به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، آخرین تحولات بازار بورس اروپا نشان میدهد که آغاز هفته برای بازارهای اروپایی با خوشبینی چشمگیری همراه بود. خبرهای منتشر شده درباره دستیابی به یک توافق اولیه صلح میان ایالات متحده و ایران، موتور محرک بازارها شد.
طبق گزارش رویترز، شاخص STOXX 600 در اواسط ژوئن به سقف تاریخی خود رسید و بازدهی سالانه (YTD) خود را به ۷.۲ درصد رساند. این جهش نشان داد که سرمایهگذاران با تکیه بر کاهش تنشهای ژئوپلیتیک، به دنبال بازگشت به داراییهای پرریسک هستند. با این حال، این خوشبینی دیپلماتیک نتوانست در برابر فشارهای کلاناقتصادی دوام بیاورد و بهسرعت جای خود را به احتیاط داد.
در همین حال، بورس لندن درگیر یک بحران خودساخته شد. ترکیب «ابهام سیاسی» و «تأثیرات دیپلماتیک» باعث شد تا لندن ضعیفترین عملکرد خود در شش هفته اخیر را ثبت کند. به اعتقاد تحلیلگران، سرمایهگذاران در لندن به دلیل عدمقطعیتهای داخلی، نسبت به سایر بورسهای اروپایی بدبینتر بودند و این باعث شد شاخص FTSE 100 علیرغم حمایتهای محدود از سوی سهام انرژی، درجا بزند.
بررسی رفتار شاخصهای اصلی بورسهای اروپایی نشان میدهد که همبستگی سنتی میان بازارهای قاره سبز در روزهای اخیر تضعیف شده است. در حالی که برخی بازارها تحتتأثیر امید به کاهش نرخ بهره، رشد آرامی را تجربه کردند، برخی دیگر زیر فشار نگرانی از رشد اقتصادی، گزارشهای شرکتی ضعیف یا حساسیت بالاتر نسبت به بخشهای خاص، عقب نشستند.
این واگرایی باعث شده تصویر بورس اروپا، بهجای یک روند واحد، به مجموعهای از مسیرهای جداگانه شبیه باشد؛ مسیری که در آن، هر شاخص بر اساس ترکیب صنعتی، انتظارات پولی و وضعیت اقتصاد ملی خود واکنش نشان میدهد.
الگوی حرکتی غیرمتحد چیست؟
الگوی حرکتی غیرمتحد به وضعیتی گفته میشود که در آن شاخصهای سهام، بهجای حرکت همسو و یکپارچه، رفتارهای متفاوت و حتی متضاد نشان میدهند. به زبان ساده، وقتی یک شاخص رشد میکند، اما شاخص دیگر افت دارد، یا وقتی شدت نوسانها در بازارها همجهت نیست، بازار وارد فاز واگرایی شده است.
در بورس اروپا، این الگو معمولاً از چند عامل ناشی میشود:

این نمودار نشان میدهد که شاخصهای اروپایی در یک بازهی زمانی واحد، لزوماً واکنشی یکسان نداشتهاند. برخی بازارها توانستهاند در محدوده مثبت باقی بمانند، در حالی که برخی دیگر با فشار فروش مواجه شدهاند. همین تفاوت، نشانهی روشن از کاهش همحرکتی بازارهاست.
چرا بورس اروپا واگرا شد؟
تحلیل تحولات هفته اخیر نشان میدهد که چند نیروی اصلی در شکلگیری این وضعیت نقش داشتهاند:
۱) انتظارات متفاوت از سیاست پولی
سرمایهگذاران در برخی بازارها امید بیشتری به کاهش نرخ بهره دارند و همین انتظار، به رشد بخشهایی از بازار کمک کرده است. اما در بازارهایی که حساسیت بیشتری به تورم یا ضعف رشد دارند، این امید هنوز بهطور کامل به خرید تبدیل نشده است.
۲) ترکیب متفاوت صنایع
شاخصهایی که وزن بیشتری به صنایع فناوری، کالاهای لوکس، بانکها یا انرژی دارند، در برابر اخبار کلان اقتصادی یکسان واکنش نشان نمیدهند. به همین دلیل، یک خبر واحد میتواند در یک بازار محرک رشد و در بازاری دیگر عامل فشار باشد.
۳) دادههای اقتصادی ناهمگون
آمارهای تولید، تورم و اعتماد مصرفکننده در کشورهای اروپایی یکسان نیست. همین ناهمگونی، چشمانداز سودآوری شرکتها را نیز متفاوت میکند.
۴) اثر گزارشهای شرکتی
در هفته اخیر، عملکرد شرکتهای بزرگ اروپایی در برخی بخشها بهتر از انتظار و در برخی دیگر ضعیفتر بوده است. این موضوع بهویژه در بازارهای شاخصمحور، اثر مستقیمی بر رفتار کلی بورس گذاشته است.

نمودار بالا نیز نشان میدهد که فقط سطح شاخصها مهم نیست، بلکه شدت تغییر روزانه نیز اهمیت دارد. برخی بازارها در سطحی بالاتر قرار دارند، اما تغییرات روزانهی محدودی را تجربه کردهاند، در حالی که برخی شاخصهای کوچکتر نوسان بیشتری نشان دادهاند. این تفاوت، بیانگر آن است که بازار اروپا نه با یک موج واحد، بلکه با مجموعهای از محرکهای ناهمسان حرکت میکند.
پیام این واگرایی برای سرمایهگذاران چیست؟
واگرایی بازارها معمولاً دو پیام مهم دارد؛ نخست اینکه دیگر نمیتوان اروپا را یک بلوک کاملاً همجهت فرض کرد و دوم اینکه انتخابگری در میان بازارها و صنایع، از سرمایهگذاری کلینگر مهمتر شده است.
در چنین شرایطی، تمرکز بر شاخصهای کلان کافی نیست و سرمایهگذار باید:
الگوی اخیر بورس اروپا نشان میدهد که بازارهای این قاره در یک فاز «حرکت غیرمتحد» قرار گرفتهاند؛ فازی که در آن، همجهتی سنتی میان شاخصها تضعیف شده و هر بازار، بر اساس شرایط خاص خود مسیر متفاوتی را دنبال میکند.
این واگرایی میتواند نشانهای از افزایش عدمقطعیت باشد، اما در عین حال فرصتی برای تحلیل دقیقتر و انتخابگری هوشمندانهتر نیز به شمار میرود.