حامد فرنام؛ کارشناس انرژی در گفتوگو با خبرنگار ایبنا در تحلیل بحران کنونی کمبود نفت در جهان گفت: آمریکا نمیتواند ۱۸ تا ۲۰ میلیون بشکه نفتی که روزانه از تنگه هرمز عبور میکرده را جایگزین کند. ذخایر جهان نیز محدود است. بر اساس اعلام آژانس بین المللی انرژی، ذخایر به اندازه نیاز ۴۵ روز است و ذخایر ژاپن به عنوان بزرگترین دارنده ذخایر جهان نیز به اندازه نیاز ۶۰ روز خواهد بود.
-پس از اتمام مذاکرات در اسلام آباد پاکستان دیدیم که دو طرف بر سر مساله تنگه هرمز کار را در میدان دنبال میکنند. وجود ناوهای آمریکایی برای خنثیسازی مینها، تداوم توقف کشتیها و محاصره و مصادره کشتیهای طرفهای ایرانی از سوی آمریکا چه اثراتی بر بازار نفت خواهد داشت؟
بازار انرژی از واکنشهای سیاسی در وهله اول دچار شوک میشود، اما رفته رفته بازار روند خود را پیدا میکند. بهترین تحلیلی که میتوان از این بازار داشت بر مبنای قیمتهای آتی است که اثر شوکهای اولیه خنثیسازی میشود تا بتوان روند را مشاهده کرد.
قیمت فعلی نفت در محدوده ۱۱۰ دلار در هر بشکه اعلام میشود. روندی که در قیمت نفت ملاحظه میشود نشان دهنده میل نرخها به سمت بالاست که از فشار تقاضای ناشی از بحران کنونی حکایت دارد. فشار موجود از هر دو طرف عرضه و تقاضا به بازار وارد شده است. به دنبال اختلالی که در عرضه نفت ایجاد شده قیمتها از محدوده ۷۰ دلار رشد کرد و قیمتهای آتی را به ۱۴۰ دلار رساند. چراکه همین عرضه محدود فعلی نیز با تهدیدهای دو طرف ممکن است متوقف شود. از آن سو ما یک تقاضای نهایی برای هر واحد انرژی داریم که با محدودیت عرضه مناسبات آن به هم ریخت. در ۴۵ روز گذشته ما دیدیم که بخشی از تقاضا از محل ذخایر موجود تامین شد و بزرگترین ذخایر را که در ژاپن داریم مورد استفاده قرار گرفت. استفاده از ذخایر به این معنی است که بازار قیمتهای بالاتر نفت را پذیرفته است. به عبارت دیگر بازار پذیرفته برای تامین تقاضای نفت، هزینه پر کردن دوباره ذخایر در آینده را به هزینههای استخراج، بهرهبرداری و حمل و نقل اضافه کند.
در تحلیل مارجنالیتی یا واحدهای نهایی میبینیم که میل به ارزش بیشتر دارد. هرچقدر این فرآیند طولانیتر شود و گرایش به سمت استفاده از واحدهای نهایی باشد به این معنی است که کششهای ما به سمت قیمتهای بالاتر خواهد بود. همه این دادهها ما را به این تحلیل میرساند که نفتها با روند آرام، رو به بالا در حال حرکت است؛ بنابراین اینکه قیمتها با یک افزایش شدید ناگهانی مواجه شود دور از ذهن است.
-نفت موجود در آمریکا که ادعا میشود به میزان کافی وجود دارد، چه میزان از خلا کنونی عرضه را جبران خواهد کرد؟
تجارت بینالمللی نفت حدود ۱۰۰ میلیون بشکه در روز است. تولید نفت آمریکا ۱۳ الی ۱۴ میلیون بشکه در روز است که بیشتر این میزان تولید به مصرف داخلی این کشور میرسد؛ بنابراین اگر آمریکا از کافی بودن نفت صحبت میکند درباره مصارف خود میگوید. اگر ذخایر نفت را در نظر گرفته باشد که بخشی از آن در این ۴۰ روز مصرف شده است. وقتی ما به سمت ذخایر میرویم به معنی کمبود و اخلال در بازار است. استفاده از ذخایر آخرین راهکاری است که کشورها به آن دستاندازی میکنند. من روی دادههای سیاسی صحبت نمیکنم، اما از تحلیل پراکسیها و دادههایی که بازار نفت را نمایندگی میکنند میتوانم به این استنباط برسم که آمریکا نمیتواند ۱۸ تا ۲۰ میلیون بشکه نفتی که روزانه از تنگه هرمز عبور میکرده را جایگزین کند.
بر اساس مطالعاتی که روی لولههای انتقال نفت جایگزین تنگه هرمز صورت گرفته مقداری از این نفت قابل انتقال است. عربستان و امارات در حال حاضر ظرفیت انتقال نفت به میزان ۵ الی ۶ میلیون بشکه در روز را از طریق خطوط لوله دارند. البته در صورتی که از سیستم DRA استفاده کنند میتوانند حجم نفت قابل انتقال از لولهها را افزایش دهند. در کل اگر با فرض خوشبینامه این کشورها بتوانند بخشی از خطوط لولهای که خراب و مسدود شده را نیز ظرف ۶ ماه به مدار بازگردانند با استفاده از سیستم DRA میتوانند نهایتا ۱۴ میلیون بشکه نفت در روز را انتقال دهند. اما این فرض خوشبینانه است و میدانیم که ساختن دوباره خطوط لولهای که از عراق تا بندر لاذقیه رفته در مدت کوتاه امکانپذیر نیست و نیمی از این ۱۴ میلیون بشکه قابلیت انتقال در این شرایط را ندارد. وقتی همه این دادهها را کنار هم قرار میدهیم میبینیم روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت کمبود وجود دارد که با نفت آمریکا قابل جبران نیست.
از طرفی برای کشورها واحد نهایی به اندازهای اهمیت دارد که حاضر هستند از ذخایر استفاده کنند، اما بتوانند واحد نهایی را جبران کنند. با این حال ذخایر نیز محدود است. بر اساس اعلام آژانس بین المللی انرژی، ذخایر به اندازه نیاز ۴۵ روز است و ذخایر ژاپن به عنوان بزرگترین دارنده ذخایر جهان نیز به اندازه نیاز ۶۰ روز خواهد بود.
- که بخشی از این ذخایر هم در طول جنگ استفاده شده.
همه این ذخایر را استفاده نکردند. روزانه خرید از بازارهای جهان وجود دارد و فقط کمبودها از ذخایر تامین شده است. اما بحث این است که استفاده از ذخایر به مفهوم پذیرش قیمتهای بالاتر برای نفت است و این اتفاق استفاده از انرژیهای جایگزین را ارزشمند و به صرفه میکند. وقتی برای هر بشکه نفت بخواهیم بیش از ۱۵۰ دلار برای مدت طولانی هزینه کنیم، کشورها در جهت جایگزین کردن این انرژی اقداماتی انجام میدهند. همانطور که دیدیم بعد از سال ۸۶ که نفت تا ۱۴۰ دلار بالا رفت کشورها در این حوزه شروع به سرمایه گذاری کردند. امروز زیرساختهای در دسترسی برای انرژیهای جایگزین وجود دارد؛ بنابراین اگر سال ۸۶ قیمت نفت بالا میرفت میتوانست یک یا دو سال در همان سطح بماند، اما امروز اگر قیمت نفت افزایش بیشتری پیدا کند انرژیهای جایگزین برای استفاده مقرون به صرفه میشود.
- این جایگزینی در کوتاه مدت که اتفاق نمیافتد؟ به هر حال جهان هنوز برای تمام نیاز خود روی انرژیهای نو سرمایه گذاری نکرده و بحران کمبود نفت میتواند در همه کشورها اثرگذار باشد.
بله درست است. ما دو مقطع یعنی سال ۸۶ و زمان آغاز جنگ اوکراین را داشتیم که این دو مساله کشورها را به سمت انرژیهای جایگزین حرکت داده است؛ و اگر امروز نفت از ۱۵۰ دلار در بشکه عبور کند ما تغییر رفتار مصرف کننده را خواهیم داشت. در حال حاضر ۴۰ درصد از نفت تولیدی برای تولید بنزین استفاده میشود. حدود ۱۰ درصد سوخت کشتیهاست، ۱۰ تا ۱۵ درصد گازوئیل میشود و مابقی نیز در پالایشگاهها تبدیل به فرآوردههایی مثل قیر شده یا خوراک پتروشیمی را تامین میکند. بخشی از این مصارف مثل بنزین شاید قابل حذف نباشد، اما سایر مصرفهای نفتی قابلیت جایگزینی دارد. اگر کشورها ۱۰ درصد از نیاز خود را جایگزین کنند، کمبود عرضه کنونی جبران میشود؛ بنابراین ما بیشتر از یک مقطع حدود ۶ ماهه نمیتوانیم روی قیمتها ماندگاری بالا داشته باشیم.