تنفس مصنوعی ترامپ به دلار

تنفس مصنوعی ترامپ به دلار
با وجود بحرانی‌شدن بدهی ملی آمریکا، ترامپ با «موج‌سواری رسانه‌ای» و مدیریت ادراک، ارزش دلار را به‌صورت مصنوعی در اوج نگه داشته است.
کد خبر : ۱۸۴۴۳۷

به گزارش خبرنگار بین‌الملل ایبنا، در نیمه دوم سال ۲۰۲۶، جهان شاهد پدیده‌ای است که اقتصاددانان آن را «استثناگرایی اجباری آمریکا» می‌نامند. در حالی که منطق اقتصادی حکم به تضعیف دلار می‌داد، ارز ملی آمریکا تحت رهبری دونالد ترامپ، بر موجی سوار شده است که در آن «برنده همه‌چیز را می‌برد».

بررسی‌ها نشان می‌دهد که کاخ سفید با ترکیبی از انتصابات تهاجمی، بزرگ‌نمایی در حوزه هوش مصنوعی و بازی با کارت تنش‌های ژئوپلیتیک، یک «سپر دفاعی رسانه‌ای» برای دلار ساخته است.

نوسانات دلار در شش ماهه سرنوشت‌ساز (ژانویه - ژوئن ۲۰۲۶)

دلار سال ۲۰۲۶ را با تردید آغاز کرد. در ژانویه، تحت تأثیر سیاست‌های تعرفه‌ای تندروانه ترامپ، شاخص دلار (DXY) با سقوطی ۱۰ درصدی مواجه شد که بدترین شروع از دهه ۱۹۷۰ بود. اما از آوریل ۲۰۲۶، بازی تغییر کرد.

بازگشت تهاجمی: شاخص دلار از محدوده ۹۶ واحد در فوریه به ۱۰۱.۳۹ واحد در ۲۳ ژوئن رسید (بالاترین سطح در ۱۳ ماه اخیر).

سرکوب رقبا: دلار به سقف تاریخی ۴۰ ساله در برابر ین ژاپن رسید و یورو را تا مرز برابری (Parity) پیش برد.

جذب نقدینگی: طبق برآورد بانک آو آمریکا، جریان ورود سرمایه به سهام آمریکا با نرخ سالانه‌شده به ۷۳۹ میلیارد دلار رسیده است که یک رکورد تاریخی محسوب می‌شود.

دلار ترامپی؛ حکمرانی بر ویرانه‌های بازار با اهرم «ترس و فناوری»

دکترین ترامپ: حفظ قدرت دلار با «تنفس مصنوعی» رسانه‌ای

تحلیل رفتار «دونالد ترامپ» نشان می‌دهد که او قدرت دلار را نه از طریق بهبود شاخص‌های بنیادی، بلکه با ابزار‌های زیر به‌صورت مصنوعی حفظ کرده است:

کودتای روانی در فدرال رزرو: ترامپ با انتصاب کوین وارش (یک چهره تهاجمی و انقباضی) به ریاست فدرال رزرو، بازار‌ها را متقاعد کرد که نرخ بهره در آمریکا بالا خواهد ماند. او با توییت‌ها و سخنرانی‌های پیاپی، بر لزوم «دلار قدرتمند برای آمریکای قدرتمند» تأکید کرده‌ است تا سرمایه‌گذاران را از خروج پول از آمریکا بترساند.

حباب هوش مصنوعی و اسپیس‌ایکس: ترامپ با مانور رسانه‌ای روی عرضه‌های اولیه تریلیون دلاری (مانند اسپیس‌ایکس) و معرفی آمریکا به عنوان تنها قطب امن برای «رایانش کوانتومی»، عطش سرمایه‌گذاری در دارایی‌های دلاری را دوچندان کرد. این در حالی است که بسیاری از این پروژه‌ها هنوز به سوددهی عملیاتی نرسیده‌اند.

دیپلماسی «هرج‌ومرج کنترل‌شده»: ترامپ با بازی دوگانه در پرونده‌های حساس بین‌المللی (مانند آتش‌بس در جنگ ایران)، همزمان هم ریسک‌های انرژی را برای اقتصاد آمریکا مدیریت کرد و هم با حفظ فضای «ناامنی در خارج از مرز‌های آمریکا»، دلار را به عنوان تنها «پناهگاه امن» معرفی کرد.

تحلیل تطبیقی دلار در برابر طلا و نفت

در واکنش به این روند و در حالی که دلار در اوج نگاه داشته شده‌ است، بازار‌های موازی تحت فشار این «قدرت مصنوعی» قرار گرفته‌اند.

سقوط طلا: در ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶، قیمت هر اونس طلا به دلیل تقویت دلار و سیگنال‌های انقباضی فدرال رزرو به محدوده ۴،۲۲۵ دلار عقب‌نشینی کرد (افتی که علی‌رغم تورم جهانی، ناشی از جذابیت کاذب اوراق قرضه دلاری بود).

نفت برنت: قیمت نفت تحت تأثیر توافقات موقت و مانور‌های رسانه‌ای ترامپ در خاورمیانه، با افتی ۵ درصدی در ژوئن، به پایین‌ترین سطح ماهانه خود رسید تا مسیر برای تقویت بیشتر دلار هموار شود.

دلار ترامپی؛ حکمرانی بر ویرانه‌های بازار با اهرم «ترس و فناوری»

قمار بزرگ بر سر اعتبار

آنچه امروز به عنوان قدرت دلار مشاهده می‌کنیم، بیش از آنکه یک واقعیت اقتصادی باشد، یک «پروژه برندینگ سیاسی» توسط دونالد ترامپ است. او موفق شده با استفاده از رسانه‌ها، سرمایه‌گذاران را متقاعد کند که در جهانِ پرآشوب ۲۰۲۶، «آمریکا تنها برنده است».

اما تاریخ نشان داده که حفظ قدرت یک ارز به‌صورت مصنوعی و با تکیه بر نرخ‌های بهره بالا و حباب‌های تکنولوژیک، هزینه‌ای سنگین دارد. اگر فشار‌های ناشی از بدهی‌های دولتی آمریکا از کنترل خارج شود، موج‌سواری رسانه‌ای ترامپ می‌تواند به یک سقوط بی‌سابقه ختم شود؛ جایی که دیگر هیچ توییتی قادر به نجات دلار نخواهد بود.

در عین حال، نشانه‌های فرسایش زیر پوست این برتری نیز کم نیست. هرچه دلار قوی‌تر می‌شود، فشار بر صادرکنندگان آمریکایی بیشتر می‌شود، سود شرکت‌های چندملیتی در تبدیل ارز کاهش می‌یابد و هزینه تامین مالی برای اقتصاد‌های بدهکارِ وابسته به دلار بالا می‌رود. این یعنی بخشی از قدرت ظاهری دلار، در عمل به عاملی برای انتقال بحران به بیرون از آمریکا تبدیل می‌شود؛ بحرانی که در مرحله بعد می‌تواند دوباره به خودِ بازار‌های مالی ایالات متحده بازگردد.

نتیجه نهایی این است که سرنوشت دلار در ماه‌های آینده نه فقط به تصمیم فدرال رزرو، بلکه به میزان دوام اعتماد جهانی به روایت سیاسی واشنگتن بستگی دارد. اگر بانک‌های مرکزی، صندوق‌های ثروت ملی و سرمایه‌گذاران بزرگ به این جمع‌بندی برسند که رشد آمریکا بیش از حد به تبلیغات سیاسی، سهام فناوری و کسری‌های مزمن متکی شده، روند تنوع‌بخشی به ذخایر ارزی و دارایی‌ها شتاب می‌گیرد. در آن صورت، تهدید اصلی برای دلار دیگر یک شوک ناگهانی نخواهد بود، بلکه فرسایش تدریجی جایگاه آن در نظم مالی جهان است؛ فرسایشی آرام، اما بسیار عمیق‌تر از هر نوسان روزانه بازار.

ارسال‌ نظر