به گزارش ایبنا، کشور سه هفته قطعی اینترنت بینالملل را در حالی تجربه کرد که پیامدهای این وضعیت بهتدریج در لایههای مختلف اقتصاد خود را نشان میدهد؛ از استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان گرفته تا صنایع تولیدی، زنجیرههای تأمین، صادرات، واردات و حتی تصمیمگیری سرمایهگذاران. مجتبی زارع مهرجردی، معاون سرمایهگذاری صندوق نوآوری و شکوفایی، در گفتوگویی تفصیلی، از ابعاد کمتر دیدهشده این بحران، خسارتهای برگشتناپذیر، ریزش اعتبار بینالمللی شرکتها و افزایش ریسک سرمایهگذاری سخن میگوید.
زارع مهرجردی تأکید میکند که اینترنت امروز دیگر صرفاً یک ابزار فنی برای جابهجایی داده نیست. به گفته وی، اینترنت به شریان حیاتی ارتباطات بینالمللی، مبادلات مالی، اعتبارسنجی شرکتها و حتی تصمیمسازیهای کلان بنگاههای اقتصادی تبدیل شده است.
وی با ذکر یک نمونه واقعی توضیح میدهد: «شرکتی اخیراً برای افزایش سرمایه در گردش به ما مراجعه کرده بود. این شرکت سفارشی خارجی داشت که طبق روال با ۱۰ درصد پیشپرداخت انجام میشد. اما بهدلیل قطع ارتباط، طرف خارجی اعلام کرده بود که، چون دو هفته هیچ خبری از شما نداشتهایم و نمیدانیم اساساً فعال هستید یا نه، باید ۱۰۰ درصد مبلغ را پیشپرداخت کنید. این یعنی افزایش ناگهانی هزینه، از دست رفتن اعتبار و فشار مستقیم بر نقدینگی شرکت.»
به گفته معاون سرمایهگذاری صندوق نوآوری، این تنها یک نمونه است و اثر اصلی، تخریب تدریجی رتبه اعتباری شرکتهای ایرانی نزد تأمینکنندگان و شرکای خارجی است؛ آسیبی که بهمراتب عمیقتر و ماندگارتر از کاهش مقطعی فروش خواهد بود.
در پاسخ به این پرسش که اکوسیستم دیجیتال و فینتکها تا چه زمانی میتوانند این وضعیت را تحمل کنند، زارع مهرجردی با تأکید بر تابآوری تاریخی جامعه ایرانی میگوید: «ما ایرانیها نشان دادهایم تابآوری بالایی داریم، اما سؤال این است که انتظار ما از بنگاه اقتصادی چیست؟ وقتی جریان اصلی داده، منابع و ارتباطات بینالمللی یک شرکت محدود میشود، هرچه زمان میگذرد، آسیبپذیری بیشتر میشود.»
وی هشدار میدهد که برخی آسیبها برگشتناپذیرند و مثال میزند: «شرکتی را میشناسم که پس از جنگ ۱۲روزه و مجموعهای از عوامل، بهویژه اختلال در پروازها و ارتباطات، وارد بحران شدید نقدینگی شد. این قطعی اینترنت میتواند ضربه نهایی باشد که یک شرکت را به مرز ورشکستگی میرساند. وقتی یک شرکت تعهداتش را نتواند ایفا کند، این ناتوانی مثل دومینو به سایر شرکتها منتقل میشود.»
به گفته وی، بسیاری از شرکتها اعلام کردهاند که بین ۳۰ تا ۵۰ درصد فروششان به بسترهای آنلاین وابسته است. اگر ارزش اقتصاد دیجیتال کشور را حدود ۵۰ همت در نظر بگیریم، تعطیلی چندروزه اینترنت بهسادگی به کاهش فروش چند ده همتی برای شرکتهای حوزه اقتصاد دیجیتال منجر میشود؛ فشاری که مدیریت آن روزبهروز دشوارتر میشود.
یکی از چالشهای جدی این دوره، اختلال در بهروزرسانی نرمافزارها و دسترسی به سرورهای خارجی است. برخی گزارشها حاکی از آن است که شرکتها ناچار شدهاند نیروهای خود را برای دسترسی به اینترنت پایدار به خارج از کشور اعزام کنند.
زارع مهرجردی در اینباره میگوید: «اطلاعات موثق و رسمی در این زمینه دشوار است، اما بعید هم نیست. بسیاری از شرکتهای دانشبنیان ما به خدمات پردازش داده مبتنی بر سرورهای بینالمللی متکیاند. با قطع اینترنت، عملیات این شرکتها بهطور کامل مختل شد. حتی شرکتهایی که روی بستر کلود داخلی کار میکردند، در روزهایی که اینترنت ملی هم دچار اختلال بود، با چالش جدی مواجه شدند.»
وی تأکید میکند که در حوزههایی مانند مالی، بهروزرسانی نرمافزارها یک ضرورت حیاتی است و عدم انجام آن میتواند ریسکهای امنیتی و عملیاتی جدی ایجاد کند.
به باور معاون سرمایهگذاری صندوق نوآوری، اثر قطعی اینترنت بر توسعه فناوری، خطی و ساده نیست. «اینطور نیست که بگوییم ۲۰ روز قطعی اینترنت یعنی ۲۰ روز از تولید ناخالص داخلی کم شده است. بسیاری از شرکتها تلاش میکنند عقبماندگی را با کار مضاعف جبران کنند، اما این فقط در صورتی ممکن است که قطعی بهسرعت پایان یابد.»
وی توضیح میدهد که هرچه مدت اختلال طولانیتر شود، آثار تأخیری آن ماندگارتر خواهد شد: «پس از یک هفته یا ده روز، اثرات با تأخر ظاهر میشود و این اثرات ممکن است تا چند فصل بعد باقی بماند. برآورد محتاطانه من این است که حداقل ۱ تا ۲ درصد از GDP پیشبینی شده در این ۲۰ روز تحت تأثیر قرار گرفته باشد؛ اینکه آیا قابل جبران است یا نه، نیازمند تحلیل در ماههای آینده است.»
زارع مهرجردی تأکید میکند که پیامدهای قطعی اینترنت محدود به اقتصاد دیجیتال نیست. وی با اشاره به یک شرکت تولیدی دانشبنیان در حوزه سختافزار میگوید: «این شرکت نه پلتفرم فروش آنلاین دارد و نه مشتری B ۲ C، اما مواد اولیهاش را از خارج تأمین میکند. حالا شرایط پرداخت از ۱۰ درصد پیشپرداخت به ۱۰۰ درصد تغییر کرده، چون طرف خارجی به تداوم ارتباط و تعهدات اطمینان ندارد.»
به گفته وی، این وضعیت کل زنجیره تولید، صادرات و واردات را تحت تأثیر قرار میدهد و قضاوت درباره میزان جبرانپذیری آن در حال حاضر ممکن نیست.
برخلاف تصور رایج که اثرات اصلی را به بهار سال آینده موکول میکند، زارع مهرجردی معتقد است زمستان ۱۴۰۵ میتواند دورهای بحرانیتر باشد: «بسیاری از شرکتها، بهویژه پلتفرمهای B ۲ C، الگوی فروش زمستانی دارند. این قطعی سه هفتهای حتماً فروش زمستان آنها را تحت تأثیر قرار میدهد و آثار تأخیری آن در بهار و تابستان بعد هم دیده خواهد شد.»
وی هشدار میدهد که «تکرار قطعی اینترنت، سیگنال خطرناکی به کارآفرینان میدهد؛ بخش خصوصی به این نتیجه میرسد که ریسکهای محیطی آنقدر زیاد شده که شاید اصلاً ارزش کارآفرینی نداشته باشد. این پیام، هم کسانی را که در میدان ماندهاند فرسوده میکند و هم مانع ورود نسل جدید کارآفرینان میشود.»
در پاسخ به پرسشی درباره برنامههای حمایتی، زارع مهرجردی از طراحی بستهای ویژه خبر میدهد: «در حال برنامهریزی برای تخصیص تسهیلات سریع تا سقف ۱۰۰ میلیارد تومان به شرکتهای آسیبدیده هستیم؛ چه در اقتصاد دیجیتال و چه سایر حوزهها، مشروط به ارائه مستندات.»
وی با اشاره به تجربه مشابه پس از جنگ ۱۲روزه میگوید اگرچه این حمایتها میتواند بخشی از فشار را کاهش دهد، اما راهحل اصلی نیست: «حتی اگر منابع را سریع و با نرخ مناسب تزریق کنیم، فقط بخشی از خسارت جبران میشود. راهحل واقعی، پیشگیری و کاهش وقوع خسارت است، نه جبران پس از وقوع.»
به گفته زارع مهرجردی، ایران حدود ۱۰ هزار شرکت دانشبنیان دارد که فروش سالانه آنها حدود هزار همت برآورد میشود. از این میان، حدود ۲ هزار شرکت در حوزه فناوری اطلاعات فعالاند. اگر تنها ۲۵ درصد از این شرکتها بهشدت تحت تأثیر قطعی اینترنت قرار گرفته باشند، فروش مرتبط با آنها حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ همت خواهد بود.
وی میافزاید: «اگر فقط ۱۰ درصد کاهش فروش را در نظر بگیریم، حداقل ۲۵ هزار میلیارد تومان کاهش فروش برای شرکتهای دانشبنیان در همین روزهای قطعی قابل تصور است.»
معاون سرمایهگذاری صندوق نوآوری یکی از نگرانکنندهترین پیامدها را افزایش تمایل به مهاجرت میداند؛ چه مهاجرت نیروی انسانی و چه مهاجرت کسبوکار. «کشورهای همسایه جنوبی پیشنهادهای جذابی به نیروهای کلیدی شرکتهای دیجیتال ما میدهند. از سوی دیگر، سرمایهگذار وقتی میبیند علاوه بر ریسکهای مقرراتی، ریسک قطعی اینترنت هم بهطور مکرر تکرار میشود، طبیعی است که دست نگه دارد.»
وی تأکید میکند که در گذشته، ریسک اصلی فینتکها رگولاتوری بود، اما اکنون «ریسک عدم دسترسی پایدار به زیرساخت تبادل داده داخلی و بینالمللی» به فهرست ریسکهای جدی سرمایهگذاری در ایران اضافه شده است.
زارع مهرجردی خطاب به تصمیمگیران میگوید: «در ۷۲ ساعت اول بحران، ضرورت محدودیت را میفهمم. اما وقتی زمان میگذرد، باید هزینه و فایده را دوباره سنجید. قطع کامل اینترنت را نمیفهمم. میتوان مدیریت کرد، قطع و وصل کرد، اما قطع مطلق یعنی نابودی دسترنج ۱۰ تا ۱۵ ساله یک کارآفرین.»
وی تأکید میکند که امنیت ملی تنها با محدودیت تعریف نمیشود: «بخشی از امنیت ملی، رضایت و امید همان آدمهایی است که ماندهاند و ساختهاند. ما قطرهقطره این سرمایه انسانی و اقتصادی را از دست میدهیم. باید از لنز آنها هم به مسئله نگاه کرد و راهحلی میانه یافت.»