به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، وقایع خونین ۲۴ ساعت گذشته نشان داد که واشنگتن در میان دو لبه قیچی قرار گرفته است: از یک سو ناتوانی در مهار حملات مرگبار به کشتیرانی تجاری در بابالمندب، و از سوی دیگر احتمال خطای اطلاعاتی فاحش در هدف قرار دادن کشتیهای غیرنظامی در خلیج عمان.
در حالی که دولت ترامپ با تکیه بر محاصره دریایی بنادر ایران به دنبال امتیازگیری در میز مذاکره است، حوادث ۱۱ اوت ۲۰۲۶ (۲۱ مرداد ۱۴۰۵) پیامهای هشداردهندهای را روانه واشنگتن کرد. کشته شدن خدمه در بابالمندب و حمله بحثبرانگیز به کشتی Vela Nova، کارآمدی ائتلافهای دریایی آمریکا را زیر سوال برده و خطر انزوای دیپلماتیک واشینگتن در برابر متحدان آسیاییاش را بیش از هر زمان دیگری افزایش داده است.
۱. پیام اول: ناتوانی در تامین امنیت متحدان و شرکا
حمله موشکی حوثیها به کشتی Tihamah با مالکیت مصری، نشان داد که حضور ناوگان آمریکا نتوانسته است مانع از وقوع نخستین تلفات جانی سال ۲۰۲۶ در دریای سرخ شود. کشته شدن ۶ نفر (شامل اتباع پاکستان و اندونزی) پیامی صریح به واشنگتن است: محاصره ایران توسط آمریکا، انگیزه گروههای متحد تهران را برای هدف قرار دادن شریانهای تجاری متحدان منطقهای واشنگتن (مانند مصر و عربستان) افزایش داده است. این یعنی هزینه سیاستهای آمریکا را اکنون شرکای منطقهای آن با جان و مال خود میپردازند.
۲. پیام دوم: خطای اطلاعاتی یا بنبست عملیاتی؟
حمله بالگرد MH-60 آمریکا به کشتی Vela Nova در خلیج عمان، واشنگتن را با یک بحران اعتبار مواجه کرده است. در حالی که سنتکام مدعی است این کشتی قصد نقض محاصره ایران را داشته، دادههای سامانه ردیابی MarineTraffic نشان میدهد مقصد نهایی کشتی بندر جبلعلی در امارات متحده عربی (متحد کلیدی آمریکا) بوده است. این تناقض فاحش، هشداری است به پنتاگون که استراتژی «شلیک پیشدستانه» میتواند به قیمت هدف قرار گرفتن اشتباه کشتیهای متحدان تمام شود؛ رخدادی که میتواند ائتلافهای دریایی آمریکا را از درون متلاشی کند.
۳. پیام سوم: انزوای دیپلماتیک در برابر غولهای آسیا
بزرگترین هشدار برای واشنگتن، نه در دریا، بلکه در پایتختهای آسیایی نهفته است. چین و هند مجموعا ۴۴ درصد از نفت عبوری از هرمز را دریافت میکنند. گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) حاکی از آن است که با وجود محاصره، صادرات نفت ایران به چین همچنان ادامه دارد. فشار واشینگتن بر دهلینو برای توقف واردات انرژی، هند را به سمت دریافت “تضمینهای امنیتی مستقل” از تهران سوق داده است. این یعنی محاصره آمریکا در حال ایجاد شکاف عمیق میان واشینگتن و متحدان راهبردیاش در ایندوپاسفیک است.
۴. پیام چهارم: بومرنگ اقتصادی؛ تورم در خانه، بحران در تنگه
اگرچه تنها ۷ درصد واردات نفت آمریکا از هرمز میگذرد، اما جهش قیمت برنت به ۸۹ دلار و پیشبینی قیمتهای ۱۰۰ دلاری، مستقیما اقتصاد داخلی آمریکا را هدف گرفته است. انسداد ۹۵ درصدی تردد در هرمز و افزایش ۱۰ برابری حق بیمه کشتیها، بومرنگی است که ترامپ به سمت ایران پرتاب کرده، اما اکنون در حال بازگشت به سمت بازارهای مالی ایالات متحده است. سقوط ذخایر استراتژیک آمریکا به زیر ۳۰۰ میلیون بشکه (کمترین میزان از ۱۹۸۳) نشان میدهد که واشینگتن ابزار مانور کمی برای مقابله با یک شوک طولانیمدت عرضه دارد.
وقایع اخیر ثابت کرد که استراتژی «فشار دریایی» آمریکا به نقطه بازگشت کاهنده رسیده است. برای آمریکا، پیام هرمز و بابالمندب روشن است: ادامه این وضعیت نه تنها ایران را به زانو درنمیآورد، بلکه هزینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی واشینگتن را تا مرز غیرقابلتحمل افزایش میدهد. واشنگتن اکنون بر سر دوراهی است: یا پذیرش واقعیتهای جدید ژئوپلیتیک و بازگشایی مسیرها از طریق دیپلماسی واقعی با میانجیگری مسقط، و یا پذیرش مسئولیت یک جنگ فرسایشی دریایی که در آن، هر اشتباه راداری میتواند به یک فاجعه جهانی تبدیل شود. به هر روی زمان برای واشنگتن به سرعت در حال از دست رفتن است.