به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، سفر پیشروی دونالد ترامپ به چین در ۱۴ و ۱۵ مه ۲۰۲۶، قرار بود نمادی از احیای روابط اقتصادی و امضای قراردادهای چند میلیارد دلاری باشد؛ مشابه آنچه در سال ۲۰۱۷ رخ داد. اما تحولات اخیر در خاورمیانه و درگیریهای نظامی در خلیج فارس، معادلات را تغییر داده است. اکنون، موضوع ایران نه به عنوان یک مسئله جانبی، بلکه به عنوان متغیری تعیینکننده ظاهر شده که پتانسیل دارد «موفقیت تبلیغاتی» ترامپ در پکن را تحتالشعاع قرار دهد.
ایران؛ میهمان ناخوانده در سفره اقتصادی ترامپ
طبق گزارش شبکه سیانبیسی «اسکات بسنت» وزیر خزانهداری آمریکا، تایید کرده است که مسئله ایران محور اصلی گفتوگوهای ترامپ و شی جینپینگ خواهد بود. این در حالی است که ترامپ قصد داشت بر موضوعاتی نظیر تعرفههای تجاری و دسترسی به منابع «خاکهای نادر» تمرکز کند.
تحلیلگران معتقدند که تمرکز بر ایران، فرصت چانهزنی بر سر مسائل تجاری را کاهش میدهد. به گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، اگرچه انتظار میرود در جریان این سفر قراردادهایی برای فروش سویا و هواپیماهای بوئینگ (به رهبری «کلی اورتبرگ» مدیرعامل بوئینگ) نهایی شود، اما این موفقیتها در برابر ابعاد بحران ایران، کوچک به نظر خواهند رسید.
دیپلماسی فعال چین؛ ربودن نقش «ناجی» از ترامپ
یکی از دلایل اصلی برهم خوردن نمایش موفقیت ترامپ، حرکت استراتژیک پکن در میزبانی از وزیر امور خارجه ایران است. طبق گزارش رسانه چینی Caixin ، پکن با میزبانی از مقامات ایرانی درست پیش از سفر ترامپ، خود را به عنوان تنها بازیگری معرفی کرده که قادر به مهار بحران و جلوگیری از انسداد کامل انرژی در تنگه هرمز است.
«های ژائو» مدیر مطالعات سیاسی بینالملل در آکادمی علوم اجتماعی چین (CASS)، در گفتوگو با رسانهها اشاره کرده است که پایان دادن به جنگ ایران میتواند به عنوان موفقیت بزرگ نشست سران دیده شود؛ اما نکته اصلی اینجاست که این موفقیت بیش از آنکه به اعتبار ترامپ تمام شود، به پای دیپلماسی «صلحجویانه» شی جینپینگ نوشته خواهد شد.
کاهش وزن هیئت اقتصادی آمریکا
در حالی که در سال ۲۰۱۷ حدود ۳۰ مدیرعامل بزرگ آمریکایی ترامپ را در سفر به چین همراهی کردند و قراردادهایی به ارزش ۲۵۰ میلیارد دلار امضا شد، این بار هیئت تجاری آمریکا بسیار کوچکتر و محتاطتر است.
به گزارش اتاق بازرگانی آمریکا در چین (AmCham China)، تنشهای نظامی اخیر باعث شده تا شرکتهای آمریکایی از نزدیک شدن بیش از حد به پکن هراس داشته باشند. این کاهش حضور، عملاً مانور تبلیغاتی ترامپ روی «بازگشت به دوران طلایی تجارت با چین» را با چالش جدی مواجه کرده است.
تنش در خلیج فارس و بنبست انرژی
طی هفتههای اخیر گزارشهای تایید نشده در رسانهها از حمله به یک نفتکش چینی در مسیر تنگه هرمز منتشر شده است. این اتفاق، فشار را بر ترامپ دوچندان میکند؛ چرا که او اکنون مجبور است به جای مطالبه امتیازات تجاری، برای تضمین امنیت انرژی و جلوگیری از جهش قیمت نفت، به همکاری با چین تن دهد. این تغییر موضع از «مطالبهگر» به «همکار مضطر»، دقیقاً همان نقطهای است که نمایش اقتدار ترامپ را مخدوش میکند.
در چنین شرایطی سفر ترامپ به پکن که با هدف کسب یک پیروزی بزرگ اقتصادی در آستانه تحولات داخلی آمریکا طراحی شده بود، اکنون در دام «متغیر ایران» گرفتار شده است.
در نهایت، اگرچه ممکن است قراردادهایی با بوئینگ یا سیتیگروپ امضا شود، اما برنده اصلی این صحنه آرایی، چین خواهد بود که توانسته است دستور کار سفر را از «فشار اقتصادی آمریکا» به «دیپلماسی بحران با محوریت ایران» تغییر دهد. از این رو ترامپ در این سفر، به جای دیکته کردن شرایط تجاری، احتمالا باید برای آرام کردن طوفانی که ایران در قلب استراتژی انرژی جهان به پا کرده، به پکن امتیاز بدهد.