به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، اشتغال در بخش دولتی فقط یک عدد اداری نیست؛ شاخصی است از اندازه دولت، اولویتهای رفاهی، کیفیت خدمات عمومی و حتی ساختار اقتصاد. در بعضی کشورها، دولت کارفرمایی بزرگ و پایدار است که آموزش، بهداشت و زیرساخت را سرپا نگه میدارد؛ در برخی دیگر، سهم دولت از اشتغال پایینتر است و بازار خصوصی نقش پررنگتری دارد.
تازهترین آمار رسمی نشان میدهد که این تفاوتها همچنان عمیقاند و بسیار از کشورها، سهم قابلتوجهی از نیروی کار خود را در بخش عمومی نگه داشتهاند.
در ترکیه، بر اساس دادههای اداره استراتژی و بودجه ریاستجمهوری، شمار کارکنان بخش عمومی در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به ۵ میلیون و ۴۱۷ هزار و ۱۲۶ نفر رسید. این رقم نسبت به سال قبل ۱۲۷ هزار و ۶۷۷ نفر بیشتر شده است. ترکیب این نیروی انسانی نشان میدهد که ۳ میلیون و ۵۸۲ هزار و ۲۵ نفر رسمی، ۴۱۹ هزار و ۸۰۱ نفر قراردادی و ۱ میلیون و ۲۶۷ هزار و ۵۰۱ نفر کارگر دائم هستند.
در آلمان نیز، اداره آمار فدرال اعلام کرده که تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۴ حدود ۵.۴ میلیون نفر در خدمات عمومی شاغل بودهاند؛ رقمی که نزدیک به ۱۲ درصد کل شاغلان این کشور را تشکیل میدهد. این تعداد نسبت به سال قبل ۹۵ هزار و ۹۰۰ نفر افزایش داشته است.
همچنین در ایالات متحده، اداره مدیریت نیروی انسانی دولت فدرال گزارش داده که تا ۳۱ مارس ۲۰۲۵ تعداد کارکنان غیرپستی دولت فدرال به ۲ میلیون و ۲۸۹ هزار و ۴۷۲ نفر رسیده است. البته این عدد، همهٔ کارکنان عمومی آمریکا را شامل نمیشود و فقط بدنهٔ غیرنظامی بخش فدرال را میسنجد.
بنا بر اعلام سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) در سال ۲۰۲۳ اشتغال در «دولت عمومی» در کشورهای عضو بهطور میانگین ۱۸.۴ درصد از کل اشتغال بوده است. در میان اعضا، کشورهایی مانند نروژ، سوئد، دانمارک و فنلاند در بالای جدول قرار دارند، در حالی که ژاپن، کره و شیلی پایینتر از ۱۰ درصد هستند.
چرا بخش دولتی در بعضی کشورها بزرگتر است؟
بخش دولتی زمانی بزرگ میشود که دولت بخواهد یا ناچار باشد خدماتی را مستقیما در بخشهایی مانند آموزش، سلامت، امنیت اجتماعی، حملونقل عمومی، اداره شهری و گاه بنگاههای اقتصادی ارائه کند. در کشورهایی مثل ترکیه و آلمان، سهم قابلتوجهی از اشتغال عمومی به آموزش، دانشگاهها، شهرداریها و نهادهای محلی مربوط است. مضاف بر اینکه در ترکیه، علاوه بر دستگاههای بودجه عمومی، بنگاههای اقتصادی شهرداریها نیز با ۶۹۶ هزار و ۱۷۸ نفر نیروی انسانی، سهم مهمی در اشتغال عمومی دارند.
از منظر اقتصادی، رشد اشتغال دولتی میتواند بازتاب دو روند باشد: نخست، گسترش واقعی خدمات عمومی و دیگری استفاده از دولت بهعنوان ضربهگیر بازار کار در دورههای رکود و نااطمینانی.
مزایای اشتغال در بخش دولتی
۱. ثبات شغلی بیشتر
در بسیاری از کشورها، استخدام دولتی از امنیت شغلی بالاتری نسبت به بخش خصوصی برخوردار است. این ویژگی بهویژه در دورههای رکود اقتصادی اهمیت پیدا میکند.
۲. مزایای اجتماعی و بیمهای بهتر
بخش دولتی معمولا نظام منسجمتری برای بیمه، بازنشستگی، مرخصی و مزایای شغلی دارد. همین موضوع آن را برای بسیاری از جویندگان کار جذاب میکند.
۳. نقش مستقیم در خدمات عمومی
کار در دولت در حوزههایی مثل آموزش، بهداشت، ثبت احوال، مدیریت شهری و زیرساخت، اثر مستقیم بر زندگی مردم دارد و از همین رو برای بخشی از نیروهای متخصص، انگیزهای فراتر از درآمد ایجاد میکند.
۴. کاهش نوسان در بازار کار
وقتی اقتصاد خصوصی دچار شوک میشود، اشتغال دولتی میتواند بخشی از نوسان را جذب کند و از افزایش شدید بیکاری جلوگیری کند.
معایب و چالشها
۱. هزینه مالی بالا برای بودجه
افزایش تعداد کارکنان دولت، فشار بیشتری بر بودجه عمومی وارد میکند. این فشار بهویژه زمانی مسئلهساز میشود که رشد دستمزدها از رشد درآمدهای دولت جلو بزند.
۲. خطر کندی و بوروکراسی
هرچه بدنه اداری بزرگتر شود، احتمال پیچیدگی، کندی تصمیمگیری و کاهش انعطافپذیری هم بیشتر میشود.
۳. بهرهوری نامتوازن
همه افزایشهای اشتغال دولتی الزاماً به معنای بهبود خدمات نیست. در بعضی کشورها، رشد استخدام میتواند بیشتر سیاسی یا اداری باشد تا مبتنی بر نیاز واقعی.
۴. فشار بر بخش خصوصی
این در حالی است که اگر دولت بیش از حد بزرگ شود، ممکن است از طریق مالیات، استقراض یا جذب نیروی کار ماهر، فضای تنفس بخش خصوصی را محدود کند.
اشتغال دولتی؛ بازتاب مدل حکمرانی
مقایسه کشورها نشان میدهد که اشتغال دولتی نهتنها یک مسئله عددی، بلکه بازتابی از مدل حکمرانی و ساختار اقتصادی است. ترکیه با بیش از ۵.۴ میلیون شاغل دولتی، در زمره کشورهایی قرار میگیرد که دولت در بازار کار آنها حضوری پررنگ دارد؛ در حالی که در سطح OECD، میانگین اشتغال دولت عمومی بسیار پایینتر و در حدود ۱۸.۴ درصد کل اشتغال است. آلمان، آمریکا و دیگر کشورها نیز هر یک الگوی خاص خود را دارند.
در مجموع میتوان اینگونه نتیجه گرفت که اشتغال در بخش دولتی میتواند هم ابزار ثبات اجتماعی و هم منش فشار بودجهای و بوروکراتیک باشد. بنابراین، مسئله اصلی نه فقط «بزرگ یا کوچک بودن» دولت، بلکه تناسب اندازه آن با نیازهای واقعی اقتصاد و کیفیت خدمات عمومی است. در واقع هر جا این توازن برقرار باشد، دولت میتواند کارفرمایی مؤثر باشد؛ و هر جا این توازن بههم بخورد، هزینههای آن دیر یا زود در اقتصاد و بودجه خود را نشان میدهد.