به گزارش ایبنا، در شرایطی که اقتصاد ایران پس از پشت سر گذاشتن روزهای پرالتهاب و سومین جنگ تحمیلی، اکنون در بهار ۱۴۰۵ در وضعیت پیچیده «نه جنگ و نه صلح» و آتش بس به سر میبرد، بروز پیامدهایی نظیر محاصره دریایی و التهاب شدید ارزی (جهش نرخ دلار از محدوده ۱۵۵ هزار به ۱۷۵ هزار تومان در کمتر از سه روز)، زنگ خطر جدی را به صدا درآورده است. در این شرایط خطیر، موضوع «مدیریت انتظارات تورمی» فراتر از یک مبحث صرفاً اقتصادی، به حیاتیترین و اصلیترین جبهه نبرد برای حفظ ثبات کشور تبدیل شده است.
فرشاد پرویزیان، اقتصاددان و استاد دانشگاه، در واکاوی این شرایط معتقد است که ماهیت جنگ امروز دیگر نظامی و سختافزاری نیست، بلکه دشمن جبهه خود را به طور کامل به میدان نبرد تمامعیار «انتظارات اقتصادی و روانی» منتقل کرده است.
وی با انتقاد صریح از فقدان مدیریت هوشمندانه برای کنترل این انتظارات و آسیبپذیری جامعه در برابر شایعات (نظیر بحران کاذب کمبود شیشه)، هشدار میدهد که انتظارات منفی همچون موریانه به روان عمومی جامعه نفوذ کردهاند.
از دیدگاه او، راهکار اساسی برای مقابله با رویکرد سوداگرانه طرف مقابل، پذیرش این «تغییر پارادایم»، شفافیت سیاستگذاران با مردم و پرهیز از چندصدایی مخرب در ساختارهای اجرایی و رسانهای است.
برای بررسی دقیقتر ابعاد این تغییر فازِ جنگی و درک بهتر اینکه چگونه ریزپرندههای نامرئیِ «انتظارات» در حال هدف قرار دادن اقتصاد هستند، مشروح تحلیلها و هشدارهای این اقتصاددان درباره واقعیتهای کف میدان، چالش توقف تولید در صنایع زیرساختی و همچنین رسالت خطیر رسانهها در این کارزار جدید، در ادامه این گزارش تفصیلی از نظر میگذرد.
موشکهای صورتی و تغییر میدان نبرد؛ ریزپرندههای «انتظارات» چگونه اقتصاد را میجوند؟
پرویزیان با اشاره به راهپیمایی نمادین اخیر «دختران جانفدای ایران» و نمایش جیپها و موشکهای صورتی، تاکید میکند که اگرچه این دست حرکات نمادین در جای خود زیبا و ارزشمند هستند، اما امروز تمرکز رسانهها نباید صرفاً معطوف به تصاویر فیزیکی و سختافزاری باشد.
به گفته این اقتصاددان، دشمن پس از تقابلهای نظامی، اکنون جبهه خود را به طور کامل به حوزه اقتصاد و انتظارات تورمی منتقل کرده است.
او هشدار میدهد که این جنگ همچنان با همان شدت در جریان است و دشمن با عقبنشینی ظاهری در میدان نظامی، منتظر بههمریختگی و فروپاشی اقتصاد از درون نشسته است.
ریزپرندههایی از جنس تورم
این استاد دانشگاه، انتظارات تورمی را پدیدهای بهشدت مخرب برای اقتصاد میداند و برای تبیین شرایط فعلی، تشبیه قابل تاملی ارائه میدهد.
وی معتقد است دشمن امروز نیازی به شلیک موشک یا ارسال هواپیما و ریزپرنده نظامی ندارد؛ بلکه سلاح امروز او، القای انتظارات منفی است. این انتظاراتِ مخرب، همچون موریانه به درون ذهن تکتک افراد جامعه نفوذ کرده و روان عمومی را تحت فشار قرار میدهد.
در چنین مختصاتی، پرویزیان رسالت اصلی رسانهها را خبررسانی دقیق و آگاهیبخشی میداند تا جامعه و مسئولان دریابند که میدان اصلی نبرد تغییر کرده است.
وی با تاکید بر اینکه «اکنون خیابان و میدان اصلی، خیابان و میدان انتظارات است»، صراحتاً از مدیران و سیاستگذاران میخواهد که با درک این تغییر فاز، فوراً برای مدیریت انتظارات عمومی برنامهریزی کنند.
واقعیتهای کف میدان و چالش صنایع زیرساختی
این اقتصاددان در ادامه، از فضای ذهنی و انتظارات به سراغ واقعیتهای ملموس کف میدان میرود و به آسیبهای وارد شده به زیرساختهای کشور اشاره میکند.
وی با تبیین وضعیت صنایع پایهای نظیر پتروشیمیها و فولاد میافزاید: آسیبدیدگی واحدهای تامینکننده مواد اولیه و یوتیلیتیها مانند واحدهای مبین، فجر و دماوند یک واقعیت غیرقابل انکار است. در نتیجه این اتفاق، حتی پتروشیمیهایی که مستقیماً در جنگ آسیب ندیدهاند، به دلیل فقدان خوراک و مواد اولیه قادر به ادامه فعالیت نیستند.
به اعتقاد پرویزیان، این زنجیره توقفِ تولید به طور طبیعی به کمبود عرضه و در نهایت افزایش قیمتها منجر میشود؛ موضوعی که با توجه به حضور گسترده مردم در فضای رسانهای، جامعه بهخوبی و با شفافیت آن را درک کرده است. در برابر چنین تصویر روشنی از چالشهای تولید و هجوم انتظارات تورمی، این پرسش اساسی پیش روی سیاستگذاران قرار میگیرد که در این شرایط خطیر، چه راهکار عملیاتی برای عبور از بحران وجود دارد.
فقدان مدیریت هوشمندانه؛ شایعات چگونه جای واقعیت را میگیرند؟
در ادامه بررسی پیامدهای تغییر میدان نبرد از عرصه نظامی به اقتصادی، فرشاد پرویزیان با انتقاد صریح از رویکرد فعلی سیاستگذاران، معتقد است که هیچ نشانهای از مدیریت هوشمندانه برای کنترل انتظارات در بدنه مدیریتی کشور دیده نمیشود.
وی هشدار میدهد که مدیران و حتی رسانهها همچنان در فضای جنگ فیزیکی سیر میکنند و هنوز نتوانستهاند تغییر پارادایم به جنگ انتظارات و بازیهای اقتصادی را درک کنند.
بحرانسازی با شایعه در بخشهای سالمِ تولید
این استاد دانشگاه برای تبیین ضعف در مدیریت انتظارات، به شایعه کمبود شیشه در تهران اشاره میکند.
وی با تاکید بر اینکه کارخانههای تولید شیشه و تامینکنندگان مواد اولیه آنها هیچگونه آسیبی ندیدهاند و اساساً این صنعت ارتباطی با پتروشیمیهای آسیبدیده ندارد، میافزاید: با وجود عدم آسیب در این بخش، شایعاتی در جامعه، حتی در مناطقی نظیر خیابان کشور دوست، پراکنده شد مبنی بر اینکه برای خانههای آسیبدیده شیشهای وجود ندارد و مردم باید از پلاستیک استفاده کنند.
پرویزیان تصریح میکند که این دست شایعات به سرعت در افکار عمومی میچرخد؛ در حالی که مشکل اصلی، کمبود نیروی کار برای نصب شیشهها بوده است نه فقدان خود کالا.
به گفته وی، عدم اطلاعرسانی دقیق و بهموقع درباره همین حقایق ساده، به بحرانهای کاذب و وحشت عمومی دامن میزند.
شفافیت؛ سد دفاعی در برابر تسری بیاعتمادی
این اقتصاددان راهکار اساسی مقابله با این روند مخرب را صداقت با مردم و مدیریت صحیح اطلاعات میداند.
به باور وی، برای جلب و حفظ اعتماد عمومی، سیاستگذاران نباید کمبودهای واقعی را پنهان کنند. پنهانکاری باعث میشود جامعه به این باور برسد که اوضاع به مراتب وخیمتر از واقعیت است و در نتیجه، این بیاعتمادی و وحشت به تمام حوزهها، حتی بخشهایی که هیچ کمبودی ندارند، سرایت خواهد کرد.
وی تاکید میکند که باید با شفافیت با مردم صحبت کرد و ضمن تایید کمبودهای واقعی، به آنها اطمینان داد که در سایر بخشها مشکلی وجود ندارد.
نبرد با «معاملهگر نیویورکی» در خیابان انتظارات
پرویزیان در بخش دیگری از صحبتهای خود، به رویکرد طرف مقابل در این کارزار اقتصادی اشاره میکند.
وی با یادآوری هشدارهای پیشین چهرههای دیپلماتیک مانند فدریکا موگرینی، خاطرنشان میکند که طرف مقابل، همچون یک «معاملهگر نیویورکی» صرفاً در حال ایجاد سقف و کفهای کاذب قیمتی و بازی مستقیم با انتظارات تورمی مردم ایران است.
وی با ابراز تاسف از غفلت بدنه اجرایی کشور از این واقعیت، تاکید میکند که این بیتوجهی ناشی از سوءنیت نیست، بلکه نشاندهنده غفلت کامل و عدم توانایی در تغییر نگرش (پارادایم شیفت) از جنگ سخت و فیزیکی به نبرد پیچیده اقتصادی و روانی است.
رسانهها؛ دیدهبانانِ میدانِ جدید نبرد
پرویزیان در بخش پایانی تحلیل خود، با تاکید بر لزوم یک «تغییر پارادایم» جدی در سطح کلان کشور، رسالت اصلی را در شرایط کنونی بر دوش رسانهها میداند.
وی معتقد است که رسانهها باید به عنوان زنگ خطر عمل کرده و به تصمیمگیران ارشد کشور هشدار دهند که میدان جنگ به طور کامل به حوزه انتظارات اقتصادی کشیده شده است.
این استاد دانشگاه با استفاده از ادبیات نظامی برای تبیین شرایط اقتصادی میافزاید: مدیریت انتظارات، متخصصان ویژه خود را میطلبد. سکوهای پرتاب (لانچرهای) کنترل انتظارات و متخصصان این حوزه با عرصه نظامی متفاوتاند.
به باور وی، در حالی که مقامات باید در عرصه نظامی هوشیار و «دست به ماشه» بمانند، تمرکز اصلی و آتشباری دشمن اکنون بر اقتصاد و روان جامعه متمرکز شده و کنترل این میدان جدید، نیازمند تخصصی متمایز است.
خلاء انسجام و چندصداییِ مخرب
این اقتصاددان با ابراز تاسف از برخی رویکردها، تصریح میکند که در حال حاضر نه در فضای رسانهای و نه در گفتمان مسئولان اجرایی، نشانهای از درک این تغییر پارادایم به چشم نمیخورد.
پرویزیان نسبت به خطر شایعات، انتشار پیامهای بیاساس در شبکههای اجتماعی و نقلقولهای حاشیهای در این شرایط ملتهب هشدار داده و تاکید میکند که فقدان اتحاد و وجود چندصدایی، شکافهای عمیقی در جامعه و اقتصاد ایجاد میکند؛ معضلی که حتی از سوی دلسوزان نیز مورد غفلت واقع شده است.
انتقاد از رویکرد رسانه ملی در جنگ انتظارات
پرویزیان در نهایت با انتقاد شدید از عملکرد دستگاههای اطلاعرسانی رسمی، به ویژه رسانه ملی، معتقد است که این ساختارها درک درستی از ماهیت «جنگ انتظارات» ندارند.
وی با اشاره به اینکه فقدان سواد رسانهای-اقتصادی در برخی بخشهای تصمیمگیر رسانهای مشهود است، هشدار میدهد که گاهی همین تریبونها، در اختیار جریانها یا افرادی قرار میگیرد که ناآگاهانه و یا به دلیل وابستگیهای خاص، خود به موتور محرک و دامنزننده به این انتظارات تورمی ویرانگر تبدیل میشوند.
از دیدگاه این اقتصاددان، تا زمانی که این ساختارهای رسانهای نسبت به واقعیت جنگ اقتصادی هوشیار نشوند، مدیریت تورم و بازگرداندن آرامش به بازارها دور از دسترس خواهد بود.
منبع: مهر