به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، عربستان سعودی به عنوان بزرگترین صادرکننده نفت جهان، سالهاست که زیرساختهای عظیم خود را به عنوان سنگری مستحکم برای ثبات بازارهای جهانی معرفی کرده است. اما وقایع اخیر و حمله به خط لوله استراتژیک «شرق به غرب»، این باور را به چالش کشیده و نشان داد که این نقطه اتصال حیاتی میتواند به «پاشنه آشیل» اقتصاد جهانی تبدیل شود.
شریان حیاتی در محاصره
خط لوله شرق به غرب، سالها به عنوان جایگزینی امن برای دور زدن تنگه هرمز و تضمین تداوم صادرات نفت عربستان شناخته میشد. با این حال، حمله اخیر پهپادی، این شریان حیاتی را از مدار خارج کرد و ثابت کرد که مسیرهای جایگزین نیز از مصونیت کامل برخوردار نیستند.
اکنون خروج این خط لوله از سرویس، ظرفیت صادراتی بنادر دریای سرخ را با محدودیتهای شدید زمانی مواجه کرده است. بر اساس گزارش رویترز، ریاض تنها برای بازهای کوتاه ذخایر صادراتی در اختیار دارد و در صورت عدم بازگشایی سریع، بازارهای جهانی با شوک عرضه مواجه خواهند شد.
دومینوی تورم و بیثباتی مالی
در این میان از دست رفتن ۴ درصد از عرضه روزانه نفت جهان، تنها یک عدد روی کاغذ نیست؛ بلکه جرقهای است که میتواند آتش تورم جهانی را شعلهورتر کند. در چنین شرایطی بازارها با وحشت از تداوم کمبود عرضه، واکنشهای شدیدی نشان دادهاند که خود را در افزایش نرخ تورم و بالا رفتن بازده اوراق قرضه نشان میدهد.
آژانس بینالمللی انرژی در تحلیل اخیر خود نسبت به کاهش ۶ درصدی عرضه نفت در سال جاری هشدار داده بود. حال با بروز این بحران جدید، پیشبینیهای قبلی در مورد قیمت سوخت و هزینههای انرژی تغییر کرده و فشار مضاعفی بر اقتصادهای توسعهیافته و در حال توسعه وارد شده است.
جبهه جدید؛ ناامنی در کریدور دریای سرخ
این در حالی است که ابعاد ژئوپلیتیک این بحران نیز گستردهتر از تخریب فیزیکی خط لوله است، زیرا تحرکات در دهانه دریای سرخ و تهدیدهای امنیتی جدید، عملا امنیت مسیرهای ترانزیتی را که برای انتقال نفت حیاتی هستند، به خطر انداخته است.
این تحولات نشان میدهد که زیرساختهای نفتی عربستان دیگر در خلأ امنیتی قرار ندارند، بلکه در مرکز یک درگیری منطقهای پیچیده جای گرفتهاند. حضور نیروهای انصارالله در جزایر استراتژیک این منطقه، ریسک عملیاتی برای شرکتهای کشتیرانی و خریداران نفت را به شدت افزایش داده است.
پارادوکس دفاع نامتقارن
ساختار زیرساختی عربستان، علیرغم سرمایهگذاریهای عظیم، با چالش «دفاع نامتقارن» روبروست. پهپادها و تکنولوژیهای ارزانقیمت، برتری تکنولوژیک سیستمهای دفاعی گرانقیمت را به چالش کشیدهاند و حفاظت از هزاران کیلومتر خط لوله در دل بیابان را به کابوسی برای برنامهریزان امنیتی تبدیل کردهاند.
این آسیبپذیری نشان میدهد که قدرت نظامی به تنهایی نمیتواند ضامن امنیت زنجیره تأمین انرژی باشد. بنابراین در آینده، عربستان و دیگر تولیدکنندگان نفت مجبور خواهند بود مدلهای امنیتی خود را بازنگری کنند و برای جلوگیری از توقفهای ناگهانی، به سمت تمرکززدایی از زیرساختهای خود حرکت کنند.
به طور کلی بحران اخیر بیانگر این واقعیت است که امنیت انرژی جهان بیش از آنکه به ظرفیت تولید وابسته باشد، به تابآوری زیرساختهای انتقال وابسته است. خط لوله شرق به غرب که زمانی نقطه قوت عربستان بود، اکنون به نقطه آسیبپذیری کل اقتصاد جهانی تبدیل شده و بدون راهکاری برای تقویت این زیرساختها و تنشزدایی در مسیرهای آبی، بازارهای جهانی نفت همچنان در گرو امنیت شریانهایی خواهند بود که در برابر حملات نامتقارن، شیشهای به نظر میرسند.