلیارد دلار درآمد ارزی و با وجود یکپارچگی نرخ ارز از دی‌ماه ۱۴۰۴، باز هم هر روز نیمی از کالا‌ها گران می‌شوند. این پرسش در نگاه اول تناقض‌آمیز به نظر می‌رسد، اما با بررسی تفاوت‌های ساختاری دو دوره و واقعیت‌های اقتصادی امروز، پاسخ روشن می‌شود.

۱. یکپارچگی نرخ ارز؛ گام مثبت، اما ناکافی

از دی‌ماه ۱۴۰۴، نظام ارزی کشور در مرکز مبادله ارز و طلا در یک تالار واحد یکپارچه شد. بر این اساس، نرخ تالار حواله، مبنای تأمین ارز برای تمامی کالا‌ها و خدمات قرار گرفته و ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی صرفاً به واردات دارو و گندم اختصاص یافت. این اقدام که فاصله نرخ رسمی و بازار آزاد را به‌طور قابل‌توجهی کاهش داده، گامی مهم در جهت شفافیت و کاهش رانت ارزی محسوب می‌شود. با این‌حال، یکپارچگی نرخ ارز به‌تنهایی نمی‌توانست معجزه کند، زیرا ریشه تورم مزمن ایران بسیار عمیق‌تر و ساختاری‌تر است و کارشناسان پیشتر هشدار داده بودند که در نبود سیاست‌های مکمل مانند مهار تورم، کنترل کسری بودجه و مدیریت انتظارات تورمی، هم‌جهت شدن نرخ‌های رسمی با بازار آزاد به‌سرعت در زنجیره قیمت‌گذاری منعکس خواهد شد.

۲. انفجار نقدینگی در برابر رشد محدود درآمد ارزی

در دوران جنگ، نقدینگی کشور حدود دو هزار میلیارد تومان بود، در حالی که این رقم امروز از مرز ۷ هزار هزار میلیارد تومان فراتر رفته و رشد بیش از ۴۰ برابری را نشان می‌دهد. در مقابل، درآمد ارزی از ۶ به ۸۰ میلیارد دلار رسیده که رشد حدود ۱۳ برابری دارد. تورم در درجه اول از رشد نقدینگی ناشی می‌شود، نه صرفاً از میزان درآمد ارزی.

۳. کسری بودجه و استقراض از بانک مرکزی

امروز هزینه‌های جاری دولت (حقوق، بازنشستگی، طرح‌های عمرانی، یارانه‌ها و کالابرگ) چندین برابر دهه شصت شده است و کسری بودجه ساختاری همچنان پابرجاست. بخش قابل‌توجهی از درآمد ارزی صرف تأمین این هزینه‌ها می‌شود، نه ورود کالا به بازار. تا زمانی که بودجه دولت بدون اتکا به استقراض از بانک مرکزی تنظیم نشود، یکپارچه شدن نرخ ارز به‌تنهایی نمی‌تواند تورم را مهار کند.

۴. تحریم‌ها و افزایش هزینه مبادله

در جنگ عراق، تحریم مؤثری در کار نبود؛ ایران آزادانه نفت می‌فروخت و کالا می‌خرید. امروز تحریم‌های ظالمانه هزینه‌های حمل‌ونقل، بیمه، انتقال پول و تأمین مالی را سرسام‌آور بالا برده است. عملاً از ۸۰ میلیارد دلار درآمد ارزی، قدرت خرید واقعی بسیار کمتری نسبت به ۶ میلیارد دلار آن دوران وجود دارد.

نتیجه‌

مقایسه ساده دو عدد (۶ میلیارد در مقابل ۸۰ میلیارد) بدون در نظر گرفتن متغیر‌های کلیدی مانند حجم نقدینگی ۴۰ برابر شده، تحریم‌های ظالمانه، کسری بودجه مزمن و تورم انتظاری ریشه‌دار، تصویر نادرستی از اقتصاد ایران ارائه می‌دهد. یکپارچگی نرخ ارز گامی مهم و ضروری بود، اما بدون اصلاحات همزمان در بودجه‌ریزی، مهار نقدینگی و مدیریت انتظارات تورمی، نمی‌توانست به‌تنهایی تورم را مهار کند.

به جای تمرکز بر تضاد ارقام، بهتر است بپرسیم: چگونه می‌توان نقدینگی را مهار کرد، ساختار بودجه را متحول ساخت و کسری مزمن را ریشه‌کن نمود؟ پاسخ به این پرسش‌ها، مسیر اصلی برون‌رفت از تورم کنونی را نشان می‌دهد.

ارسال‌ نظر