به گزارش خبرنگار ایبنا، با گذشت ۷۰ روز از توقف معاملات در بازار سرمایه، اکنون جامعه سهامداری و ارکان تصمیمساز بورس با چالشی دوسویه مواجه شدهاند. بررسیها نشان میدهد که با وجود تداوم توقف نمادها، کارشناسان ارشد بازار سرمایه بر سر زمانبندی و مکانیسم بازگشایی نهایی دچار اختلافنظر هستند؛ هرچند که در میان تمامی دیدگاهها، بهبود شرایط سیاسی و کاهش تنشها به عنوان پیششرط غیرقابلتغییر برای بازگشت به روال عادی معاملات مورد تأکید قرار گرفته است.
با فروکش کردن نسبی تنشهای نظامی، اکنون تحلیلگران به ارزیابی متغیرهای بنیادی در بدنه بورس میپردازند. بازار سرمایه ایران که به دلیل وضعیت اضطراری و به منظور صیانت از حقوق سهامداران متوقف شده بود، اکنون با این پرسش کلیدی روبروست که آیا بسترهای لازم برای بازگشایی مهیا شده است یا خیر.
منتقدان بازگشایی زودهنگام معتقدند بازار همچنان در وضعیت عدم قطعیت اطلاعاتی قرار دارد. استدلال محوری این طیف بر این پایه استوار است که ابعاد دقیق خسارات وارده به زیرساختها و زنجیره تأمین شرکتهای بورسی هنوز به صورت رسمی شفافسازی نشده است. از دیدگاه این کارشناسان، در حالی که پروندههای سیاسی و مذاکرات دیپلماتیک همچنان مفتوح است، بازگشایی یکپارچه بازار میتواند دارایی سهامداران را در معرض موج جدیدی از ریسکهای سیستماتیک و نوسانات ناشی از نااطمینانیهای اقتصادی قرار دهد؛ لذا این گروه، اولویت را بر شفافسازی کامل صورتهای مالی و گزارشهای میاندورهای شرکتها پیش از شروع معاملات میدانند.
در نقطه مقابل، موافقان بازگشایی بازار بر این باورند که تداوم توقف نمادها، خود به عنوان یک ریسک مستقل عمل میکند. منطق اقتصادی این گروه حکم میکند که ارزش ذاتی یک دارایی در گرو نقدشوندگی آن است. این کارشناسان هشدار میدهند که طولانی شدن روند تعطیلی، فشار فروش را مانند یک فنر فشرده در بازار انباشت کرده و بیشترین آسیب را متوجه سرمایهگذارانی میکند که از ابزارهای اعتباری و اهرمی استفاده کردهاند. از نظر این طیف، تأخیر در بازگشایی صرفاً حق نقدشوندگی را از بازار سلب کرده و تأثیری در واقعیتهای قیمتی نخواهد داشت.
در این میان، سازمان بورس و اوراق بهادار فرآیند تصمیمگیری را به تکمیل بررسیهای کارشناسی منوط کرده و بر اساس اعلام رسمی، هرگونه اقدام نهایی به هماهنگی کامل میان نهادهای عالی اقتصادی موکول شده است.
بررسی رفتارهای مالی در دوران توقف معاملات سهام نشان میدهد که نقدینگی به سمت ابزارهای جایگزین نظیر صندوقهای کالایی و درآمد ثابت حرکت کرده است. در مراحل نخست، جریان پول به سمت صندوقهای درآمد ثابت متمایل بود، اما با تشدید تنشها، نقدینگی به شکل گسترده به سمت صندوقهای کالایی و به ویژه طلا هدایت شد. این جابهجایی منجر به خروج ۲۷ هزار میلیارد تومان نقدینگی از صندوقهای درآمد ثابت در یک بازه ۷ روزه شد، در حالی که صندوقهای طلا به عنوان اصلیترین مقصد سرمایههای احتیاطی، ورود ۲۲ هزار میلیارد تومان نقدینگی را ثبت کردند.
با مخابره اخبار جدید در خصوص احتمال توافق آتشبس میان ایران و آمریکا در روز چهارشنبه، جهتگیری نقدینگی در بازار سرمایه مجدداً معکوس شد. بر این اساس، بالغ بر ۲ هزار و ۲۲۸ میلیارد تومان نقدینگی جدید به صندوقهای درآمد ثابت وارد شد که نشاندهنده بازگشت اعتماد نسبی به ابزارهای کمریسک است. در مقابل، صندوقهای کالایی با خروج ۵۰۹ میلیارد تومانی نقدینگی روبهرو شدند و صندوقهای طلا به طور متوسط افت قیمتی ۲.۱ درصدی را تجربه کردند.
یکی از محرکهای اصلی این تغییر رفتار، کاهش ۱۱ هزار تومانی نرخ دلار در بازار غیررسمی طی روز سهشنبه بود. با توجه به چشمانداز کاهشی نرخ ارز در صورت تحقق توافقات، پیشبینی میشود افت قیمت در صندوقهای طلا تداوم یابد و نقدینگی تا زمان بازگشایی رسمی معاملات سهام، در صندوقهای درآمد ثابت متمرکز باقی بماند. همچنین مثبت بودن حباب قیمتی در بازار فیزیکی طلا و صندوقهای مربوطه، انتظارات برای کاهش ارزش در این بخش را تقویت کرده است.
در صورت کاهش قطعی تنشهای سیاسی و تحقق ثبات اقتصادی، پیشبینی میشود با بازگشایی بازار سرمایه، بخش عمدهای از نقدینگی به سمت گروههای بورسی با پتانسیل رشد بالا حرکت کند. تحقق پیشبینیپذیری اقتصادی میتواند بازار سرمایه را بار دیگر به مقصدی امن و جذاب برای سرمایهگذاریهای مولد تبدیل نماید؛ مشروط بر آنکه متغیرهای سیاسی، مسیر ثبات را به طور کامل طی کنند.