27 خرداد 1405 - 17:16

توافق ایران و آمریکا چگونه اقتصاد جهان را بازآرایی می‌کند؟

کد خبر : ۱۸۴۱۴۵

سیدعلیرضا بهبهانی، کارشناس دیپلماسی انرژیاز تنگه هرمز تا وال‌استریت؛ توافق ایران و آمریکا چگونه اقتصاد جهان را بازآرایی می‌کند؟

وقتی سخن از توافق احتمالی ایران و آمریکا به میان می‌آید، اغلب تحلیل‌ها بر یک متغیر متمرکز می‌شوند: «قیمت نفت»؛ اما این نگاه، مهم‌ترین بخش ماجرا را نادیده می‌گیرد.

تاریخ اقتصاد جهان نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ نه با نفت، بلکه با «اطمینان» رشد می‌کنند و آنچه طی ماه‌های اخیر اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داد، فقط کمبود نفت نبود، بلکه افزایش نااطمینانی بود.

جنگ، تهدید تنگه هرمز، افزایش هزینه بیمه نفتکش‌ها، نگرانی نسبت به امنیت عرضه انرژی و ترس از گسترش بحران در خاورمیانه، بار دیگر به جهان یادآوری کرد که خلیج فارس همچنان یکی از مهم‌ترین گره‌های حیاتی اقتصاد بین‌الملل است.

در چنین شرایطی، توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن را نباید فقط یک رخداد سیاسی یا حتی یک توافق انرژی دانست.

این توافق، در صورت پایداری و اجرا، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین رویداد‌های اقتصادی دهه حاضر تبدیل شود؛ زیرا آنچه تغییر می‌دهد قیمت نفت نیست، بلکه سطح ریسک در اقتصاد جهانی است.

بازار‌ها معمولاً پیش از وقوع رویداد‌ها واکنش نشان می‌دهند؛ کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیکی می‌تواند فشار تورمی را کاهش دهد، هزینه تجارت جهانی را پایین بیاورد، سرمایه‌گذاری را تقویت کند و بخشی از نگرانی‌های مربوط به رشد اقتصاد جهانی را برطرف سازد.

اما اهمیت این تحول برای ایران بسیار فراتر از افزایش صادرات نفت خواهد بود. بزرگترین اشتباه در تحلیل آینده ایران آن است که تصور کنیم مزیت ایران فقط در میدان‌های نفتی و گازی نهفته است.

در قرن بیست‌ویکم، مزیت راهبردی کشور‌ها صرفاً منابع طبیعی نیست؛ بلکه موقعیت آنها در شبکه‌های تجارت، انرژی، سرمایه و فناوری است.

ایران در نقطه‌ای از جهان قرار گرفته که سه محور حیاتی اقتصاد آینده را به هم متصل می‌کند: «خلیج فارس، آسیای مرکزی و بازار‌های بزرگ آسیایی»

اگر تنش‌های ژئوپلیتیکی کاهش یابد، ایران می‌تواند از یک بازیگر انرژی‌محور به یک هاب منطقه‌ای تجارت، ترانزیت، انرژی و صنایع پایین‌دستی تبدیل شود.

از همین رو، اثر واقعی توافق احتمالی را نباید در چاه‌های نفت جست‌و‌جو کرد؛ بلکه باید آن را در رفتار سرمایه جست‌و‌جو کرد.

سرمایه جهانی به دنبال دو مولفه است: «بازدهی و امنیت»

ایران سال‌هاست که از نظر بازدهی یکی از جذاب‌ترین بازار‌های بالقوه جهان محسوب می‌شود، اما کمبود ثبات و پیش‌بینی‌پذیری مانع بهره‌برداری از این ظرفیت شده است.

هر میزان که ریسک‌های سیاسی کاهش یابد، جذابیت اقتصادی ایران افزایش خواهد یافت.

در این میان، سه بخش بیش از سایر حوزه‌ها ظرفیت جهش خواهند داشت:

نخست، نفت، گاز و پتروشیمی که همچنان ستون فقرات اقتصاد انرژی ایران را تشکیل می‌دهند.

دوم، حمل‌ونقل، لجستیک و کریدور‌های ترانزیتی که می‌توانند ایران را به حلقه اتصال شرق و غرب تبدیل کنند.

سوم، صنایع دانش‌بنیان و اقتصاد دیجیتال که بیش از هر زمان دیگری نیازمند دسترسی به سرمایه، فناوری و بازار‌های بین‌المللی هستند.

اما آینده تنها با توافق ساخته نمی‌شود و هیچ کشوری صرفاً با رفع تنش به توسعه نرسیده است.

توافق می‌تواند دروازه فرصت را بگشاید، اما عبور از آن نیازمند اصلاحات اقتصادی، افزایش بهره‌وری، تقویت حکمرانی، جذب سرمایه و بهبود محیط کسب‌وکار است.

از همین رو، آینده اقتصاد ایران را نه متن توافق، بلکه کیفیت تصمیماتی تعیین خواهد کرد که پس از توافق اتخاذ می‌شوند.

۳ پیش بینی برای دهه پیش رو:

نخست؛ اگر تنش‌های ژئوپلیتیکی به‌طور پایدار کاهش یابد، مرکز ثقل سرمایه‌گذاری در خاورمیانه به تدریج از اقتصاد‌های صرفاً مصرف‌کننده انرژی به اقتصاد‌های تولیدکننده ارزش افزوده انرژی منتقل خواهد شد و ایران می‌تواند یکی از مهم‌ترین بازیگران این تحول باشد.

دوم؛ رقابت آینده جهان بیش از آنکه بر سر مالکیت منابع انرژی باشد، بر سر کنترل مسیر‌های انتقال انرژی و تجارت خواهد بود. در چنین رقابتی، موقعیت جغرافیایی ایران می‌تواند ارزشی هم‌تراز با منابع هیدروکربوری آن پیدا کند.

سوم؛ تا سال ۲۰۳۰، برندگان واقعی منطقه الزاماً کشور‌هایی نخواهند بود که بیشترین نفت را تولید می‌کنند، بلکه کشور‌هایی خواهند بود که بتوانند نفت، گاز، فناوری، سرمایه و ترانزیت را در یک مدل توسعه یکپارچه ترکیب کنند؛ و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که ایران می‌تواند در آن نقش‌آفرینی کند.

به همین دلیل، توافق احتمالی ایران و آمریکا را نباید پایان یک بحران دانست.

اهمیت واقعی آن در این است که می‌تواند آغاز بازنویسی نقشه قدرت اقتصادی منطقه و حتی بخشی از اقتصاد جهانی باشد.

شاید سال‌ها بعد، اقتصاددانان درباره قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ کمتر سخن بگویند؛ اما از این دوره به عنوان زمانی یاد کنند که معادلات ریسک، سرمایه و انرژی در جهان دستخوش تغییر شد؛ و اگر ایران بتواند از این فرصت تاریخی بهره‌برداری کند، آنچه آغاز می‌شود صرفاً افزایش صادرات نفت نخواهد بود؛ بلکه ورود به مرحله‌ای تازه از رقابت برای کسب جایگاه در نظم اقتصادی جدید جهان خواهد بود.

ارسال‌ نظر