به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، والاستریت که طی دو سال اخیر سوار بر موج خوشبینی به فناوریهای نوین و رشد قیمت داراییها، سودهای هنگفتی را به ثبت رسانده، اکنون با یک نقطه عطف حیاتی روبروست. تحلیلهای اخیر حاکی از آن است که انتخابات نوامبر، تنها یک رقابت سیاسی نیست، بلکه عاملی است که میتواند تعادل میان واقعیتهای اقتصادی و انتظارات سرمایهگذاران را برهم بزند.
۱. بنک آو امریکا و سناریوی همهپرسی پوپولیستی
استراتژیستهای بنک آو امریکا با اشاره به ریسک یک «چرخش بزرگ» در بازار سهام، هشدار میدهند که انتخابات پیشرو عملا یک همهپرسی میان دو رویکرد متضاد «سرمایهداری پوپولیستی» و «سوسیالیسم پوپولیستی» است. این بانک معتقد است که پیروزی قاطع هر یک از طرفین، میتواند با تغییر در قوانین مالیاتی و سیاستهای ضدانحصاری، شرکتهای بزرگ تکنولوژی که پیشران رشد بازار بودهاند را تحت فشار شدید قرار دهد و سرمایهها را به سمت داراییهای امن سوق دهد.
۲. نفرین فصلی: تحلیل تاریخی گلدمن ساکس و اوپنهایمر
در همین حال بررسیهای آماری گلدمن ساکس نشان میدهد که از سال ۱۹۷۴، بازدهی شاخص S&P 500 در بازه زمانی اوت تا نوامبر در سالهای میاندورهای، به طور متوسط نزدیک به صفر بوده است. تحلیلگران اوپنهایمر نیز با تایید این رکود تاریخی، هشدار میدهند که در دورههای دوم ریاستجمهوری، معمولا سهماهه سوم شاهد یک «اصلاح قیمتی» جدی است.
این شواهد نشان میدهد که بازار در ماههای پیشرو، نه تنها پتانسیل رشد ندارد، بلکه به شدت در برابر کوچکترین اخبار منفی آسیبپذیر است.
۳. هشدار مورگان استنلی درباره قناریهای بازار بدهی
از سوی دیگر تیم تحلیلی مورگان استنلی بر این باور است که افزایش بازدهی اوراق قرضه خزانهداری آمریکا، به عنوان یک هشدار جدی برای بازار سهام عمل میکند. عبور نرخ بازدهی ۱۰ ساله از مرز ۴.۵ درصد، هزینه تأمین مالی را برای شرکتها افزایش داده و جذابیت سهام را در مقایسه با اوراق قرضه کاهش میدهد.
به اعتقاد این بانک، افزایش بازدهیها «قناری در معدن زغالسنگ» است که میتواند پایانبخش دوره رونق و آغازگر سقوط حبابهای دارایی باشد.
۴. جیپی مورگان و شکاف ساختاری اقتصاد K-شکل
در توضیح علت این وضعیت، تحلیلگران جیپی مورگان بر این باورند که واگرایی عمیق در اقتصاد آمریکا که به «اقتصاد K-شکل» معروف است، به مرز بحرانی رسیده است. در واقع در حالی که ثروتمندان از رشد قیمت سهام سود بردهاند، تورم پایدار طبقه متوسط و پایین را در تنگنا قرار داده است.
این نابرابری، بازار را در برابر فشارهای پوپولیستی برای تغییر ساختار اقتصادی در جریان انتخابات بسیار حساس کرده و ریسکِ چرخشهای تند سیاستگذاری را افزایش داده است.
۵. بلکراک و خطر تمرکز بیش از حد در هوش مصنوعی
در همین خصوص کارشناسان بلکراک هشدار میدهند که تمرکز بیسابقه سرمایهگذاران بر تعداد محدودی از سهام حوزه هوش مصنوعی، ساختار بازار را به شدت شکننده کرده است. این تمرکز بالا باعث شده که بازار در صورت بروز هرگونه تغییر در چشمانداز مالیاتی یا کاهش سودآوری این شرکتها، در معرض یک خروج هیجانی قرار گیرد. به عقیده بلکراک، این ساختار متمرکز، ریسک دومینوی سقوط در بخش تکنولوژی را به شدت افزایش داده است.
۶. پیشنهاد فیدیلیتی برای تغییر آرایش پرتفوی
موسسه فیدیلیتی با ارزیابی شرایط فعلی، به سرمایهگذاران توصیه میکند که از رویکردهای تهاجمی فاصله گرفته و به سمت داراییهای ارزشمحور (Value Stocks) حرکت کنند. طبق گزارش آنها، با توجه به چشمانداز نوسانات پیشرو، بازآرایی سبد سهام به سمت داراییهای با نقدشوندگی بالا و تخصیص بیشتر به اوراق قرضه، یک ضرورت راهبردی برای حفظ سرمایه در ماههای آینده است.
با تجمیع هشدارهای نهادهای پیشرو مالی، میتوان استنتاج کرد که بازار سهام در ماههای آتی به یک تقاطع حساس رسیده است. همگرایی افزایش نرخ بهره واقعی، نارضایتیهای ساختاری در اقتصاد K-شکل، و نااطمینانیهای سیاسی ناشی از انتخابات میاندورهای، محیطی را ایجاد کرده است که در آن «چرخش بزرگ» بازار، نه یک احتمال، بلکه یک ضرورتِ بازگشت به واقعیت است.
در نتیجه سرمایهگذاران باید آمادگی خود را برای یک دوره کاهشِ ریسک (De-risking) افزایش دهند، چرا که محرکهای مصنوعیِ دوسال اخیر، در سایه تحولات پیشرو، در حال رسیدن به پایان عمر خود هستند.