به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، تنشهای ژئوپلیتیک میان تهران و واشنگتن بار دیگر به یکی از مهمترین محرکهای بازارهای مالی جهان تبدیل شده و سرمایهگذاران را در فضایی از نگرانی، تردید و احتیاط قرار داده است.
در چنین شرایطی، بورسهای بینالمللی نه فقط به دادههای اقتصادی، بلکه به تیترهای خبری، سیگنالهای دیپلماتیک و حتی احتمال کوچکترین تغییر در معادلات منطقهای واکنش نشان میدهند. آنچه در ظاهر یک تقابل سیاسی به نظر میرسد، در عمل به مسئلهای اقتصادی برای بازارهای سهام، انرژی، ارز و فلزات گرانبها بدل شده است.
چرا تنش سیاسی به بورس سرایت میکند؟
بازارهای مالی بهطور ذاتی از عدمقطعیت گریزاناند و هر جا که ریسک مبهم و غیرقابلپیشبینی افزایش پیدا کند، جریان سرمایه به سمت داراییهای امن حرکت میکند. در مورد تقابل ایران و آمریکا، این اثر بهمراتب شدیدتر است، زیرا این تنش مستقیماً با امنیت انرژی جهان گره خورده است.
این در حالی است که موقعیت ژئوپلیتیک ایران در نزدیکی تنگه هرمز، که یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال نفت در جهان است، باعث میشود هرگونه تشدید تنش، بلافاصله به افزایش قیمت نفت و در نتیجه بالا رفتن انتظارات تورمی منجر شود. در چنین وضعی، بانکهای مرکزی، بهویژه فدرال رزرو، با دشواری بیشتری میتوانند مسیر نرخ بهره را تعیین کنند.
والاستریت در حالت انتظار پرریسک
در بازار سهام آمریکا، بهویژه والاستریت، رفتار سرمایهگذاران در هفتههای اخیر بیشتر به «صبر و مشاهده» شباهت داشته است. به گزارش رویترز، هر موج خبری مرتبط با خاورمیانه میتواند به سرعت بر شاخصهای اصلی بورس و بر سهام شرکتهای فناوری، که نسبت به نوسانهای نرخ بهره حساساند، فشار وارد کند.
این وضعیت باعث شده سرمایهگذاران نهادی، بهجای پذیرش ریسکهای بزرگ، نقدشوندگی را حفظ کنند و در صورت لزوم، بخشی از داراییهای خود را به سمت ابزارهای کمریسکتر منتقل کنند. در چنین فضایی، نوسانگیری کوتاهمدت نیز دشوارتر میشود، زیرا بازار از یک روند روشن و پایدار برخوردار نیست.
زنجیره اثرگذاری از نفت تا طلا
اثر تنش ایران و آمریکا فقط به بورس محدود نمیشود، بلکه بهصورت زنجیرهای در بازارهای مختلف دیده میشود. در بازار انرژی، نگرانی از اختلال در عرضه نفت و احتمال افزایش هزینههای حملونقل، قیمتها را بالا نگه میدارد. در بخش حملونقل و شرکتهای مصرفی، افزایش هزینه سوخت و بیمه، فشار مضاعفی بر حاشیه سود وارد میکند و میتواند بخشی از رشد درآمدی شرکتها را خنثی کند.
در مقابل، داراییهای امن مانند طلا و دلار آمریکا معمولاً در چنین شرایطی جذابتر میشوند. همانطور که در گزارشهای تحلیلی بلومبرگ و سیانبیسی نیز دیده میشود، سرمایهگذاران در دورههای پرتنش اغلب به سمت پناهگاههای امن حرکت میکنند و همین امر میتواند به خروج سرمایه از بازار سهام منجر شود.
جدول زیر خلاصهای از نحوه واکنش بخشهای مختلف بازار به تنشهای ژئوپلیتیک اخیر را ترسیم میکند و نشان میدهد که چگونه عدمقطعیتهای سیاسی، نقدینگی را از بخشهای ریسکپذیر به سمت داراییهای امن هدایت کرده است.

مدیریت ریسک؛ مهمتر از پیشبینی نتیجه سیاسی
در شرایط فعلی، مهمترین نکته برای سرمایهگذاران نه پیشبینی نتیجه نهایی تقابل سیاسی، بلکه مدیریت ریسک پرتفوی است. بهگزارش جی پی مورگان در دورههای پرنوسان، تنوعبخشی به سبد دارایی و پرهیز از تمرکز بیش از حد بر یک صنعت یا یک کشور، میتواند آسیبپذیری سرمایهگذار را کاهش دهد.
به بیان دیگر، بازارها در حال عبور از دورهای هستند که در آن «خبر» دست بالا را دارد و «تحلیل بنیادی» ناگزیر باید با ملاحظات ژئوپلیتیک تلفیق شود. بنابراین، هرچند امکان بازگشت آرامش وجود دارد، اما تا زمانی که ابهام سیاسی پابرجاست، بورسهای جهان در وضعیتی از نوسان، احتیاط و واکنشپذیری بالا باقی خواهند ماند.
با واکاوی چگونگی انتقال اثرات ناشی از این نوسانات به زنجیره هزینههای انرژی و پیامدهای تورمی آن در سطوح کلان، میتوان چارچوبی تحلیلی ترسیم کرد که دورنمایی واقعبینانه از فشارهای اقتصادیِ جاری و چالشهای پیشروی بازار در کوتاهمدت را برای فعالان اقتصادی نمایان سازد.
در مجموع میتوان گفت بازارهای جهانی اکنون در وضعیتی قرار دارند که در آن سیاست و اقتصاد بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده شدهاند. تنش میان ایران و آمریکا، نه فقط یک بحران منطقهای، بلکه عاملی تعیینکننده در مسیر قیمت نفت، رفتار والاستریت، تقاضا برای داراییهای امن و حتی سیاستگذاری بانکهای مرکزی است. به همین دلیل، سرمایهگذاران باید بیش از گذشته به ترکیب داراییها، مدیریت ریسک و واکنش بازار به اخبار ژئوپلیتیک توجه کنند.
منابع: