به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، در ظاهر، طلا، نقره و بیتکوین سه بازار مستقلاند؛ اما در عمل، هر سه به یک متغیر کلیدی حساساند: هزینه پول. از این رو وقتی بازارها به این نتیجه میرسند که نرخ بهره بالا برای مدت بیشتری باقی میماند، منطق قیمتگذاری داراییها تغییر میکند. در چنین فضایی، حتی داراییهایی که بهطور سنتی «پناهگاه امن» یا «ذخیره ارزش» تلقی میشوند، زیر فشار قرار میگیرند.
آنگونه که سیانبیسی مینویسد، همین تغییر انتظارات باعث شد طلا، نقره و بیتکوین بهطور همزمان تضعیف شوند؛ رخدادی که بیش از آنکه نشانه یک شوک مقطعی باشد، بازتاب تغییر وزنِ سیاست پولی در برابر سایر محرکهای بازار است.
چرا این افت همزمان مهم است؟
همزمانی افت این سه دارایی، از یک همبستگی ساده فراتر میرود. بازار در چنین شرایطی بهجای تفکیک کامل میان «فلزات گرانبها» و «رمزارزها»، همه آنها را زیر چتر یک عامل مشترک میبیند: حساسیت به نرخ بهره، نقدینگی و دلار.
طلا سود دورهای نمیدهد؛ بنابراین وقتی بازده واقعی اوراق خزانه آمریکا بالا میرود، نگهداری طلا از نظر هزینه فرصت گرانتر میشود. این همان فشاری است که در گزارشهای بازار هم دیده شد. در مقطع اخیر نیز طلا حدود ۲.۴ درصد افت کرد و به محدوده ۴۱۶۱ دلار در هر اونس رسید. این گزارش تأکید میکند که افزایش احتمال سیاست پولی سختگیرانهتر، یکی از محرکهای اصلی فروش بود.
از سوی دیگر نقره برخلاف طلا فقط یک دارایی ذخیره ارزش نیست؛ بخشی از تقاضای آن از صنایع میآید. به همین دلیل، نقره معمولاً دو فشار را همزمان تحمل میکند: نخست فشار مالی ناشی از نرخ بهره بالا و دیگری فشار صنعتی ناشی از نگرانی درباره رشد اقتصاد جهانی.
به همین دلیل، نقره در دورههای انقباض پولی گاهی حتی از طلا هم آسیبپذیرتر میشود. همان گزارش CNBC از افت نزدیک به ۲ درصدی نقره خبر داد و آن را بخشی از حرکت همزمان بازارها دانست.
در این میان بیتکوین را نمیتوان صرفاً «طلای دیجیتال» نامید. رفتار آن در دورههای اضطراب پولی نشان میدهد که این دارایی بیش از هر چیز به وفور نقدینگی و اشتیاق به ریسک وابسته است. وقتی معاملهگران انتظار دارند نرخها بالا بماند یا حتی دوباره افزایش پیدا کند، جریان ورود پول به بازار رمزارزها کند میشود. در آخرین گزارشها، افت بیتکوین به محدوده ۶۱ هزار دلار نیز همزمان با همین بازنگری انتظارات ثبت شد.
محرک اصلی: تغییر نگاه بازار به فدرال رزرو
مهمترین نکته در این پرونده، نه خودِ افت قیمتها، بلکه تغییر روایت بازار است. بازارها معمولاً پیش از آنکه فدرال رزرو تصمیمی بگیرد، با احتمالات زندگی میکنند. همین احتمالات قیمتها را جابهجا میکند.
بر اساس گزارش رویترز، دادههای قویتر از انتظار بازار کار آمریکا، احتمال تداوم سیاست انقباضی را تقویت کرد و معاملهگران آتی نرخ بهره را به بازبینی واداشت. این نوع دادهها معمولاً دو اثر فوری دارند که عبارت است از بالا بردن احتمال ماندگاری نرخهای بالا و تقویت دلار و افزایش بازده اوراق.
وقتی نرخهای بهره بالا میماند، سرمایهگذاران برای نگهداری پول در داراییهای بدون بازده یا کمبازده، انگیزه کمتری دارند. در نتیجه:
این همان نقطهای است که سه بازار ظاهراً متفاوت، به یک پاسخ مشترک میرسند.
نقش دلار و اوراق خزانه
عامل دوم در این داستان، فقط نرخ بهره نیست؛ دلار قویتر و بازده بالاتر اوراق خزانه نیز نقش کلیدی دارند.
دلار قوی؛ فشار پنهان بر کالاهای دلاری.
چون طلا و نقره به دلار قیمتگذاری میشوند، تقویت دلار قدرت خرید خریداران غیرآمریکایی را کاهش میدهد. این موضوع تقاضا را محدود میکند و به افت قیمت دامن میزند.
بازده اوراق؛ رقیب خاموش طلا
زمانی که بازده اوراق خزانه بالا میرود، سرمایهگذار میتواند بدون پذیرش نوسان شدید، سودی مشخص بهدست آورد. در چنین شرایطی، طلا که بازده دورهای ندارد، جذابیت نسبی خود را از دست میدهد. در همین خصوص رویترز در گزارشی دیگر به فشار افزایش بازده اوراق بر طلا اشاره کرده است.
آیا این فقط یک اصلاح کوتاهمدت است؟
پاسخ قطعی به این سؤال هنوز زود است، اما میتوان بین کوتاهمدت و افقهای بالاتر تفاوت گذاشت.
در کوتاهمدت
اگر بازار همچنان نرخهای بالا را محتمل بداند، داراییهای حساس به نقدینگی در موقعیت دفاعی باقی میمانند. در این وضعیت، حتی خبرهای ژئوپلیتیکی هم ممکن است اثر محدودتری نسبت به دادههای پولی داشته باشند.
در افق بلندتر
چشمانداز بلندمدت لزوماً به همین شکل نمیماند. خریدهای مداوم بانکهای مرکزی، تلاش کشورها برای تنوعبخشی به ذخایر ارزی و احتمال تغییر مسیر دلار میتواند دوباره از طلا حمایت کند. در مورد بیتکوین هم، هر نشانهای از نرمتر شدن سیاست پولی میتواند به بازگشت تقاضا کمک کند.
افت همزمان طلا، نقره و بیتکوین نشان میدهد که در مقطع فعلی، سیاست پولی آمریکا از بسیاری از روایتهای دیگر قدرتمندتر است. بازارها اکنون بیش از هر چیز به مسیر نرخ بهره، بازده واقعی و وضعیت نقدینگی نگاه میکنند. به زبان ساده، وقتی هزینه پول بالا میرود، حتی داراییهایی که همیشه پناهگاه یا ذخیره ارزش تلقی میشدند نیز باید با منطق تازهای قیمتگذاری شوند.