به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، لغو قراردادهای بندری توسط پاناما و واگذاری کنترل پایانهها به غولهای غربی، نه صرفاً یک جابجایی تجاری، بلکه نقطه اوج یک نبرد ژئوپلیتیک طولانیمدت بین واشنگتن و پکن است.
این اقدام نشان میدهد که در دوران جدید رقابت قدرتها، کنترل زیرساختهای حیاتی، سریعتر از هر توافق سیاسی دیگری میتواند معادلات را تغییر دهد و پاناما را از یک کشور بیطرف به یکی از میدانهای اصلی نفوذ تبدیل کرده است.
۱. پیامدهای فوری: ثبات یا ریسک انتقال؟
با انتقال عملیات پایانههای بالبوا و کریستوبال به مِـرْسْک و اِماِسسی، دولت پاناما سعی کرد نگرانیهای مربوط به تداوم عملیات را برطرف کند؛ بهویژه اینکه این پایانهها شریان حیاتی اقتصادی این کشور هستند. با این حال، این انتقال موقت ریسکهای بزرگی را به همراه دارد.
بر این اساس تداوم عملیات تحت سیستمها و مدیریت جدید، نیازمند سازگاری سریع کارکنان و جلوگیری از هرگونه خلل در جریان ترافیک کشتیها از طریق کانال است. هشدار شرکت هاتچیسون مبنی بر «اقدام قانونی» و تهدید چین به «بهای سنگین»، این ریسک را مضاعف میکند.
۲. عقبنشینی چین و تقویت جبهه نفوذ آمریکا
مهمترین پیامد این حکم، عقبنشینی یک مهره کلیدی چین از قلب اقتصاد جهانی است. کانال پاناما نه تنها یک مسیر دریایی، بلکه یک ابزار استراتژیک برای توسعه نفوذ جهانی پکن در قالب «ابتکار کمربند و جاده» محسوب میشد.
لغو امتیازات سیکی هاتچیسون، که از نظر واشنگتن نمادی از نفوذ اقتصادی چین در یک مسیر استراتژیک آمریکایی تلقی میشد، یک پیروزی مهم برای دولت ترامپ و رویکرد سختگیرانه آمریکا در قبال سرمایهگذاریهای چین در نیمکره غربی است. این اقدام، یک سیگنال واضح به سایر کشورهای آمریکای لاتین درباره ریسکهای همکاریهای زیرساختی بلندمدت با شرکتهای تحت نفوذ پکن ارسال میکند.
۳. آیا پاناما بهای سنگینی خواهد پرداخت؟
تهدید چین مبنی بر اعمال «بهای سنگین سیاسی و اقتصادی» جدی تلقی میشود. چین دومین مصرفکننده بزرگ و دومین مشتری کانال پاناما پس از ایالات متحده است.
از این رو دستور پکن به شرکتهای دولتی برای توقف پروژههای جدید و سوق دادن کشتیرانی به مسیرهای جایگزین (مانند بنادر کلمبیا یا مسیرهای جایگزین در آسیا)، میتواند ترافیک ورودی به کانال را به طور موقت کاهش داده و درآمد پاناما را تحت فشار قرار دهد.
در کوتاهمدت، پاناما باید با این فشار اقتصادی مقابله کند، در حالی که در بلندمدت، امیدوار است واگذاری امتیازات به شرکتهای اروپایی و آمریکایی، امنیت بیشتری برای تجارت خود به ارمغان بیاورد.
قدرت نرم در تقابل زیرساختها
با توجه به موارد ذکر شده، لغو قراردادهای بندری پاناما، درس مهمی درباره ماهیت قدرت در قرن بیست و یکم میدهد: قدرت واقعی اغلب از کنترل زیرساختها ناشی میشود، نه صرفاً از قدرت نظامی یا دیپلماتیک سنتی. این اقدام نشان میدهد که در رقابت قدرتهای بزرگ، نبرد دیگر صرفاً بر سر صادرات کالا نیست، بلکه بر سر مالکیت و مدیریت مسیرهای حیاتی انتقال آن کالاهاست.
پاناما با این اقدام، ریسک تنش با پکن را پذیرفت تا در ازای آن، ثبات بلندمدت دسترسی به کانال و اطمینان شرکای سنتی خود در غرب را تضمین کند. موفقیت بلندمدت پاناما در گرو مدیریت ریسکهای کوتاهمدت اقتصادی و تبدیل این واگذاری به یک قرارداد امتیازی پایدار و سودآور خواهد بود، امری که نیازمند یک دیپلماسی محتاطانه بین قدرتهای رقیب است.