تحریم همه‌جانبه علیه ایران به فروپاشی اقتصاد منجر نخواهد شد

بلوف ترامپ و تکرار یک سیاست شکست‌خورده

ایران
تشدید فشار اقتصادی آمریکا صادرات نفت ایران را پرهزینه‌تر کرده، اما شبکه‌های جایگزین تجارت، همکاری با قدرت‌های اقتصادی و سازکار‌های دورزدن تحریم‌ها، باعث تاب‌آوری اقتصاد ایران شده‌اند.
کد خبر : ۱۸۶۰۰۲

به گزارش خبرنگار بین‌الملل ایبنا، اظهارات «اسکات بسنت» وزیر خزانه‌داری آمریکا، درباره اجرای «بزرگ‌ترین انزوای اقتصادی هماهنگ در تاریخ جهان» علیه ایران، نشان می‌دهد واشنگتن بار دیگر اقتصاد را به میدان اصلی رویارویی با تهران تبدیل کرده است. دولت «دونالد ترامپ» مدعی است که ترکیب تحریم‌های بی‌سابقه، فشار بر خریداران نفت و محاصره دریایی می‌تواند اقتصاد ایران را فروبپاشاند و نیاز به ازسرگیری عملیات نظامی گسترده را از میان ببرد.

با این حال، تجربه سال‌های گذشته تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. تحریم‌ها هزینه مبادله، تورم و محدودیت‌های مالی ایران را افزایش داده‌اند، اما نتوانسته‌اند صادرات نفت، تجارت خارجی و فعالیت اقتصادی کشور را متوقف کنند. اقتصاد ایران در شرایطی که با محدودیت سرمایه‌گذاری و فشار‌های ساختاری روبه‌روست، توانسته است خود را با محیط تحریمی سازگار کند؛ به‌گونه‌ای که هدف اصلی آمریکا، یعنی فروپاشی اقتصادی و تغییر رفتار سیاسی تهران، شانسی برای موفقیت ندارد.

فشار حداکثری؛ نسخه‌ای قدیمی با ادعا‌های بزرگ‌تر

بسنت در گفت‌و‌گو با شبکه CNBC اعلام کرده که اگر آمریکا «فشار اقتصادی حداکثری» را به‌طور کامل اجرا کند، احتمالا دیگر نیازی به ازسرگیری یک درگیری نظامی گسترده با ایران نخواهد بود. او تهدید کرده کشور‌هایی که به ایران در انتقال پول، خرید نفت یا جابه‌جایی دریایی محموله‌ها کمک کنند، با تمام ظرفیت تحریمی و مالی آمریکا روبه‌رو خواهند شد.

دونالد ترامپ نیز در شبکه اجتماعی خود از برنامه‌ای برای قطع «هر نوع شریان حیاتی» اقتصاد ایران سخن گفته و از متحدان آمریکا خواسته است که میان همکاری با واشنگتن یا ادامه تجارت با تهران یکی را انتخاب کنند.

اما این رویکرد، در اساس، تکرار سیاستی است که از سال ۲۰۱۸ و پس از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای به اجرا درآمد. تفاوت مرحله جدید در شدت تهدید‌ها و تلاش برای هماهنگ‌کردن متحدان است، نه در ماهیت ابزارها. تحریم نفتی، محدودیت بانکی، فشار بر بیمه و کشتیرانی و مجازات طرف‌های ثالث، پیش‌تر نیز علیه ایران به کار گرفته شده بود؛ با این حال، اقتصاد ایران از میان نرفت و شبکه‌های تجاری تازه‌ای شکل گرفت.

تاب‌آوری نفتی؛ ستون اصلی مقاومت اقتصادی

مهم‌ترین نشانه تاب‌آوری اقتصاد ایران، تداوم صادرات نفت است. برآورد‌های نهاد‌های ردیابی نفتکش‌ها و مؤسسات پژوهشی نشان می‌دهد صادرات نفت ایران، با وجود تحریم‌های آمریکا، در بسیاری از ماه‌ها در محدوده حدود ۱٫۸ تا بیش از ۲ میلیون بشکه در روز قرار داشته است.

گزارش بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها نیز صادرات نفت ایران در سپتامبر ۲۰۲۵ را حدود ۶۳٫۸ میلیون بشکه، معادل میانگین تقریبی ۲٫۱۳ میلیون بشکه در روز، برآورد کرده است. این گزارش می‌گوید ایران برای حفظ مشتریان خود، نفت را با تخفیف‌هایی در حدود ۵ تا ۱۰ درصد عرضه کرده است.

بر این اساس، هر چند تحریم‌ها برای ایران بی‌هزینه نبوده‌اند؛ اما هدف آمریکا که حذف کامل نفت ایران از بازار جهانی بوده و نه صرفا کاهش درآمد آن، محقق نشده‌است.

چین؛ خریدار اصلی در اقتصاد تحریمی

چین مهم‌ترین عامل حفظ صادرات نفت ایران است. خبرگزاری رویترز گزارش می‌دهد که چین وارد کننده اصلی نفت ایران است و بخش بزرگی از این نفت به پالایشگاه‌های مستقل چین، موسوم به «تی‌پات‌ریفاینری‌ها»، تحویل می‌شود؛ پالایشگاه‌هایی که نسبت به شرکت‌های بزرگ دولتی، انعطاف بیشتری برای پذیرش محموله‌های تحریمی دارند.

این در حالی است که رابطه ایران و چین فقط به خرید نفت محدود نمی‌شود. شبکه‌های واسطه‌ای، شرکت‌های پوششی، پرداخت‌های غیردلاری و انتقال کشتی‌به‌کشتی، مجموعه‌ای از مسیر‌های موازی را ایجاد کرده‌اند که نظارت آمریکا بر آنها دشوارتر است.

کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی آمریکا و چین برآورد کرده است که چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۱٫۲ میلیارد دلار نفت خام گزارش‌نشده از ایران دریافت کرده است. هر چند این رقم رسمی نیست، اما اهمیت آن در نشان‌دادن مقیاس روابط اقتصادی پنهان یا کم‌اظهارشده میان دو کشور است.

اقتصاد متنوع‌تر از یک صادرکننده صرف نفت

بانک جهانی تأکید می‌کند اقتصاد ایران، برخلاف بسیاری از صادرکنندگان نفت، تنها بر هیدروکربن‌ها متکی نیست و بخش‌های کشاورزی، خدمات، تولید صنعتی و خدمات مالی نیز در آن نقش دارند. این نهاد ایران را دارای دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی و چهارمین ذخایر اثبات‌شده نفت خام جهان معرفی می‌کند و بر اندازه بزرگ بازار داخلی و نیروی کار تحصیل‌کرده کشور تأکید دارد.

همین تنوع نسبی به اقتصاد ایران امکان داده است بخشی از فعالیت اقتصادی خود را خارج از بخش نفت حفظ کند. صنایع غذایی، دارویی، پتروشیمی، فولاد، معدن، خدمات فنی و مهندسی و بازار بزرگ مصرف داخلی، کانال‌هایی برای ادامه فعالیت ایجاد کرده‌اند.

بانک جهانی در گزارش‌ دیگری همچنین اعلام کرده است که اقتصاد ایران پس از چند سال رشد، با وجود تحریم‌ها، از رشد بخش نفت سود برده و اقتصاد کشور برای چهارمین سال متوالی در مسیر رشد قرار گرفته است. با این حال، همین گزارش هم‌زمان نسبت به فشار‌های ناشی از تحریم‌های تشدیدشده، تنش‌های منطقه‌ای، کمبود آب و بحران انرژی هشدار می‌دهد.

بنابراین، تاب‌آوری ایران را نباید با سلامت کامل اقتصاد اشتباه گرفت. اقتصاد کشور توانسته است از فروپاشی جلوگیری کند، اما این بقا با کاهش سرمایه‌گذاری، فرسایش قدرت خرید و محدودشدن دسترسی به فناوری و منابع مالی نیز همراه بوده است.

بازتاب رسانه‌های خارجی چه بود؟

روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز به تازگی در گزارشی با عنوان «همزمان با تبدیل جنگ ایران به نبرد اقتصادی، استراتژی جدید آمریکا یادآور استراتژی‌های قدیمی است»، می‌نویسد: استراتژی فعلی ترامپ شباهت قابل‌توجهی به تلاش‌های قبلی و چندین ساله آمریکا برای فشار به ایران به امید وادار کردن آن به کنار گذاشتن موضوع هسته‌ای‌اش دارد.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است: این سیاست نتایج متفاوتی داشت و برخی از تحلیلگران تردید دارند که حتی فشار اقتصادی به‌خودی خود ایران را مجبور به تغییر مسیر کند.

این گزارش تاکید کرد: به هر حال، این رویکردی بود که ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری خود به کار گرفت.

همچنین؛ عمران بایومی، کارشناس ژئواستراتژی در شورای آتلانتیک در واشنگتن و مشاور سابق سیاست‌گذاری در وزارت دفاع آمریکا، به بی‌بی‌سی گفت که اعلامیه جدید آمریکا احتمالاً نتیجه افزایش نارضایتی از این واقعیت است که گزینه‌های دیگر نتوانسته‌اند نتایج مورد نظر ترامپ را به همراه داشته باشند.

او گفت: «این در واقع پذیرش این واقعیت است که آمریکا تقریباً در این جنگ گرفتار شده است. این یک تلاش دیگر برای اعمال فشار اقتصادی است.»

بایومی افزود: «این فقط یک ابزار دیگر است که آمریکا از آن استفاده می‌کند. ما هنوز شاهد ارائه یک راهبرد روشن از سوی دولت آمریکا، چه در حوزه ابزار‌های نظامی و چه اقتصادی، نبوده‌ایم. پرسش درباره اینکه آمریکا دقیقاً به دنبال دستیابی به چه چیزی است، همچنان بی‌پاسخ مانده است.»

مایکل پارکر که هشت سال در دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا (OFAC) فعالیت کرده و متخصص تحریم‌های اقتصادی است نیز می گوید: راهبرد جدید احتمالاً تلاشی برای «گسترش شعاع انفجار اقتصادی تحریم‌ها» خواهد بود؛ به این معنا که کشور‌های ثالثی هدف قرار گیرند که همچنان با ایران تجارت می‌کنند، اما اقتصاد آنها به دلار آمریکا وابسته است.

او گفت: «تاکنون آمریکا عمدتاً از تهدید تحریم‌های ثانویه علیه مؤسسات مالی خارجی استفاده کرده تا آنها را به تبعیت از سیاست تحریمی آمریکا ترغیب کند.»

پارکر افزود: «اما این اهرمی است که تا حد زیادی مورد بررسی و استفاده قرار نگرفته؛ یعنی هدف قرار دادن هر فعالیتی که هم با دلار آمریکا و هم با ایران ارتباط داشته باشد.»

پارکر برای نمونه به مؤسسات مالی خارجی اشاره کرد که به ایران برای دور زدن تحریم‌ها کمک می‌کنند یا منابع مالی را به سمت خزانه ایران هدایت می‌کنند.

هنوز مشخص نیست ایران در برابر این اقدامات چه واکنشی نشان خواهد داد، اما کارشناسان می‌گویند ایران تاکنون در استفاده از کانال‌های غیررسمی برای دور زدن تحریم‌ها مهارت نشان داده است؛ از جمله استفاده از کشتی‌های «ناوگان سایه» برای انتقال نفت یا ایجاد ساختار‌های تجاری جدیدی که در فهرست تحریم‌های آمریکا قرار ندارند.

محمد حموده، مدیر کنترل صادرات و تحریم‌ها در بورس لندن هم با بیان اینکه هر تحریمی که علیه ایران اعمال شود، آنها راه جدیدی برای دور زدن آن پیدا می‌کنند، تاکید کرد: این اقدامات متقابل ایران اغلب باعث می‌شود نهاد‌های مسئول اجرای تحریم‌ها همواره در حال تعقیب و جبران عقب‌ماندگی باشند.

وی معتقد است تحریم‌ها تنها به اندازه‌ای قدرتمند هستند که کشور‌های هدف حاضر باشند از اهداف سیاست خارجی آمریکا تبعیت کنند یا در غیر این صورت، با تحریم‌های بالقوه دردناک در تجارت مرتبط با دلار آمریکا مواجه شوند.

برخی کارشناسان تردید دارند که چنین تمایلی در شرایط کنونی وجود داشته باشد.

بایومی گفت: «برای مثال، واقعاً نمی‌توانم ببینم که چین با چنین چیزی موافقت کند. این کشور‌ها تاکنون توانسته‌اند منافع خود را در تعامل با دولت ترامپ دنبال کنند.»

او افزود: «نکته اصلی این است که این فقط یک ابزار دیگر است. اما پرسش بزرگ‌تر همچنان درباره راهبرد است. در غیاب یک راهبرد مشخص، مطمئن نیستم این اقدام بتواند در بلندمدت چیزی را تغییر دهد.»

رسانه آمریکایی یو.اس.نیوز به نقل از آسوشیتدپرس نوشته است: علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، گفت تصمیم دولت ترامپ برای ارتقای سیاست «فشار حداکثری» خود به سطحی جدید و همراه کردن آن با اقدام نظامی، ظاهراً درس‌های سال‌ها سیاست خارجی آمریکا را نادیده می‌گیرد؛ درس‌هایی که نشان می‌دهد ایران واکنش مطلوبی به فشار نشان نمی‌دهد.

به گفته او، اگر قرار باشد تغییری ایجاد شود، کارزار اقتصادی جدید آمریکا تنها باعث «سخت‌تر شدن موضع ایران» شده است.

واعظ گفت: «فکر می‌کنم نقطه کور ترامپ این واقعیت است که از نگاه حکومت ایران، تنها چیزی که خطرناک‌تر از تحمل تحریم‌های آمریکا محسوب می‌شود، تسلیم شدن در برابر شروط آمریکاست.»

واعظ همچنین معتقد است دیپلماسی پرنوسان و متوقف‌شونده یک سال گذشته، روابط شکننده میان دو دشمن دیرینه را بیش از پیش تضعیف کرده است. به گفته او، بی‌اعتمادی مقام‌های ایرانی به ترامپ و میانجی‌های او، بنیانی غیرقابل‌دوام ایجاد کرده است.

او گفت: «آن‌ها معتقدند حتی اگر تحت فشار اقتصادی در برابر شروط آمریکا تسلیم شوند، ترامپ دوباره شروط جدیدی مطرح خواهد کرد و خواسته‌های بیشتری خواهد داشت.»

وی افزود: «و این واقعاً مشکل اساسی است: فشار بدون باز گذاشتن یک مسیر خروج، تمرینی بی‌نتیجه است.»

فشار بی‌اثر نیست؛ اما بی‌نتیجه است

در پایان اینکه؛ مهم‌ترین خطای تحلیل‌های رسمی آمریکا، یکی‌ دانستن فشار اقتصادی با فروپاشی اقتصادی است. درست است که تحریم‌ها آثار جدی بر زندگی مردم و عملکرد اقتصاد ایران داشته‌اند از جمله افزایش هزینه واردات؛ کاهش ارزش پول ملی؛ رشد تورم؛ دشوارشدن تأمین مواد اولیه و فناوری و کاهش سرمایه‌گذاری خارجی، اما معیار موفقیت سیاست آمریکا فقط میزان فشار اقتصادی نیست.

در حالی که هدف اعلام‌شده واشنگتن، وادارکردن تهران به تغییر رفتار راهبردی و در نهایت تسلیم سیاسی است، اما شواهد موجود از موفقیت فشار حداکثری حکایت نمی‌کند. ایران همچنان تولید و صادرات نفت دارد، روابط تجاری خود را با شرکای شرقی حفظ کرده و از ابزار‌های منطقه‌ای و دریایی برای افزایش هزینه فشار‌ها برخوردار است.

به بیان دیگر، تحریم‌ها اقتصاد ایران را ضعیف کرده‌اند، اما آن را از کار نینداخته‌اند؛ و فشار اقتصادی بدون دستیابی به تغییر سیاسی، در نهایت به سیاستی پرهزینه و فرسایشی تبدیل می‌شود.

دولت آمریکا می‌تواند هزینه تجارت ایران را بالا ببرد، درآمد‌های نفتی را کاهش دهد و شرکای اقتصادی تهران را تهدید کند؛ اما شواهد موجود نشان نمی‌دهد که این فشار‌ها توانسته‌اند اقتصاد ایران را به مرز فروپاشی برسانند یا تغییر سیاسی مورد نظر واشنگتن را تحمیل کنند.

ایران در حفظ صادرات نفت، یافتن خریداران جایگزین، استفاده از شبکه‌های حمل‌ونقل و پرداخت غیررسمی و اتکا به بازار داخلی، تاب‌آوری قابل‌توجهی نشان داده است. از این منظر، سیاست آمریکا در دستیابی به هدف حداکثری ــ یعنی قطع کامل جریان درآمد و فروپاشی اقتصاد ایران ــ ناکام مانده و خواهد ماند.

تحریم‌ها در عین این که آثاری دارند و هزینه سنگینی بر اقتصاد و جامعه ایران تحمیل کرده‌اند، اما آنچنان اثرگذار نیستند که بتوانند فرضیه تبدیل فشار به فروپاشی سریع و تسلیم سیاسی را به اثبات برسانند. در نهایت، اقتصاد ایران همچنان به بقای خود ادامه می‌دهد و سازوکار‌های سازگاری و شبکه‌های تجاری جایگزین مانع از تحقق رؤیای واشنگتن برای فروپاشی آن شده‌اند.

ارسال‌ نظر
captcha