به گزارش خبرنگار ایبنا؛ «هیجان» در بازارهای مالی کشورهای درگیر تورم بالا، نه یک واژه، بلکه جزئی از رفتار فعالان اقتصادی است که معمولاً به سود عدهای اندک و زیان بسیاری از افراد تازهکار تمام میشود.
نوسانات هفتههای اخیر در بازار ارز و طلای ایران، بهویژه پس از اعلام آتشبس در ۱۹ فروردینماه بین ایران و آمریکا و بازگشایی تدریجی بازارها نیز موجی از هیجان را در پی داشته است.
نوساناتی که معمولاً در ابتدای بازگشایی بازارها به اوج خود میرسد، بیش از آنکه مبتنی بر متغیرهای بنیادی باشد، تحت تأثیر هیجانات مقطعی، فضای سیاسی و خبرهای منتشرشده پیرامون روند تحولات خارجی و انتظارات کوتاهمدت برخی فعالان بازار شکل گرفته است.
در چنین شرایطی، هرگونه تغییر در اخبار سیاسی یا کاهش ریسکهای انتظاری، میتواند به سرعت مسیر بازار را تغییر داده و زمینهساز افت قیمتها شود. ازاینرو، اتکا به فضای روانی کوتاهمدت و نادیده گرفتن ریسک تغییر انتظارات سیاسی، برای خریداران ارز میتواند مخاطرهآمیز باشد.
مروری بر روند تحولات بازار ارز در هفتههای اخیر بهخوبی نشان میدهد که این بازار برای افراد تازهکار چقدر میتواند دردسرساز شود.
در تاریخ ۱۸ فروردینماه، یعنی یک روز پیش از اعلام آتشبس، در حالی که هیجانات ناشی از جنگ ایران و آمریکا در اوج بود و دلالان در فضای مجازی هر خبر راست و دروغی را درباره تخریب زیرساختهای کشور و گسترش دامنه حملات انتشار میدادند، قیمت دلار در بازار آزاد از ۱۵۷ هزار تومان تا ۱۶۳ هزار تومان (معادل ۳.۴ درصد) بالا رفت. اما با اعلام آتشبس و در فاصله کمتر از یک روز، نرخ دلار با ریزش ۵.۸ درصدی از قله، به کانال ۱۵۳ هزار تومان بازگشت.

نوسانات منتهی به آتشبس، آخرین موج هیجانی بازار ارز نبود. در فاصله ۲۲ تا ۲۴ فروردینماه، در شبکههای اجتماعی ناگهان روی این خبر مانور دادند که مذاکرات ایران و آمریکا بدون توافق به پایان رسیده و برخی هم از شروع قریبالوقوع جنگ خبر دادند.

به دنبال این التهابات روانی، قیمت دلار در بازار از ۱۵۱ هزار تومان تا کانال ۱۶۰ هزار تومان بالا رفت، اما دیری نپایید که حباب این اخبار ترکید و دلار تا کانال ۱۴۷ هزار تومان عقب نشست. نوسانگیرها بار دیگر نیز با موجسواری روی تحولات سیاسی و نظامی منطقه، بازار را داغ کردند تا دلارهای خود را در بالاترین قیمت به مردم بفروشند.

در هفته دوم اردیبهشتماه، همزمان با تهدیدهای مقامات آمریکایی با هدف تأثیرگذاری بر بازارهای ایران، خبرهایی از بالا گرفتن تنشها بین دو طرف منتشر شد. اوج این التهابات، دستور ترامپ برای عبور کشتیها از تنگه هرمز با استفاده از نیروی نظامی آمریکا در ۱۴ اردیبهشت بود که دلار را برای مقطعی کوتاه در بازار غیررسمی تا حدود ۱۹۰ هزار تومان هم بالا برد.

اما پس از آنکه معلوم شد درگیری مستقیم در دستور کار دو طرف نیست و آتش محدود طرفین، از نگاه آنها نقض آتشبس محسوب نمیشود، قیمتها با ریزش حدود ۹ درصدی تا کانال ۱۷۳ هزار تومان پایین آمد.

در ادامه این نوسانگیریها، شنبه شب دلالان با انتساب یک خبر دروغ به وزیر خارجه آمریکا درباره روند مذاکرات ایران و آمریکا، دلار را داغ کردند و از کانال ۱۷۴ هزار تومان تا کانال ۱۷۹ هزار تومان بالا کشیدند و به این ترتیب نوسان کوتاهی از بازار گرفتند. طبق معمول، این هیجان قیمتی نیز از همان روز تخلیه شد و این روند ادامه دارد.
به نظر میرسد این بازی دلالان در فضای مجازی با روان مردم به این زودیها پایان نمیپذیرد و این مردم هستند که باید سواد مالی خود را ارتقا دهند. تحولات بازار ارز باید با واقعبینی و با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی کشور تحلیل شود. ورود هیجانی به بازار در سطوح قیمتی بالا، میتواند ریسک جدی ضرر و زیان برای خریداران ایجاد کند. تجربه دورههای گذشته نشان داده است که خرید ارز در فضای التهاب و بر پایه انتظارات روانی، همواره با مخاطره همراه بوده و در صورت تغییر شرایط بازار، خریداران هیجانی ممکن است با زیان قابلتوجهی مواجه شوند.
بانک مرکزی بر اساس وظایف و اختیارات خود برای حفاظت از ارزش پول ملی، متناسب با شرایط بازار، تلاش میکند مداخلات منطقی در بازار داشته باشد؛ موضوعی که در اطلاعیه اخیر این نهاد مشاهده میشود.
بانک مرکزی در این اطلاعیه با هشدار نسبت به رفتارهای هیجانی، تصریح میکند که در صورت تعدیل انتظارات، افزایش عرضه یا مداخله هدفمند بانک مرکزی، احتمال بازگشت قیمتها و زیان خریداران در نرخهای بالا وجود دارد.
بر اساس اعلام بانک مرکزی، روند تأمین ارز مورد نیاز کشور در سال جاری بهصورت مستمر و منظم در حال انجام است. همچنین فرآیند تأمین روزانه ارز در مرکز مبادله و سایر مسیرهای رسمی، مطابق برنامه ادامه دارد و پاسخگویی به نیازهای واقعی اقتصاد کشور در جریان است.
بانک مرکزی ضمن رصد مستمر تحولات بازار ارز، تأکید میکند که سیاستگذار ارزی اجازه نخواهد داد هیجانات مقطعی، انتظارات غیرواقعی و رفتارهای سفتهبازانه، مسیر تأمین ارز مورد نیاز اقتصاد را تحت تأثیر قرار دهد. فعالان اقتصادی و مردم لازم است تصمیمات ارزی خود را بر پایه اطلاعات رسمی، واقعیتهای اقتصادی، ریسکهای سیاسی و پرهیز از رفتارهای هیجانی اتخاذ کنند.