از ابقیق تا جازان

چرا بازار جهانی نفت با هر حمله به عربستان به لرزه می‌افتد؟

پالایشگاه عربستان
حملات نظامی به زیرساخت‌های نفتی عربستان تاکنون به فروپاشی پایدار تولید نفت این کشور منجر نشده‌اند، اما تجربه ابقیق، خریص، رأس‌تنوره، ریاض و جازان نشان می‌دهد که حتی اختلال‌های کوتاه‌مدت می‌توانند هزینه‌های عملیاتی، ریسک عرضه و نوسان قیمت نفت را به‌طور محسوسی افزایش دهند.
کد خبر : ۱۸۵۷۰۰

به گزارش خبرنگار بین‌الملل ایبنا، نقش عربستان سعودی به دلیل حجم تولید و صادرات، در تنظیم عرضه اوپک‌پلاس، ظرفیت مازاد تولید، گستردگی شبکه پالایش و موقعیت جغرافیایی زیرساخت‌هایش در نزدیکی خلیج فارس، دریای سرخ و باب‌المندب در مرکز توجه نظام جهانی نفت قرار دارد. به همین دلیل، انتشار خبر حمله به تأسیسات نفتی این کشور صرفا یک حادثه امنیتی یا صنعتی نیست. بازار نفت در چنین شرایطی سه پرسش را هم‌زمان دنبال می‌کند: چه میزان ظرفیت تولید یا پالایش از مدار خارج شده است؟ بازگشت آن به عملیات عادی چقدر زمان می‌برد؟ و آیا حمله موردی است یا بخشی از الگوی تکرارشونده‌ای که می‌تواند دامنه اختلال را گسترش دهد؟

بررسی حملات سال‌های اخیر نشان می‌دهد که باید میان سه سطح متفاوت تمایز گذاشت: آسیب به تولید نفت خام، اختلال در ظرفیت پالایشی و صادرات فرآورده‌ها، و اثر روانی و مالی بر بازار جهانی نفت. در حمله بزرگ سپتامبر ۲۰۱۹، هر سه سطح هم‌زمان فعال شد؛ اما در حملات بعدی، از جمله حملات اخیر، خسارت فیزیکی و اثر بر تولید محدودتر بوده و پیامد اصلی در افزایش ریسک ژئوپلیتیکی و هزینه حفاظت از زیرساخت‌ها نمایان شده است.

عربستان؛ تولیدکننده‌ای که اهمیتش از حجم تولید بیشتر است

اهمیت عربستان در بازار جهانی نفت تنها به میزان بشکه‌های تولیدشده محدود نیست. این کشور یکی از معدود تولیدکنندگانی است که در مقاطع مختلف توانسته است با استفاده از ظرفیت مازاد، عرضه خود را در مدت نسبتاً کوتاهی افزایش یا کاهش دهد. چنین ظرفیتی برای مدیریت بازار نفت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در صورت خروج ناگهانی بخشی از عرضه یک کشور، تولیدکنندگان دارای ظرفیت مازاد می‌توانند بخشی از کمبود را جبران کنند.

اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) ، در تحلیل خود درباره عربستان توضیح داده است که این کشور در ژانویه ۲۰۲۴ برنامه افزایش ظرفیت پایدار تولید نفت خام از ۱۲ به ۱۳ میلیون بشکه در روز را متوقف کرد. بنابراین، رقم ۱۳ میلیون بشکه در روز نباید به‌عنوان ظرفیت رسمی فعلی عربستان تلقی شود.

در عین حال، آژانس بین‌المللی انرژی، در صفحه تحلیلی خود درباره تنگه هرمز اعلام کرده است که ظرفیت مازاد تولید نفت خام جهان، که بخش عمده آن در اختیار عربستان و برخی اعضای اوپک‌پلاس است، در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ بیش از ۴ میلیون بشکه در روز بوده است. این ظرفیت مازاد، در صورت سالم بودن تأسیسات و باز بودن مسیر‌های صادراتی، می‌تواند ضربه‌های کوتاه‌مدت به تولید را تا حدی خنثی کند؛ اما نمی‌تواند در برابر تخریب گسترده و هم‌زمان چند مرکز حیاتی، بدون هزینه و تأخیر عمل کند.

از این منظر، حمله به عربستان دو اثر متضاد دارد: از یک سو بازار می‌داند که این کشور توان بازگرداندن بخشی از تولید را دارد؛ از سوی دیگر، همین ظرفیت مازاد زمانی مؤثر است که تأسیسات اصلی تولید، فرآورش و صادرات در دسترس باشند.

ابقیق و خریص؛ مهم‌ترین آزمون آسیب‌پذیری صنعت نفت عربستان

حمله به تأسیسات فرآورش نفت ابقیق و میدان خریص در ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۹ مهم‌ترین نمونه حمله مستقیم به زیرساخت نفتی عربستان در دهه‌های اخیر بود. بر اساس گزارش EIA، این حمله حدود ۵٫۷ میلیون بشکه در روز از تولید نفت عربستان را موقتاً از مدار خارج کرد؛ رقمی که در آن زمان معادل بیش از نیمی از تولید نفت کشور و حدود ۵ درصد عرضه جهانی نفت بود.

EIA همچنین ظرفیت فرآورش ابقیق را حدود ۷ میلیون بشکه در روز اعلام کرده است. اهمیت ابقیق در این است که این مرکز تنها یک میدان نفتی نیست، بلکه بخش مهمی از نفت استخراج‌شده از میدان‌های شرقی عربستان در آن فرآورش و برای صادرات آماده می‌شود. بنابراین، آسیب به ابقیق اثر خود را در نقطه‌ای از زنجیره نشان داد که از نظر بازار، به اندازه خود چاه‌های نفت اهمیت دارد.

گزارش تصویری و تحلیلی رویترز درباره آن حمله نیز کاهش ۵٫۷ میلیون بشکه‌ای تولید را تأیید کرد و نشان داد که این حادثه در مقطع کوتاهی یکی از بزرگ‌ترین اختلال‌های ناگهانی در عرضه نفت جهان بود.

شدت اثر حمله ۲۰۱۹ از ترکیب چند عامل ناشی می‌شد:

  • تمرکز ظرفیت فرآورش در ابقیق.
  • ارتباط این مرکز با میدان‌های بزرگ نفتی شرق عربستان.
  • نقش عربستان در صادرات نفت سبک و متوسط به بازار‌های آسیایی و اروپایی.
  • ابهام درباره زمان تعمیر و بازگشت به ظرفیت کامل.
  • نگرانی درباره تکرار حمله یا گسترش آن به پایانه‌های صادراتی.

بازار نفت معمولا به مقدار واقعی نفت ازدست‌رفته واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه به اختلاف میان عرضه موجود و عرضه مورد انتظار واکنش نشان می‌دهد. در ساعات اولیه پس از حمله، نگرانی اصلی این بود که اگر تعمیرات هفته‌ها یا ماه‌ها طول بکشد، بازار با کمبود جدی مواجه خواهد شد.

هر چند آرامکو اعلام کرده که تولید ازدست‌رفته پس از حمله ظرف ۱۱ روز به سطح پیش از حمله بازگردانده شد، اما آنچه که برای تحلیل امنیت انرژی مهم‌ است، آسیب‌پذیری واقعی زیرساخت‌های نفتی است که آن را نمی‌توان صرفا با سرعت تعمیرات سنجید. حتی اگر تولید ظرف ۱۱ روز بازگردد، در فاصله میان حمله و احیا، هزینه بیمه، ریسک حمل‌ونقل، نوسان قیمت و نگرانی مشتریان افزایش می‌یابد.

شوک قیمتی ۲۰۱۹؛ واکنش بازار به ریسک، نه فقط کمبود واقعی

حمله ابقیق و خریص در ابتدا یکی از شدیدترین واکنش‌های روزانه بازار نفت را رقم زد. قیمت نفت برنت در معاملات پس از حمله جهش قابل توجهی داشت؛ زیرا معامله‌گران با احتمال اختلال طولانی‌مدت در عرضه روبه‌رو بودند. با روشن‌شدن سرعت احیای تولید و اطمینان‌بخشی عربستان درباره ادامه صادرات، بخشی از این افزایش قیمت پس گرفته شد.

این رفتار بازار اهمیت یک نکته را نشان می‌دهد: اثر حمله بر قیمت نفت تابعی از مدت اختلال، اندازه ظرفیت آسیب‌دیده و اعتبار اطلاع‌رسانی درباره بازگشت تولید است.

اگر تولید خام یک کشور برای چند روز کاهش یابد، اما بازار مطمئن باشد ذخایر تجاری، ظرفیت مازاد و مسیر‌های جایگزین وجود دارد، اثر قیمت می‌تواند کوتاه‌مدت باشد. اما اگر حمله هم‌زمان به تولید، پالایش، مخازن و پایانه‌های صادراتی آسیب بزند، بازار با یک بحران چندلایه مواجه خواهد شد.

حملات ۲۰۲۱؛ افزایش ریسک بدون اختلال پایدار در تولید

در مارس ۲۰۲۱، حملات پهپادی و موشکی به مناطق نفتی و صنعتی شرق عربستان و سپس پالایشگاه آرامکو در ریاض، نگرانی تازه‌ای ایجاد کرد. در حمله ۷ مارس، اهدافی در منطقه رأس‌تنوره و ظهران گزارش شد. چند روز بعد، در ۱۹ مارس، حمله‌ای به پالایشگاه آرامکو در ریاض باعث آتش‌سوزی شد.

مقایسه این حملات با حادثه ۲۰۱۹ نشان می‌دهد که صرف اصابت به یک تأسیسات نفتی به معنای کاهش معنادار تولید ملی نیست. در برخی موارد، حمله به واحدی انجام می‌شود که امکان جداسازی آن از سایر بخش‌ها وجود دارد یا آسیب وارده به تجهیزات، به توقف کامل زنجیره تولید نمی‌انجامد.

بااین‌حال، حملات ۲۰۲۱ از دو جهت مهم بودند:

  • نشان دادند که تهدید علیه تأسیسات عربستان پایان نیافته است.
  • قابلیت پهپاد‌ها و موشک‌های کم‌هزینه‌تر را در برابر زیرساخت‌های گران‌قیمت و پیچیده برجسته کردند.

بنابراین، حتی در غیاب کاهش تولید، هزینه پیشگیری، پدافند، تعمیرات، مراقبت هوایی و بیمه افزایش می‌یابد.

جازان؛ نمونه‌ای از آسیب‌پذیری بخش پایین‌دستی

پالایشگاه جازان در جنوب‌غرب عربستان، نزدیک مرز یمن، ظرفیت اسمی فرآورش ۴۰۰ هزار بشکه نفت خام در روز دارد. این مجتمع علاوه بر تولید بنزین و دیزل فوق‌کم‌گوگرد، با واحد گازی‌سازی و تولید برق یکپارچه شده است.

MEES در سال ۲۰۲۳ گزارش داد که پالایشگاه جازان به ظرفیت هدف ۴۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است. این گزارش همچنین اشاره می‌کند که جازان از پالایشگاه‌های جدید عربستان است و برای افزایش توان این کشور در تولید فرآورده‌های پالایشی، از جمله دیزل کم‌گوگرد، طراحی شده است.

در اواخر ژوئیه ۲۰۲۶، حمله‌ای به جازان به بخش IGCC و مخزن‌گاه پالایشگاه آسیب زد. بر اساس گزارشی که BOE Report از یادداشت مشاوره‌ای IIR و گزارش Reuters نقل کرد، آرامکو پس از حمله ۲۷ ژوئیه پالایشگاه را تعطیل کرد و زمان احتمالی راه‌اندازی مجدد حدود ۱۵ اوت اعلام شده بود.

در ۹ اوت ۲۰۲۶ نیز وزارت انرژی عربستان اعلام کرد که آتش‌سوزی در یکی از تأسیسات پالایشگاه جازان مهار شده و تلفات انسانی گزارش نشده است. حوثی‌ها مدعی شدند که این تأسیسات را با پهپاد هدف قرار داده‌اند. بااین‌حال، رویترز تصریح کرد که علت حادثه از سوی وزارت انرژی عربستان اعلام نشده بود و ادعای حوثی‌ها به‌طور مستقل تأیید نشده بود.

در این مورد، نسبت‌دادن کاهش مشخصی به تولید نفت خام عربستان زودهنگام است. داده‌های موجود بیشتر از تعطیلی یا اختلال در ظرفیت پالایش جازان حکایت دارند، نه از کاهش قطعی و پایدار تولید نفت خام در سطح ملی. این تمایز برای ارزیابی بازار اهمیت دارد: تعطیلی پالایشگاه ممکن است عرضه برخی فرآورده‌ها را کاهش دهد، اما الزاماً به معنای کاهش همان میزان از صادرات نفت خام نیست.

تفاوت میان تولید نفت خام و تولید فرآورده

یکی از خطا‌های رایج در تحلیل حملات به تأسیسات نفتی، یکسان‌گرفتن «تولید نفت خام» با «ظرفیت پالایش» است.

تولید نفت خام شامل استخراج نفت از میدان‌ها و انتقال آن به واحد‌های فرآورش اولیه است. آسیب به مراکزی مانند ابقیق می‌تواند مستقیماً به کاهش عرضه نفت خام صادراتی منجر شود، زیرا این مرکز در آماده‌سازی نفت برای صادرات نقش کلیدی دارد.

پالایشگاه نفت خام را به محصولات مختلف تبدیل می‌کند؛ از جمله بنزین، دیزل، سوخت جت و مواد اولیه پتروشیمی. اگر پالایشگاهی مانند جازان تعطیل شود، ممکن است عربستان نفت خام بیشتری برای صادرات داشته باشد، اما در عوض به واردات فرآورده یا استفاده بیشتر از ظرفیت سایر پالایشگاه‌ها نیاز پیدا کند.

واحد‌های برق، گازی‌سازی، مخازن ذخیره، خطوط لوله و پایانه‌های بارگیری نیز برای تداوم عملیات ضروری‌اند. حمله به این بخش‌ها ممکن است حتی بدون تخریب واحد اصلی پالایش، کل مجتمع را از مدار خارج کند.

عرب نیوز درباره جازان تأکید کرده است که این مجتمع از پالایش، گازی‌سازی و تولید برق تشکیل شده و ظرفیت واحد IGCC آن تا ۳٫۸ گیگاوات است. چنین یکپارچگی‌ای بهره‌وری را بالا می‌برد، اما در زمان حمله می‌تواند ریسک سرایت اختلال از یک بخش به بخش‌های دیگر را نیز افزایش دهد.

ظرفیت پالایشی آرامکو و اهمیت پایین‌دست

آرامکو طی سال‌های گذشته تلاش کرده است سهم بیشتری از زنجیره ارزش نفت را در داخل و خارج از عربستان در اختیار بگیرد. بر اساس داده‌های رسمی شرکت، ظرفیت خالص پالایش آرامکو در سال ۲۰۲۵ به حدود ۴٫۲ میلیون بشکه در روز رسید؛ این رقم در سال ۲۰۲۴ حدود ۴٫۱ میلیون بشکه در روز بود.

این ظرفیت گسترده به عربستان امکان می‌دهد در برابر اختلال یک پالایشگاه، بخشی از تولید را به دیگر مراکز منتقل کند. اما همین شبکه بزرگ، ارزش راهبردی بیشتری برای حملات ایجاد می‌کند. پایانه‌ها، پالایشگاه‌ها و مراکز فرآورش، نقاطی هستند که آسیب به آنها می‌تواند جریان نفت و فرآورده را در بخش‌های مختلف زنجیره دچار مشکل کند.

از منظر اقتصادی، اختلال در پالایشگاه ممکن است به سه پیامد منجر شود:

  • کاهش موقت تولید فرآورده.
  • افزایش استفاده از ظرفیت پالایشگاه‌های دیگر.
  • افزایش واردات یا تغییر مقصد صادراتی برای جبران کمبود.

در نتیجه، حتی اگر درآمد صادرات نفت خام در کوتاه‌مدت حفظ شود، حاشیه سود پالایشی، هزینه لجستیک و توازن بازار داخلی سوخت می‌تواند تحت فشار قرار گیرد.

اثر حملات بر صادرات و مسیر‌های دریایی

امنیت تأسیسات نفتی عربستان از امنیت مسیر‌های کشتیرانی جدا نیست. عربستان هم به آبراه‌های خلیج فارس و تنگه هرمز وابسته است و هم از مسیر دریای سرخ و باب‌المندب استفاده می‌کند.

بر اساس داده‌های EIA، جریان نفت از تنگه هرمز در سال ۲۰۲۴ به‌طور متوسط حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز بود؛ رقمی معادل تقریباً ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی. صادرات نفت خام و میعانات عربستان حدود ۳۸ درصد جریان نفت خام عبوری از هرمز، معادل حدود ۵٫۵ میلیون بشکه در روز، برآورد شده است.

در سوی دیگر، جریان نفت از باب‌المندب در سال ۲۰۲۴ تا ماه اوت به‌طور متوسط حدود ۴ میلیون بشکه در روز بود. EIA کاهش این جریان را با حملات دریایی و تغییر مسیر کشتی‌ها از دریای سرخ مرتبط دانست.

این ارقام نشان می‌دهد که حمله به یک پالایشگاه یا پایانه در ساحل دریای سرخ ممکن است با اختلال در کشتیرانی هم‌زمان شود. در چنین شرایطی، حتی اگر نفت در داخل عربستان تولید شده باشد، انتقال آن به مشتریان ممکن است با تأخیر، هزینه بیمه بالاتر یا نیاز به تغییر مسیر مواجه شود.

پیامد‌های اقتصادی برای صنعت نفت عربستان

آرامکو پس از حملات ۲۰۱۹ ناچار شد سرمایه‌گذاری بیشتری در پایش هوایی، پدافند، امنیت فیزیکی، پراکنده‌سازی تجهیزات و برنامه‌های تداوم کسب‌وکار انجام دهد. این هزینه‌ها در صورت تکرار حملات افزایش می‌یابد، حتی اگر تولید به‌سرعت احیا شود.

هزینه واقعی حمله فقط هزینه تعمیر قطعه آسیب‌دیده نیست. هزینه‌های دیگری نیز وجود دارد:

  • توقف یا کاهش تولید.
  • تخلیه اضطراری یا کاهش سطح مخازن.
  • بازرسی و صدور مجدد مجوز ایمنی.
  • تغییر برنامه بارگیری کشتی‌ها.
  • افزایش حق بیمه.
  • تأمین تجهیزات یدکی.
  • انتقال تولید به تأسیسات دیگر.
  • و هزینه حفاظت از کارکنان و خطوط انتقال.

مشتریان بزرگ آسیایی و اروپایی برای برنامه‌ریزی پالایشگاه‌های خود به تحویل منظم نفت نیاز دارند. اگر حملات مکرر موجب تغییر در نوع نفت، حجم محموله یا زمان تحویل شود، مشتریان ممکن است به دنبال قرارداد‌های جایگزین و تنوع بیشتر در تأمین‌کنندگان بروند.

بازار جهانی نفت چگونه واکنش نشان می‌دهد؟

۱. واکنش فوری قیمت

در نخستین ساعات حمله، بازار معمولاً برآوردی از میزان عرضه ازدست‌رفته ندارد؛ بنابراین قیمت‌ها بر اساس بدترین سناریو حرکت می‌کنند. اگر مشخص شود خسارت محدود بوده و تولید به‌سرعت بازمی‌گردد، بخشی از افزایش قیمت پس گرفته می‌شود.

هر چند در حمله ۲۰۱۹، قیمت نفت برنت در واکنش اولیه جهش شدیدی داشت، اما با اعلام بازگشت سریع تولید و اطمینان از استمرار صادرات، فشار قیمتی کاهش یافت. در مقابل، حملات کوچک‌تر ۲۰۲۶، به‌دلیل نبود شواهد از کاهش گسترده تولید ملی، ظرفیت ایجاد شوک پایدار مشابه را نداشته‌اند.

۲. افزایش حق بیمه ریسک

در بازار نفت، حتی اگر عرضه واقعی کاهش نیابد، احتمال اختلال در آینده می‌تواند قیمت را بالا ببرد. معامله‌گران برای پوشش این احتمال، قرارداد‌های آتی را با قیمت بالاتری معامله می‌کنند و هزینه بیمه محموله‌ها افزایش می‌یابد.

این اثر ممکن است به‌ویژه در بازار فرآورده‌ها شدیدتر باشد؛ زیرا پالایشگاه‌ها برای تأمین بنزین، دیزل و سوخت جت به ظرفیت‌های عملیاتی مشخص نیاز دارند و جایگزین‌کردن یک پالایشگاه آسیب‌دیده همیشه فوری نیست.

۳. افزایش اختلاف قیمت نفت‌های مختلف

اگر تأسیسات عربستان برای نفت‌های خاصی طراحی شده باشد و تولید یا صادرات آنها مختل شود، قیمت انواع نفت خام یکسان حرکت نمی‌کند. کاهش عرضه یک نوع نفت می‌تواند فاصله قیمتی آن را با نفت‌های دیگر افزایش دهد و برنامه پالایشگاه‌های مصرف‌کننده را تغییر دهد.

این مسئله به‌ویژه برای پالایشگاه‌هایی اهمیت دارد که با نفت عربستان، از جمله نفت‌های سبک، متوسط یا سنگین، تنظیم شده‌اند و امکان تغییر سریع خوراک ندارند.

۴. اثر بر ذخایر راهبردی

شدت پیامد حمله تا حد زیادی به وضعیت ذخایر نفتی جهان بستگی دارد. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش ژوئن ۲۰۲۶ از کاهش قابل توجه ذخایر مشاهده‌شده جهانی و فشار بر ذخایر دولتی کشور‌های عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه خبر داد. در چنین شرایطی، همان میزان اختلالی که در بازاری با ذخایر بالا قابل مدیریت است، می‌تواند در بازاری با موجودی پایین موجب افزایش شدیدتر قیمت شود.

بر اساس همین گزارش، تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ به دلیل قیمت‌های بالاتر و اختلال در دسترسی به سوخت، با کاهش پیش‌بینی شده است؛ اما کاهش تقاضا لزوماً به معنای بی‌اثرشدن حملات نیست. بازار ممکن است هم‌زمان با تقاضای ضعیف، با ذخایر پایین و ظرفیت انتقال محدود مواجه باشد.

چرا حملات کوچک‌تر هم مهم‌اند؟

ممکن است حمله‌ای به آتش‌سوزی محدود و بدون تلفات منجر شود و تولید نیز به‌طور رسمی تغییر نکند، اما این حادثه همچنان برای تحلیل بازار اهمیت دارد. دلیل آن، تکرارپذیری تهدید است.

هر حمله اطلاعات تازه‌ای درباره مسیر‌های نفوذ، نقاط آسیب‌پذیر و مدت واکنش سامانه‌های دفاعی ایجاد می‌کند. حمله بعدی ممکن است دقیقاً همان نتیجه را نداشته باشد و به مخازن، خطوط لوله، واحد‌های برق یا تجهیزات بارگیری آسیب بزند.

در این معنا، تهدید اصلی برای عربستان نه لزوماً از دست دادن روزانه چند میلیون بشکه در یک حادثه، بلکه احتمال وقوع حملات هم‌زمان یا زنجیره‌ای است. حمله به یک مرکز قابل جایگزینی ممکن است اثر محدودی داشته باشد؛ اما حمله هم‌زمان به مرکز فرآورش، مخزن‌گاه و پایانه صادراتی می‌تواند اختلالی بسیار بزرگ‌تر ایجاد کند.

محدودیت‌های پدافند در برابر حملات پهپادی

زیرساخت‌های نفتی مدرن، به‌ویژه پالایشگاه‌ها و مراکز فرآورش، بسیار بزرگ، ثابت و قابل شناسایی‌اند. در مقابل، پهپاد‌ها و موشک‌های کروز می‌توانند با هزینه‌ای بسیار کمتر، مسیر‌های پیچیده و ارتفاع پایین را طی کنند.

این عدم تقارن اقتصادی به این معناست که دفاع کامل از همه نقاط یک مجتمع نفتی هزینه زیادی دارد. عربستان می‌تواند لایه‌های پدافندی، سامانه‌های کشف و رادار‌ها را توسعه دهد، اما هیچ سامانه‌ای احتمال اصابت را به صفر نمی‌رساند.

از سوی دیگر، پراکنده‌سازی کامل زیرساخت‌های نفتی نیز آسان نیست؛ زیرا پالایشگاه‌ها و مراکز فرآورش برای کاهش هزینه و افزایش بهره‌وری در مجتمع‌های بزرگ و یکپارچه ساخته می‌شوند. با این حال همین یکپارچگی که در شرایط عادی مزیت اقتصادی است، در زمان حمله می‌تواند دامنه خسارت را افزایش دهد.

آیا عربستان می‌تواند شوک‌های آینده را جذب کند؟

پاسخ به این پرسش به چهار عامل بستگی دارد:

ظرفیت مازاد تولید

عربستان تا زمانی که ظرفیت مازاد قابل‌دسترس داشته باشد، می‌تواند بخشی از کاهش تولید سایر تأسیسات را جبران کند. اما ظرفیت مازاد فقط زمانی مؤثر است که میدان‌ها، مراکز فرآورش و خطوط انتقال سالم باشند.

ذخایر نفت خام و فرآورده

ذخایر داخلی و ذخایر مشتریان می‌توانند در کوتاه‌مدت از اختلال در تحویل جلوگیری کنند. بااین‌حال، برداشت طولانی‌مدت از ذخایر، بدون بازگشت سریع تولید، پایدار نیست.

ظرفیت پالایشگاه‌های جایگزین

عربستان دارای شبکه بزرگی از پالایشگاه‌هاست و می‌تواند بخشی از تولید جازان را به مراکز دیگر منتقل کند. اما همه پالایشگاه‌ها از نظر نوع خوراک و سبد محصولات کاملاً قابل جایگزینی نیستند.

وضعیت مسیر‌های صادراتی

حتی اگر نفت تولید و پالایش شود، ناامنی در تنگه هرمز، باب‌المندب یا دریای سرخ می‌تواند انتقال محموله‌ها را دشوار کند. در این حالت، بحران از «تأسیسات» به «لجستیک انرژی» منتقل می‌شود.

سناریو‌های پیش‌رو

  • سناریوی نخست: حملات محدود و پراکنده

در این حالت، حملات به آتش‌سوزی یا توقف کوتاه‌مدت برخی واحد‌ها منجر می‌شود، اما تولید ملی کاهش پایدار پیدا نمی‌کند. اثر اصلی چنین سناریویی، افزایش هزینه امنیت و نوسان کوتاه‌مدت قیمت است.

  • سناریوی دوم: تکرار حمله به پالایشگاه‌ها و مخازن

در این وضعیت، احتمال اختلال در بازار فرآورده‌ها بیشتر از بازار نفت خام خواهد بود. بنزین، دیزل و سوخت جت می‌توانند با کمبود منطقه‌ای و افزایش حاشیه پالایشی روبه‌رو شوند.

  • سناریوی سوم: حمله هم‌زمان به مراکز فرآورش و صادرات

این سناریو خطرناک‌ترین حالت برای بازار است. اگر تولید نفت خام، فرآورش و بارگیری هم‌زمان آسیب ببینند، ظرفیت مازاد تولید نمی‌تواند به‌سرعت مشکل را حل کند. در این حالت، جهش قیمت و کاهش ذخایر محتمل‌تر خواهد بود.

  • سناریوی چهارم: اختلال منطقه‌ای در مسیر‌های دریایی

اگر حملات به جازان با اختلال در باب‌المندب یا تهدید علیه تنگه هرمز همراه شود، هزینه حمل‌ونقل، بیمه و زمان رسیدن محموله‌ها افزایش می‌یابد. اثر چنین بحرانی می‌تواند از کاهش تولید یک پالایشگاه فراتر رود و جریان تجارت جهانی نفت را تغییر دهد.

بنابراین، نتیجه واقع‌بینانه این است که تکرار حملات، احتمال وقوع یک اختلال بزرگ را افزایش می‌دهد. صنعت نفت عربستان از نظر فنی و مالی ظرفیت بالایی برای بازسازی و مدیریت بحران دارد، اما این ظرفیت، هزینه‌بر و نامحدود نیست. در بازار جهانی نیز وجود ظرفیت مازاد و ذخایر می‌تواند شوک‌های کوتاه‌مدت را جذب کند، ولی حملات هم‌زمان یا اختلال در مسیر‌های دریایی می‌تواند این حاشیه ایمنی را به‌سرعت کاهش دهد.

در نهایت، حملات نظامی به تأسیسات نفتی عربستان تاکنون بیشتر به شکل اختلال‌های مقطعی، افزایش هزینه‌های امنیتی و رشد حق بیمه ریسک ظاهر شده‌اند؛ اما اهمیت راهبردی آنها در این است که نشان می‌دهند امنیت عرضه نفت جهان همچنان به سلامت چند مرکز و مسیر محدود وابسته است. همین وابستگی است که حادثه‌ای در جازان یا ابقیق را به مسئله‌ای فراتر از مرز‌های عربستان تبدیل می‌کند.

ارسال‌ نظر
captcha