به گزارش خبرنگار ایبـنا، در حالی که فینتک در جهان به سمت تمرکززدایی و یکپارچگی کامل با زندگی روزمره حرکت میکند، این فناوریها در ایران هنوز در لایههای سطحی و خدمات اولیه مانند انتقال وجه و پرداخت قبوض در جا میزنند. اما واقعیت ماجرا چیست؛ چرا بانکداری نوین در ایران، بهرغم پتانسیلهای بالا، هنوز به بلوغ واقعی نرسیده است؟
کارشناسان این حوزه معتقدند، بزرگترین مانع در مسیر تکامل فینتک ایران، بوروکراسی و نگاه سنتی است. چارچوبهای قانونی موجود نه تنها همگام با فناوری رشد نکردهاند، بلکه نیاز به اتخاذ رویکردهای جدید دارند.
"محسن فرغزاده"، مدیر مرکز داده و زیرساخت هلدینگ فناوری اطلاعات بانک شهر، در گفتوگو با «ایبنا» دراین خصوص گفت: «بانک مرکزی در حوزه پرداختها و فناوری اطلاعات بهتر است دست استارتاپها را باز بگذارد و مقررات و فرآیندها را بهبود بخشد.»
وی در خصوص مشکلات موجود در این خصوص اظهار داشت: «ما در بخش بانکداری باز دارای مشکلاتی هستیم؛ چه در زمینه دسترسی به APIها و چه در بحث تبادل و اشتراکگذاری دادهها که لازمه اصلی بلوغ فناوری است. رگولاتور باید در این بخش تسهیلگری، بیشتری را بازی کند.
همچنین" امید آقاجانی"، مدیرعامل شرکت پردازش هوشمند پارسیان، در گفتوگو با «ایبنا» به تضاد عمیق میان نیازهای بازار و برخی چارچوبها اشاره کرد و معتقد است برخی از این شکافها مانع بلوغ فناوریهای نوین بانکی کشور است.
این کارشناس حوزه پرداخت تصریح کرد: «همواره گفتهاند نوآوری آن سوی ترس است؛ فعالان این حوزه که شجاعانه وارد میدان میشوند، هم باید خود را با قوانین تطبیق دهند و هم پاسخگوی نیازها و خواستههای روز بازار و مشتری باشند.
به باور فعالان این حوزه، توسعه فناوری نوین نیازمند اتصال به شبکههای جهانی است. تحریمهای بینالمللی، بانکداری ایران را از دسترسی به لایسنسهای نرمافزاری معتبر و پروتکلهای ارتباطی جهانی با مشکل مواجه کرده است.
وی با اشاره به فرسودگی لایههای زیرین فناوری در بانکها، تشریح میکند: «ما با سیستمهای بانکداری متمرکز (Core Banking) قدیمی و تجهیزاتی روبهرو هستیم که سالهاست بهروزرسانی اساسی نشدهاند. تحریمها مانع ورود تجهیزات پیشرفته شبکه و دیتاسنترها شده و در نتیجه، شرکتهای ایرانی مجبورند با تکیه بر زیرساختهای موجود، بار سنگین تراکنشها را به دوش بکشند که این خود ریسک پایداری سیستمها را بالا میبرد.»
در همین راستا، آقاجانی ضمن تمجید از تلاشهای کارشناسان داخلی تصریح کرد: «انصافاً صنف بانکی، پرداخت و فینتک ایران با وجود تمام تحریمها، کارشناسان و مدیران بسیار زحمتکش و خوشفکری دارد که توانستهاند خوش بدرخشند؛ اما با این حال، چالشهای ناشی از تأمین زیرساختها و عدم دسترسی به تکنولوژیهای نسل جدید که در اختیار کشور ما قرار نمیگیرد، بخش عمدهای از فرآیند بلوغ این صنعت را تحت تاثیر منفی قرار دادهاست.»
به گفته کارشناسان حوزه پرداخت، مدلهای درآمدی فینتک در ایران بیمار است، اما چالش عمیقتر، نبود فضای رقابتی اصیل و گرایش به کپیبرداریهای ناشیانه است. وی معتقد است مدل فعلی کارمزدها در ایران، انگیزه نوآوری واقعی را از بین برده است.
وی خاطرنشان کرد: «ساختار کارمزدها در شبکه بانکی ما اصلاحنشده و معیوب است؛ این امر باعث میشود که فینتکها نتوانند به درآمدهای پایدار دست پیدا کنند. وقتی زمین بازی انحصاری باشد و قیمتگذاریها به صورت دستوری تعیین شود، شرکتها به جای خلق ارزش جدید، به سمت تکرار الگوهای موجود هدایت میشوند.»
آقاجانی نیز با دست گذاشتن روی عارضه «تب کپیبرداری بدون تمایز» در حوزه نئوبانکها گفت: «در اکوسیستم ما معمولاً به محض اینکه یک نفر محصول نوآورانهای تولید میکند، بقیه سریعاً به دنبال کپیبرداری از آن هستند. امروز شاهد نئوبانکهای شماره ۲، ۳، ۱۱ و ۱۵ هستیم! اما این مجموعههای نوظهور، با توجه به همان محدودیتهای رگولاتوری، چه چیز جدیدی برای ارائه دارند؟ نبود یک مزیت رقابتی واقعی در این میان، نه تنها محصولات بعدی را به بلوغ نمیرساند، بلکه به نوآوری محصول اول نیز آسیب میزند.
برخلاف تصور برخی سیاستگذاران که فکر میکنند جامعه ایران آمادگی پذیرش ابزارهای پیچیده مالی را ندارد، شواهد نشان میدهد که مردم تشنه نوآوری هستند.
فرغزاده با رد این نگاه سنتی، به یک نمونه عینی اشاره کرده و میگوید: «فرهنگ عمومی جامعه ما در این سالها رشد قابلتوجهی داشته است. به عنوان مثال، با وجود پیشبینیهای منفی مبنی بر اینکه توسعه سرویسهای BNPL (الان بخر، بعداً پرداخت کن) به دلیل شرایط اقتصادی مردم منجر به نکول سنگین و بحران میشود، دیدیم که این اتفاق نیفتاد. این یعنی مردم فرهنگ استفاده از این ابزارها را دارند و هرجا شرکتها اطلاعرسانی و کار خوب انجام دهند، جامعه استقبال میکند. مشکل از عدم پذیرش مردم نیست، بلکه از محدودیت ابزارهاست.»
همچنین آقاجانی نیز ریشه عبور از این بنبستها را قدرت «تجربه کاربری» میداند و خاطرنشان میکند: «راهکار عبور از بنبستهای فرهنگی و قانونی، تمرکز بر یک تجربه کاربری شاهکار است. من در تجربیات قبلی به عینه دیدم اپلیکیشنی بدون داشتن مجوز رگولاتور و صرفاً با خلق یک تجربه کاربری فوقالعاده برای مشتری، توانست به چنان رشد سینه به سینه برسد که رگولاتور لاجرم به تعامل و پذیرش آن تن داد. این یعنی تجربه کاربری خوب، خود پیشران بلوغ است.»
همچنین به باور فعالان این حوزه، موج فزاینده مهاجرت نخبگان، برنامهنویسان و کارشناسان امنیت شبکه، اکوسیستم مالی کشور را دچار فقر شدید نیروی انسانی کرده و شرکتهای داخلی به دلیل نوسانات اقتصادی توان رقابت با دستمزدهای دلاری را ندارند؛ عاملی که به طور ساختاری سرعت توسعه و بلوغ فناوری را کند کرده است.
صنعت فینتک در ایران برای عبور از وضعیت فعلی و تبدیل شدن به پیشران اقتصاد دیجیتال، نیازمند تغییرات بنیادین در سه محور اصلی است: نخست، اصلاح ساختاری نظام کارمزد و پذیرش مدل «بانکداری باز» برای شکستن انحصار دادهها؛ دوم، جسارت شرکتها در پذیرش ریسک و عرضه محصولات نوآورانه خارج از فضای سنتی رگولاتوری؛ و سوم، تغییر رویکرد بانک مرکزی از نقش پلیس به حامی استارتاپها.
چنانچه این تحولات و جراحیهای ساختاری صورت نگیرد، پیشرفتهای فعلی تنها در لایههای سطحی باقی میماند و فینتکها نتوانند به بلوغ لازم برای اثرگذاری بر کل اقتصاد دست یابند.