کودتای نرم «وارش» در قدرتمندترین بانک مرکزی جهان

کودتای نرم «وارش» در قدرتمندترین بانک مرکزی جهان
تغییر رویکرد فدرال رزرو در مدیریت ترازنامه ۶.۸ تریلیون دلاری، نویدبخش تحولی آرام، اما بنیادین در نظام مالی آمریکاست.
کد خبر : ۱۸۳۳۷۲

به گزارش خبرنگار بین‌الملل ایبنا بحث فزاینده درباره ریاست آینده فدرال رزرو آمریکا به رهبری «کوین وارش» حاکی از احتمال وقوع یک تحول بنیادین در شیوه عملکرد این بانک مرکزی است. با این حال، به گفته کارشناسان و مقامات سابق، این تحول پرسروصدا فوری نخواهد بود، بلکه در قالب «بازطراحی آرام» نقش فدرال رزرو در سیستم مالی آمریکا انجام خواهد شد.

بر اساس گزارش مفصل سی‌ان‌بی‌سی، آنچه در محافل اقتصادی «تغییر نظام» نامیده می‌شود، لزوماً بر تصمیمات نرخ بهره یا بازسازی رهبری متمرکز نیست، بلکه بر بازتعریف نحوه مدیریت «لوله‌کشی مالی» متمرکز است؛ یعنی ساختار عملیاتی پیچیده‌ای که جریان نقدینگی در وال‌استریت و اقتصاد آمریکا را سازماندهی می‌کند.

بودجه ۶.۸ تریلیون دلاری فدرال رزرو

اختلاف اساسی بر سر این است که آیا فدرال رزرو باید به استفاده از ترازنامه خود (حدود ۶.۸ تریلیون دلار) به عنوان ابزاری فعال و مستمر برای تأثیرگذاری بر شرایط مالی و بازار‌ها ادامه دهد (آنچنان که از بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ رخ داده) یا استفاده از آن را به موارد اختلال مالی و بحران‌های شدید محدود کند.

از زمان بحران مالی، ترازنامه فدرال رزرو به طور بی‌سابقه‌ای گسترش یافته است؛ به طوری که قبل از سال ۲۰۰۸ حدود ۸۰۰ میلیارد دلار بود و سپس در اوج خود به نزدیک ۹ تریلیون دلار رسید. دارایی‌های فعلی حدود ۲۳ درصد از تولید ناخالص داخلی آمریکا را تشکیل می‌دهند که حدود هفت برابر سطوح قبل از بحران است.

کارشناسان هشدار می‌دهند که هرگونه تغییر در این رویکرد ممکن است بازتاب گسترده‌ای بر بازده اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا، نرخ‌های وام مسکن و سایر ابزار‌های حساس به نرخ بهره و همچنین تأثیر آن بر نحوه مواجهه فدرال رزرو با بحران‌های آینده داشته باشد.

کاهش نقش روزانه فدرال رزرو

تحلیل‌های اقتصادی و مصاحبه با مقامات سابق فدرال رزرو حاکی از آن است که کوین وارش (که روز جمعه سوگند ریاست فدرال رزرو را ادا کرد) ممکن است به سمت کاهش نقش روزانه بانک مرکزی در بازار‌های مالی حرکت کند و چارچوب شفاف‌تری تعیین نماید که چه زمان و چگونه مداخله صورت گیرد.

وارش در مقاله‌ای پیشین در وال‌استریت ژورنال، ترازنامه فدرال رزرو را «متورم» توصیف کرده و به امکان کاهش آن همزمان با کاهش نرخ‌های بهره اشاره کرده بود؛ طرحی که رویکردی برای بازتنظیم ابزار‌های سیاست پولی را منعکس می‌کند.

بازتوزیع ابزار‌های سیاست پولی

در محافل مالی، ایده‌های جایگزینی درباره نحوه اجرای این تحول مطرح می‌شود که از برجسته‌ترین آنها ایده «استیو بلیتز»، اقتصاددان ارشد آمریکایی «تی‌اس لامبارد» است. او معتقد است که مدیریت فدرال رزرو در دوران وارش ممکن است نقش محوری بیشتری به بازار معاملات بازخرید در انتقال سیاست پولی بدهد، به جای اتکای سنتی بر نرخ بهره وجوه فدرال.

بر اساس این تصور، نرخ معاملات بازخرید ممکن است به «نرخ اصلی سیاست» تبدیل شود که می‌تواند معادله پیچیده‌ای ایجاد کند و امکان کاهش نرخ‌های رسمی بهره را همزمان با حفظ انقباض واقعی در شرایط تأمین مالی فراهم سازد، به ویژه با ادامه فشار‌های تورمی.

در مقابل، این رویکرد با محافظه‌کاری‌های آشکاری در درون خود فدرال رزرو مواجه است. «مایکل بار»، عضو هیئت رئیسه فدرال رزرو، اعلام کرده که هدف کاهش ترازنامه ممکن است «نامناسب» باشد و هشدار داده که برخی پیشنهاد‌ها ممکن است به تضعیف انعطاف‌پذیری بانک‌ها، مختل کردن بازار‌های مالی و تهدید ثبات مالی منجر شود.

بار توضیح داد که تمرکز صرف بر اندازه کلی ترازنامه، دیدگاهی محدود است، زیرا ترکیب و سررسید دارایی‌ها از اندازه آن مهم‌تر هستند. او هشدار داد که نادیده گرفتن این عوامل ممکن است به نتایج معکوسی مانند افزایش نوسانات و احتمال نیاز به مداخلات بزرگتر در آینده منجر شود.

مکانیسم عملکرد ترازنامه

عملیات فدرال رزرو بر اساس سازکار حسابداری دقیقی استوار است؛ هنگام خرید اوراق قرضه از بانک‌ها، بانک مرکزی ذخایر دیجیتالی ایجاد می‌کند که به سیستم مالی تزریق می‌شود و نقدینگی را افزایش می‌دهد. اما هنگام کاهش ترازنامه، فدرال رزرو از سرمایه‌گذاری مجدد اوراق سررسید شده خودداری می‌کند که به تدریج منجر به خروج نقدینگی از بازار‌ها می‌شود. همچنین فدرال رزرو از ابزار‌های اضافی از جمله نرخ بهره ذخایر، پنجره تنزیل، عملیات بازخرید معکوس برای مدیریت نقدینگی استفاده می‌کند.

فدرال رزرو در حال حاضر در چارچوبی به نام «ذخایر کافی» فعالیت می‌کند؛ یعنی حفظ سطح نقدینگی به اندازه‌ای که ثبات سیستم مالی را بدون گسترش بیش از حد تضمین کند. اما وارش به امکان بازگشت به سیستم قبل از بحران مالی (که در آن ذخایر «کمیاب» بودند) اشاره کرده، با حفظ گزینه افزایش آنها در صورت لزوم. «بیل اینگلیش»، مقام سابق فدرال رزرو و استاد اقتصاد در دانشگاه ییل، معتقد است که این تحول از نظر فنی امکان‌پذیر است، اما پیچیده بوده و نیاز به گذاری تدریجی و حساب‌شده دارد.

موسسات مالی پیش‌بینی می‌کنند که هرگونه تغییر در رویکرد مدیریت ترازنامه به دلیل حساسیت سیستم مالی، تدریجی خواهد بود و ممکن است سال‌ها طول بکشد. اقتصاددانان همچنین از نبود چارچوب روشنی که مشخص کند فدرال رزرو چه زمانی از تسهیل کمی یا انقباض کمی استفاده می‌کند و اینکه آیا این کار برای حمایت از بازار‌ها است یا دستیابی به اهداف تورم و اشتغال، هشدار داده‌اند. اقتصاددانان گفتند بازار‌ها در سال‌های گذشته به مداخلات مکرر فدرال رزرو عادت کرده‌اند، بنابراین هرگونه تغییر در این الگو، عاملی تأثیرگذار در انتظارات سرمایه‌گذاران خواهد بود.

تحلیلگران اشاره می‌کنند که کوین وارش ممکن است نقش محوری در بازسازی انتظارات بازار، از طریق کاهش فرض مداخله مستمر فدرال رزرو برای حمایت از بازار‌های مالی، ایفا کند؛ اما مقامات سابق بانک مرکزی تأکید می‌کنند که هر تغییر بزرگی همچنان تابع سازکار تصمیم‌گیری جمعی در داخل کمیسیون بازار باز خواهد بود که بر اجماع و اجتناب از تصمیمات سریع استوار است. «لوریتا میستر»، رئیس پیشین بانک فدرال رزرو کلیولند، گفت که ملاحظات سیاسی وارد جلسات کمیسیون نمی‌شود و تأکید کرد که تصمیمات سیاست پولی در چارچوب حرفه‌ای صرف و دور از فشار‌های بیرونی بحث می‌شود.

باوجود شتاب سیاسی و اقتصادی پیرامون به عهده گرفتن ریاست فدرال رزرو توسط کوین وارش، شواهد حاکی از آن است که «تغییر نظام» پیش‌بینی شده یک کودتای ناگهانی نخواهد بود، بلکه فرآیندی تدریجی و پیچیده برای بازتنظیم روابط است که به جوهره رابطه بین بانک مرکزی و بازار‌های مالی به ویژه در مورد مدیریت ترازنامه و مکانیسم‌های نقدینگی در سیستم مالی آمریکا دست می‌زند.

ارسال‌ نظر