به گزارش ایبنا، قطار اصلاحات ارزی در دولت چهاردهم با حذف ارز ترجیحی از کالاهای اساسی و ادغام تالارهای اول و دوم مرکز مبادله ارز و طلای ایران به حرکت افتاده است و کارشناسان با استقبال از رویکرد و شجاعت دولت در این جراحی اقتصادی بر این باورند که اصلاحات ارزی شرط لازم برای اصلاحات اساسی در اقتصاد است، اما موفقیت آن نیازمند نظارت و مراقبت مستمر بازار است.
در این پیوند مهدی پازوکی کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه در پاسخ به پرسشهای خبرنگار اقتصادی ایرنا بر این نکته تاکید دارد که گام بعدی در مسیر اصلاحات اقتصادی مرتبط با زندگی و معیشت مردم، دولت باید به سراغ بازار برود و وزارت بازرگانی را به عنوان نهاد تنظیم گر بازار احیا کند، زیرا وزارت جهادکشاورزی در دو دهه اخیر در تنظیم بازار کالاهای اساسی و نظارت بر بازار آنگونه که از آن انتظار میرفت، موفق نبوده است.
متن این گفتوگو به شرح زیر است:
این روزها بسیاری از فعالان اقتصادی از سیاست یکسانسازی نرخ ارز حمایت میکنند. لازمه موفقیت این اقدام چیست؟
ما تجربه یکسانسازی ارز را در برنامه سوم توسعه، در دولت سیدمحمد خاتمی داشتیم در آن دوره یکسان سازی نرخ ارز زمانی رخ داد که قیمت نفت بسیار پایین بود، اما همین سیاستهای درست در زمینه ارز سبب شد تا وقتی آقای خاتمی دولت را به آقای احمدی نژاد تحویل میداد فقط در حساب ذخیره ارزی ۱۰ میلیارد دلار پول نقد موجود باشد.
اجرای این سیاست در آن زمان سبب شد تا نرخ ارز در بازار آزاد حتی اندکی کمتر از نرخ بانک مرکزی باشد و همین رویکرد باعث شد فساد ناشی از تعدد نرخها کاهش یابد. مشکل اصلی در اقتصاد این است که هرجا چند نرخ وجود داشته باشد، رانت ایجاد میشود و افراد با دسترسی ویژه میتوانند یکشبه ثروتمند شوند.
نمونه این رانت، تخصیص ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی بود که دولت میلیاردها دلار به آن اختصاص میداد، اما کالا با نرخ ارز آزاد به دست مردم میرسید؛ بنابراین اگر یکسانسازی درست اجرا شود، به نفع اقشار ضعیف خواهد بود. حتی پیشنهاد من این بود که دولت در کوتاهمدت کوپن یا سهمیهای برای همه مردم در نظر بگیرد تا طرح موفق شود.
یعنی معتقدید یکسانسازی ارز به تنهایی کافی نیست؟
دقیقاً. اقتصاد مجموعهای از بازارهاست از کالا و خدمات گرفته تا کار، سرمایه و پول؛ اگر دولت فقط یک بازار را کنترل کند و سایر بازارها را رها کند، طرح شکست میخورد. سیاستگذاری باید هماهنگ باشد. مثلاً اگر عرضه ارز محدود شود، باید سیاستهای مکمل در سایر بخشها هم اجرا شود. خط قرمز دولت باید منافع ملی باشد. حتی باید ایرانیان خارج از کشور را تشویق کند ارز خود را وارد اقتصاد ایران کنند، نه اینکه به دلیل بیاعتمادی سرمایهشان به ترکیه یا جاهای دیگر برود.
برخی میگویند حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی میتواند فشار معیشتی بر مردم را افزایش دهد. نظر شما چیست؟
این گزاره درست است؛ حذف ارز ترجیحی ریسک دارد. دولت امسال حدود ۸ میلیارد دلار برای واردات نهادههای دامی هزینه کرد، اما قیمت گوشت و لبنیات همچنان بالا رفت. این نشان میدهد سیاستهای بازرگانی باید اصلاح شود. یکی از مشکلات دولتهای گذشته انحلال وزارت بازرگانی بود. ما نیاز به نهادی داریم که بتواند تعادل در واردات و بازار کالا ایجاد کند. اگر این نهاد وجود نداشته باشد، حذف ارز ترجیحی به تنهایی نمیتواند موفق باشد.
ایرنا: دو دولت گذشته سعی کردند وزارت بازرگانی را احیا کنند، اما هر دو با مخالفت مجلس روبهرو شدند. آیا وزارت جهادکشاورزی نمیتواند از عهده تنظیم بازار کالاهای اساسی برآید؟
واقعیت این است که عملکرد وزارت جهادکشاورزی در سالهای اخیر چندان مطلوب و قابل دفاع نبوده است؛ در دولت قبل فساد چای دبش در همین وزارتخانه رخ داد در چنین شرایطی سوال این است که میتوان مسئولیت سنگین تنظیم بازار کالاهای اساسی که مورد نیاز عموم مردم است را به آن واگذار کرد یا خیر. این کار به یک نظارت دقیق و مستمر نیاز دارد و دولت میبایست ساختاری بوجود بیاورد تا مطمئن باشد که ورود کالاهای اساسی به بازار و سفره مردم به صورت مستمر و مناسب انجام میشود.
یعنی تعادل بخشی به بازار مهمتر از حذف ارز ترجیحی است؟
بله. وزارت بازرگانی نهادی بود که میتوانست بین بازار داخلی و خارجی تعادل برقرار کند، با انحلال آن، شاهد بودیم که نهاد بهتری هم برای تنظیم بازار جایگزین آن نشد. یکی از دلایلی که در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله ما در هزار کیلومتر با دشمن بعثی میجنگیدیم، اما میتوانستیم زندگی مردم را هم اداره کنیم، این بود که یک نهاد اقتصادی مسئول رسیدگی به امور مردم بود و وزارت بازرگانی به عنوان بازوی دولت واردات و بازار را تنظیم میکرد.
من امیدوارم دولت با یک سیاست گذاری بخردانه چنین نهادی را احیا کند وگرنه کاسبان تحریم دوست دارند که از شرایط موجود سوء استفاده کنند.
یعنی معتقد هستید با سهمیه بندی کالا میشود بازار را به تعادل رساند؟
من با اقتصاد کوپنی مخالفم ولی در شرایط موجود اگر میخواهیم طرح دولت موفق شود، باید کالاها برای مدتی سهمیه بندی شود تا از شرایط گذار عبور کنیم و اقتصاد به تعادل لازم برسد. برای این کار هم باید وزارت بازرگانی احیا شود؛ نهادی که در بسیاری از کشورها وجود دارد.
کار وزارت جهادکشاورزی تنظیم بازار نیست؛ این وزارتخانه در بهترین شرایط میتواند توسعه روستایی و ارتقای کشاورزی را انجام دهد در حالی که وظیفه وزارت بازرگانی نظارت بر بازار و رقابتی کردن آن در بین بخش خصوصی است تا در قالب این رقابت کاهش قیمتها اتفاق بیفتد.
اگر حذف ارز ترجیحی کار درستی است، چرا اجرای این سیاست ارزی تا امروز به تعویق افتاده بود؟
دلیل اصلی ترس از تبعات اجتماعی آن بود؛ مشکل اینجاست که اغلب تصمیمگیران میخواهند سیاستهای اقتصادی را بدون اینکه هزینهای داشته باشد، اجرا کنند در حالی که هر تصمیم اقتصادی هزینه دارد. اگر دولت بخواهد پوپولیستی عمل کند، طرح شکست میخورد، اما اگر با سیاستگذاری علمی و ایجاد ساختارهای درست پیش برود، این اصلاح میتواند خدمتی بزرگ به اقتصاد ایران و مردم باشد و جلوی رانت و فساد را بگیرد.
بر این اساس دولت باید سعی کند سیاست بخردانه و علمی را به کار گیرد؛ اگر قرار است با اصلاحات ارزی، کمبود کالا در بازار ایجاد شود، این روش جواب نمیدهد، اما اگر به صورت سیستماتیک کار جلو رود، خدمت بزرگی به اقتصاد ایران است.
منبع: ایرنا