به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، طی هفتههای اخیر تنش میان ایالات متحده و ایران وارد مرحلهای تازه شده است. دولت آمریکا اعلام کرده تا زمانی که تهران به توافقی جدید درباره برنامه هستهای تن ندهد، محاصره دریایی علیه صادرات نفت ایران ادامه خواهد یافت. در مقابل، ایران نیز اعلام کرده تا زمانی که نیروهای دریایی آمریکا از منطقه عقبنشینی نکنند، بازگشایی کامل تنگه هرمز امکانپذیر نخواهد بود.
این تقابل راهبردی در یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان رخ میدهد؛ مسیری که روزانه بخش قابل توجهی از تجارت نفت جهان از آن عبور میکند. همین موضوع سبب شده است تحلیلگران انرژی و اقتصاد بینالملل بیش از هر چیز به پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی این بحران توجه کنند.
در حالی که برخی مقامات آمریکایی از نزدیک بودن فروپاشی زیرساخت نفتی ایران سخن گفتهاند، بسیاری از کارشناسان معتقدند چنین سناریویی با واقعیتهای فنی صنعت نفت همخوانی ندارد. بررسی ظرفیتهای ذخیرهسازی و مدیریت تولید در ایران نشان میدهد که تهران برای چنین شرایطی آمادگی نسبی دارد و میتواند در کوتاهمدت از شوکهای شدید جلوگیری کند. در مقابل، ادامه انسداد مسیرهای صادراتی میتواند پیامدهای گستردهتری برای بازار جهانی انرژی و اقتصاد بینالملل داشته باشد.
محاصره نفتی؛ کاهش صادرات، اما نه فروپاشی فوری
بر اساس دادههای مؤسسه ردیابی نفتکشها (Kpler) پس از اعمال محاصره دریایی، صادرات نفت ایران با کاهش چشمگیری روبهرو شده است. میزان بارگیری نفت خام از حدود ۲٫۱ میلیون بشکه در روز پیش از محاصره به حدود ۵۶۷ هزار بشکه در روز کاهش یافته است. این کاهش نشاندهنده تأثیر عملی محدودیتهای دریایی بر توان صادراتی ایران است.
«اسپنسر کیمبال» تحلیلگر سیانبیسی به نقل از کارشناسان تأکید میکند که کاهش صادرات الزاماً به معنای فروپاشی سریع صنعت نفت نیست. زیرساختهای نفتی بهگونهای طراحی شدهاند که در صورت کاهش تقاضا یا اختلال در صادرات، تولید میتواند بهصورت تدریجی کاهش یابد تا از آسیب به مخازن و چاههای نفتی جلوگیری شود.
از منظر اقتصادی، منابع آمریکایی برآورد کردهاند که ایران در نتیجه این محاصره روزانه صدها میلیون دلار از درآمدهای بالقوه نفتی خود را از دست میدهد. با وجود این فشار مالی، ساختار تولید و ذخیرهسازی نفت در ایران به این کشور اجازه میدهد در کوتاهمدت واکنشی مدیریتشده داشته باشد.
ظرفیت ذخیرهسازی؛ ابزار اصلی مدیریت بحران
یکی از مهمترین عواملی که امکان مدیریت بحران را برای ایران فراهم میکند، ظرفیت بالای ذخیرهسازی نفت خام است. کارشناسان شرکت مشاوره انرژی Rapidan Energy Group معتقدند ایران در شرایط فعلی میتواند نفت تولیدی خود را برای چندین هفته در مخازن داخلی و نفتکشهای ذخیره نگهداری کند.
بر اساس برآوردهای این مؤسسه:
با توجه به این ظرفیتها، ایران حداقل حدود ۲۶ روز پیش از آنکه ناچار به کاهش اجباری تولید شود، امکان ذخیرهسازی نفت اضافی را دارد. در صورت استفاده از حداکثر ظرفیتهای ذخیره، این زمان میتواند تا بیش از دو ماه افزایش یابد.
برآورد گروه کارشناسان Rapidan Energy Group حاکی است که این زمان برای تهران اهمیت استراتژیک دارد؛ زیرا به دولت اجازه میدهد بدون وارد شدن شوک ناگهانی به صنعت نفت، تولید را بهصورت مرحلهای تنظیم کند.
مدیریت تولید؛ جلوگیری از آسیب به میادین نفتی
یکی از نگرانیهای مطرحشده در برخی اظهارنظرهای سیاسی، احتمال آسیب دیدن میادین نفتی در صورت توقف صادرات است. اما کارشناسان انرژی این سناریو را نیز بعید میدانند.
«آنتوان هالف» کارشناس مرکز سیاست انرژی جهانی در دانشگاه کلمبیا و تحلیلگر پیشین آژانس بینالمللی انرژی، توضیح میدهد که اگر کاهش تولید بهصورت برنامهریزیشده انجام شود، میتوان از هرگونه آسیب دائمی به چاهها و مخازن جلوگیری کرد.
در چنین شرایطی شرکتهای نفتی معمولاً با کاهش تدریجی فشار تولید و تنظیم عملیات میادین، تولید را در سطحی نگه میدارند که تنها نیازهای داخلی تأمین شود. این راهبرد به صنعت نفت اجازه میدهد پس از رفع محدودیتها، تولید را نسبتاً سریع به سطح قبلی بازگرداند.
ایران فشار اقتصادی را تاب میآورد
ایران با ظرفیتهای فنی خود، امکان مدیریت کوتاهمدت بحران را دارد، هر چند فشار اقتصادی همچنان قابل توجه است. تحلیلگران بازار نفت معتقدند اگر محاصره برای مدت طولانی ادامه یابد، کاهش درآمدهای نفتی میتواند به چالشی جدی برای بودجه دولت ایران تبدیل شود.
طبق برآورد کارشناسان، ایران همچنین حدود ۱۲۰ میلیون بشکه نفت بارگیریشده در نفتکشها در شرق منطقه محاصره دارد که هنوز میتواند به مشتریان خود، بهویژه در آسیا، تحویل دهد. این حجم از نفت معادل چندین هفته درآمد نفتی برای ایران محسوب میشود و تا حدی از فشار فوری مالی میکاهد.
با این حال، در صورتی که محاصره بیش از دو ماه ادامه یابد و راههای فروش نفت محدودتر شود، درآمدهای نفتی ایران ممکن است کاهش پیدا کند.
پیامدهای جهانی؛ ریسک بزرگ برای بازار انرژی
در حالی که تمرکز سیاسی بحران بر ایران است، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند پیامدهای واقعی این بحران ممکن است در اقتصاد جهانی آشکار شود.
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است و روزانه بخش قابل توجهی از صادرات نفت خاورمیانه از آن عبور میکند. هرگونه اختلال طولانیمدت در این مسیر میتواند باعث کاهش عرضه جهانی نفت، افزایش قیمتها و فشار تورمی بر اقتصادهای واردکننده انرژی شود.
مؤسسات مالی و بانکهای مرکزی هشدار دادهاند که تداوم این وضعیت ممکن است بر رشد اقتصادی جهانی اثر بگذارد. حتی در صورت مدیریت بحران توسط ایران، ادامه تنشها در این منطقه حساس میتواند بازار انرژی را برای مدت طولانی بیثبات نگه دارد.
بررسی دادههای موجود نشان میدهد که برخلاف برخی ادعاهای سیاسی، صنعت نفت ایران در کوتاهمدت در آستانه فروپاشی قرار ندارد. ظرفیتهای ذخیرهسازی، امکان مدیریت تدریجی تولید و تجربه طولانی ایران در مواجهه با تحریمها، ابزارهایی هستند که تهران برای کنترل این بحران در اختیار دارد.
با این حال، تداوم محاصره دریایی و اختلال در تنگه هرمز میتواند پیامدهایی بسیار گستردهتر از مرزهای ایران داشته باشد. بازار جهانی انرژی، تجارت بینالمللی و ثبات اقتصادی بسیاری از کشورها به جریان آزاد نفت در این منطقه وابسته است. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگر تنشها کاهش نیابد، چالش اصلی نه فقط برای ایران بلکه برای اقتصاد جهانی شکل خواهد گرفت.