به گزارش خبرنگار بین الملل ایبِنا، وقایع دراماتیک فوریه ۲۰۲۶ در تنگه هرمز، فراتر از یک تنش نظامی، زلزلهای در ستونهای اقتصادی خلیج فارس پدید آورد. این بحران با بازتعریف ریسک سیستماتیک، بازارهای مالی منطقه را میان سقوط آزاد شاخصها و مداخله استراتژیک صندوقهای حاکمیتی معلق کرد. تحلیل حاضر به بررسی گذار بورسها از شوکِ باروت به پناهگاههای امن و فرصتهای بازسازی میپردازد.
شوک فوریه؛ فرار از ریسک در سایه باروت
از نخستین ساعات آغاز درگیریهای نظامی در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، بازارهای مالی خلیج فارس از وضعیت ثبات خارج شده و وارد فاز «فروش هیجانی» (Panic Selling) شدند. به گزارش پایگاه اقتصادی أرقام، شاخصهای اصلی در ریاض و ابوظبی تنها در چهل و هشت ساعت نخست، شاهد سقوطی بودند که یادآور روزهای سیاه بحران مالی ۲۰۰۸ بود. در تحلیلهای روزنامهی الاقتصادیة چاپ عربستان، این پدیده نه یک نوسان گذرا، بلکه یک «تغییر ساختاری در ادراک ریسک» توصیف شده است؛ جایی که تنگه هرمز از یک آبراه جغرافیایی به یک «متغیر حیاتی» در ترازنامهی شرکتهای بزرگ تبدیل شد.
تاسی (TASI) در دوراهی ۲۰۳۰ و واقعیت جنگ
بورس عربستان سعودی به عنوان قطبنمای مالی منطقه، بیشترین آسیب را از ابهام در سرنوشت هرمز دیده است. تحلیلگران مرکز الشرق للدراسات معتقدند جنگ اخیر، پروژههای بلندپروازانه «چشمانداز ۲۰۳۰» را با چالش «اعتبار امنیت» روبهرو کرده است.
- پتروشیمی و غولهای کاغذی: سهام شرکتهای بزرگی مثل «سابک»، به دلیل وابستگی شدید زنجیره تأمین به مسیر هرمز، با افت جدی ارزش روبهرو شدند.
- خروج ارز و سرمایههای داغ: اصطلاح «خروج رؤوس الأموال الساخنة» (فرار سرمایههای داغ) ترجیعبند گزارشهای هفتههای اخیر بود. سرمایهگذاران خارجی با نقد کردن سریع سبدهای سهام خود، به دنبال پناهگاههای امنتری در خارج از جغرافیای درگیری رفتند.
امارات؛ تست تابآوری در بنادر و برجها
در دبی و ابوظبی، داستان کمی متفاوت، اما به همان اندازه نگرانکننده است. با وجود خط لوله «حبشان-فجیره» که بخشی از نفت امارات را به دور از هرمز صادر میکند، اما بورس دبی (DFM) از ترکشهای جنگ مصون نماند.
- بخش املاک؛ از رونق تا تردید: روزنامه البیان در گزارش اخیر خود اشاره کرد که قیمت سهام شرکتهای بزرگی مثل «اعمار»، مستقیماً از افت شاخص «اطمینان مصرفکننده» آسیب دیده است. سرمایهگذار در جایی که بوی باروت میآید، برج نمیسازد.
- بیمههای جنگی؛ سربار جدید تجارت: یکی از نکات کلیدی در منابع عربی، بحث «علاوة مخاطر الحرب» (اضافه بهای ریسک جنگ) است. هزینه بیمه نفتکشها در بنادر خلیج فارس تا ۴۰۰ درصد رشد داشته که این موضوع مستقیماً سودآوری شرکتهای لوجستیک بورسی را بلعیده است.
قطر و کابوس انسداد شریان گاز
برای بورس دوحه، تنگه هرمز به معنای «بود و نبود» است. برخلاف نفت که تا حدودی قابلیت دور زدن تنگه را دارد، صادرات گاز مایع (LNG) قطر کاملاً به این آبراه وابسته است. تحلیلگران الجزیرة نت بر این باورند که نوسانات شدید در سهام «قطر انرژی» ناشی از ترسی است که از احتمال بسته شدن کامل تنگه وجود دارد. هر ساعت انسداد در هرمز، به معنای خسارات میلیاردی در زنجیره ارزش گاز است که بلافاصله در تابلوی قرمز بورس دوحه منعکس میشود.
در نهایت، آنچه در مقالات اقتصادی عربی به وضوح دیده میشود، کوچ جمعی سرمایهگذاران از «بازارهای سهام» به سمت «پناهگاههای امن» (الملاذات الآمنة) مانند طلا و ارزهای پایدار در بازارهای موازی است. تا زمانی که سایه تهدید از سر تنگه هرمز کنار نرود، تالارهای شیشهای خلیج فارس رنگ سبز آرامش را به خود نخواهند دید.
چتر نجات دلارهای نفتی؛ نقش «صندوقهای حاکمیتی» در مهار فروپاشی
در حالی که سایه جنگ بر تنگه هرمز سنگینی میکرد و شاخصهای بورس در حال سقوط به اعماق تاریخ خود بودند، یک نیروی نامرئی، اما قدرتمند در پشت صحنه تالارهای شیشهای ریاض، ابوظبی و کویت شروع به فعالیت کرد. این نیرو چیزی نبود جز صندوقهای حاکمیتی که در ادبیات اقتصادی عرب، از آنها به عنوان «خط دفاع اول» در برابر شوکهای ژئوپلیتیک یاد میشود.
۱. صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF)؛ بازارساز بحران
بر اساس گزارشهای تحلیلی «اقتصاد الشرق»، صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) به ریاست یاسر الرمیان، در اوج بحران مارس ۲۰۲۶ رویکرد خود را از سرمایهگذاریهای تهاجمی خارجی به حمایت از بازار داخلی تغییر داد.
تحلیلگران معتقدند این صندوق با ایفای نقش بازارساز، مانع سقوط آزاد شاخص «تاسی» شد. خرید گسترده سهام در بخشهای راهبردی از جمله بانکداری و پتروشیمی، پیام روشنی به سرمایهگذاران مخابره کرد: دولت اجازه فروپاشی ارزش داراییها را نخواهد داد. این اقدام که در منابع عربی از آن با عنوان «تزریق نقدینگی هدفمند» یاد شده، به مهار موج دوم خروج سرمایه در اواسط آوریل کمک کرد.
۲. قطر؛ دفاع از شریانهای انرژی
در قطر، وابستگی بالای صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) به تنگه هرمز، شرایط را حساستر کرده بود. روزنامه «الرایة» گزارش داد که سازمان سرمایهگذاری قطر (QIA) برای جلوگیری از خروج سرمایهگذاران خارجی از بورس دوحه، فراتر از خرید سهام عمل کرده و بستههای حمایتی ویژهای را به اجرا گذاشته است.
این صندوق حاکمیتی با تضمین سود سهام برخی شرکتهای انرژی، تلاش کرد بخشی از ریسک سیستماتیک ناشی از احتمال اختلال در صادرات گاز را پوشش دهد. این رویکرد، نقش مهمی در حفظ ثبات بازار و جلوگیری از تکرار تجربه سقوط بورسها در بحرانهای جنگی گذشته داشت.
۳. کویت و امارات؛ بازگرداندن سرمایه به بازار داخلی
در کویت، سازمان سرمایهگذاری این کشور (KIA) با استفاده از منابع صندوق «نسلهای آینده» به حمایت از نظام بانکی و تقویت ثبات پولی پرداخت.
در امارات نیز صندوقهای بزرگی مانند «مبادله» و «ادیا» (ADIA) تمرکز خود را بر حمایت از بخشهای غیرنفتی اقتصاد قرار دادند تا به سرمایهگذاران جهانی نشان دهند اقتصاد امارات حتی در شرایط اختلال در هرمز نیز از تنوع و تابآوری کافی برخوردار است. به نوشته «فوربس الشرق الأوسط»، این صندوقها با انتقال بخشی از سرمایهگذاریهای خارجی خود به بازار داخلی، عملاً سپری دفاعی برای بورسهای دبی و ابوظبی ایجاد کردند.
۴. پارادوکس ثروت؛ ترمیم بورس با دلارهای نفتی
تحلیلهای منتشرشده در روزنامه «الحیاة» نشان میدهد صندوقهای حاکمیتی خلیج فارس در میانه یک تناقض بزرگ قرار گرفتهاند. از یک سو، افزایش تنشها در هرمز قیمت نفت را به بیش از ۱۳۰ دلار رساند و درآمدهای نفتی این کشورها را افزایش داد؛ از سوی دیگر، همین بحران ارزش داراییهای داخلی آنها در بازار سهام را تحت فشار قرار داد.
به بیان دیگر، دولتهای منطقه بخشی از درآمدهای ناشی از جهش قیمت نفت را صرف حمایت از بازارهای مالی و جبران زیانهای ناشی از همان بحران کردند؛ چرخهای پیچیده که برخی تحلیلگران عرب از آن با عنوان «کیمیاگری مالی در عصر آشوب» یاد میکنند.
درخشش طلا در غبار جنگ؛ هجرت بزرگ از تالار بورس به بازار شمش
در حالی که نمایشگرهای تالارهای بورس ریاض و ابوظبی با رنگ قرمز از افت ارزش سهام خبر میدادند، چند خیابان آنسوتر در بازار طلای دبی و بازارهای سنتی جده، رونق خرید شمش و سکه به اوج رسیده بود. جنگ ۲۰۲۶ بار دیگر یک اصل قدیمی را در اقتصاد خلیج فارس زنده کرد؛ در روزهای نااطمینانی، طلا همچنان امنترین پناهگاه سرمایهگذاران است.
دبی؛ از شهر طلا تا پناهگاه سرمایه
گزارشهای میدانی رسانههای عربی نشان میدهد با آغاز تنشها در تنگه هرمز، تقاضا برای خرید طلا در امارات جهش قابلتوجهی داشت. سرمایهگذارانی که شاهد افت ارزش داراییهای خود در بورس بودند، به سمت فلز زرد حرکت کردند.
تحلیلگران این رفتار را واکنشی طبیعی به افزایش نااطمینانی میدانند. در این دوره حتی طلا در بازارهای منطقه با قیمتی بالاتر از نرخ جهانی معامله میشد؛ زیرا بسیاری از خریداران ترجیح میدادند مالک طلای فیزیکی باشند، نه صرفاً اوراق یا ابزارهای مالی مبتنی بر طلا.
سقوط اعتماد به داراییهای کاغذی
بحران هرمز باعث شد بسیاری از سرمایهگذاران استراتژی خود را از «رشد سرمایه» به «حفظ سرمایه» تغییر دهند. در نتیجه، داراییهای ملموس مانند طلا، ارزهای معتبر و سایر ابزارهای کمریسک بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتند.
این جابهجایی سرمایه، فشار مضاعفی بر بازارهای پولی منطقه وارد کرد و بانکهای مرکزی را ناچار ساخت برای حفظ ثبات ارزی و کنترل نقدینگی، اقدامات حمایتی بیشتری انجام دهند.
رمزارزها؛ پناهگاه جدید نسل جوان
در کنار طلا، بخشی از سرمایهگذاران جوان به سمت استیبلکوینهایی مانند تتر حرکت کردند. مزیت اصلی این داراییها، قابلیت انتقال سریع و نقدشوندگی بالا در شرایط بحرانی بود.
برخی تحلیلگران عربی از این روند با عنوان «کوچ دیجیتال سرمایه» یاد میکنند؛ پدیدهای که نشان میدهد مفهوم پناهگاه امن مالی در منطقه در حال تغییر است و ابزارهای دیجیتال نیز به تدریج در کنار طلا جایگاه خود را پیدا میکنند.
بررسی گزارشهای اقتصادی منطقه نشان میدهد هر بار که اخباری درباره تشدید تنشها یا اختلال احتمالی در تنگه هرمز منتشر میشد، قیمت طلا در بازارهای محلی واکنش فوری نشان میداد. به همین دلیل، طلا در اقتصاد خلیج فارس تنها یک دارایی سرمایهای نیست؛ بلکه به نوعی «دماسنج ترس» بازار نیز محسوب میشود.
بازسازی؛ فرصتهای نهفته در دل بحران
تجربه تاریخی اقتصادهای خلیج فارس نشان میدهد بزرگترین ریزشهای بازار معمولاً زمینهساز دورههای جدید رشد هستند. با کاهش تنشها و مطرح شدن سناریوهای بازگشایی کامل مسیرهای انرژی، نگاه سرمایهگذاران به تدریج از خروج سرمایه به سمت شناسایی فرصتهای جدید تغییر کرده است.
تحلیلگران معتقدند شرکتهای فعال در حوزه سیمان، فولاد، زیرساخت، حملونقل و خدمات بندری میتوانند از نخستین برندگان دوران پساجنگ باشند. بازسازی زیرساختها و احیای تجارت منطقهای، تقاضا برای خدمات این بخشها را افزایش خواهد داد.
یکی از درسهای مهم بحران ۲۰۲۶، آسیبپذیری زیرساختهای دیجیتال بود. به همین دلیل انتظار میرود سرمایهگذاری در حوزه فناوری اطلاعات، امنیت سایبری و خدمات دیجیتال در سالهای آینده رشد قابلتوجهی داشته باشد و شرکتهای فعال در این بخشها به بازیگران جدید بازار سرمایه منطقه تبدیل شوند.
با فروکش کردن بحران، بسیاری از سهام منطقهای که در جریان شوک جنگی زیر ارزش ذاتی خود معامله میشوند، میتوانند بار دیگر مورد توجه سرمایهگذاران بینالمللی قرار گیرند. تجربه بحرانهای گذشته نشان داده است که بازگشت سرمایههای خارجی معمولاً با دورهای از رشد قابلتوجه بازارهای سهام همراه میشود.
تحولات ۲۰۲۶ بار دیگر نشان داد که سرنوشت اقتصاد و بازارهای مالی خلیج فارس همچنان با تنگه هرمز گره خورده است. با این حال، واکنش صندوقهای حاکمیتی، تغییر رفتار سرمایهگذاران و حرکت سرمایهها به سمت داراییهای امن، از بروز بحران فراگیر مالی جلوگیری کرد.
هرمز همچنان مهمترین متغیر ژئوپلیتیکی منطقه باقی مانده است، اما تجربه اخیر نشان داد اقتصادهای خلیج فارس توانایی آن را دارند که از دل بحران، مسیرهای تازهای برای رشد و بازسازی خلق کنند؛ مسیری که میتواند بازارهای منطقه را در سالهای آینده متنوعتر، دیجیتالتر و مقاومتر از گذشته سازد.