به گزارش ایبنا؛ رشد تولید ناخالص داخلی آمریکا در سهماهه گذشته در سطح ۲ درصد گزارش شد که نسبتا قوی است؛ نرخ بیکاری ثابت مانده؛ بازار سهام رو به رونق و تورم، هرچند بالا، اما هنوز به اوج آن در دوران همهگیری کووید-۱۹ نرسیده است. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، این ارقام را به عنوان مدرکی دال بر کارآمدی سیاستهای اقتصادیاش از جمله زیر و رو کردن نظم تجارت بینالمللی از طریق اعمال تعرفهها، خوانده است.
مارک زندی، اقتصاددان ارشد موسسه اعتبارسنجی «مودیز/ Moody's Analytics» میگوید که «اقتصاد مقاوم است، اما به طور همزمان به شکلی خطرناک در لبه پرتگاه قرار دارد.»
وی به نگرانیها درباره اشتغالزایی اشاره کرد؛ مولفهای که اغلب به عنوان شاخصی برای فعالیت اقتصادی مورد استفاده قرار میگیرد. بهرغم ثابت ماندن نرخ بیکاری، رشد اشتغال در سال گذشته میلادی بهشدت نوسان داشته و اشتغالزایی جدید تا حد زیادی به یک بخش خاص یعنی «مراقبتهای بهداشتی» وابسته بوده است.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که متعاقبا تهران را بر آن داشت تا تنگه هرمز را مسدود کند، باعث افزایش شدید قیمت انرژی شده است. به طور معمول یکپنجم کل عرضه انرژی جهانی از این شاهراه حیاتی عبور میکند. این شوک نه تنها در پمپهای بنزین احساس میشود، بلکه شرکتهای بخش خصوصی هم شاهد افزایش سرسامآور هزینههای خود هستند.
به گفته زندی، «اتفاق چندان بزرگی نیاز نیست تا این اقتصاد مقاوم به پرتگاه سقوط روانه و وارد رکود شود.»
تحلیلگران هشدار میدهند که بدون در نظر گرفتن بخش مراقبتهای بهداشتی، اقتصاد آمریکا در طول سال گذشته مشاغل زیادی را از دست داده است. زندی میگوید که «هرچند اخراجهای گسترده رخ نداده است، اما بسیاری از شرکتها در لبه پرتگاه قرار دارند.»
وی اضافه کرد: در صورت طولانیشدن جنگ ایران و تداوم افزایش قیمت انرژی و اختلال در زنجیرههای تامین جهانی، در نهایت اقتصاد به نقطهای خواهد رسید که قادر به هضم همه این شوکها نخواهد بود. فکر میکنم خطر رکود به شکل نگرانکنندهای بالاست.
کلودیا سام، اقتصاددان ارشد شرکت سرمایهگذاری «نیوسنچری ادوایسرز/ New Century Advisors» بهایافپی گفت که «اقتصاد به طور تعجببرانگیزی مقاوم بوده، اما هنوز زود است که اثرات کامل جنگ ایران را پیشبینی کرد.»
به باور وی، «بزرگترین اقتصاد جهان پس از همهگیری "با تمام قدرت" بازگشت و همین قدرت به آن کمک کرده است تا طوفانهای بعدی، از جمله شوک انرژی فعلی را پشت سر بگذارد. بخشی از این مقاومت به این دلیل است که ما از ابتدا روی ستونهای نسبتا محکمی قرار داشتیم.»
سام مدعی است که سناریوی فعلی یعنی قیمت بالای انرژی، تعرفهها و ابهام گسترده در سیاستها، «احتمالا مسیر را برای خروج اقتصاد از ریل هموار نمیکند»، اما به اعتقاد وی، مسئله اصلی زمانی رخ میدهد که «بحران اعتماد» ایجاد شود، بهویژه در فناوریهای جدید هوش مصنوعی که محرک اصلی خوشبینی در والاستریت و بخش خصوصی محسوب میشود.
امسال (میلادی) بهرغم هرجومرج اخیر ناشی از جنگ علیه ایران، سهامهای مرتبط با فناوریهای هوش مصنوعی، موتور رشد بازار بورس آمریکا بودهاند. در این مدت، شاخص «نزدک» حدود ۱۳، «اساندپی ۵۰۰/ S&P ۵۰۰» بیش از هشت درصد و «داو جونز» بیش از سه درصد رشد کردهاند.
با این حال، زندی با اشاره به اینکه «بازار سهام معادل اقتصاد در معنای کلی آن نیست» هشدار داد که «درآمد حاصل از (خرید و فروش سهام) در والاستریت، به شکلی نامتوازن به سود خانوادههای با درآمد بالاتر است.»
از نگاه خانوادههای طبقه کارگر، تورم و به طور مشخص افزایش قیمت کالاهای اساسی همچون سوخت و مواد غذایی، تجربه آنها از اقتصاد و شرایط اقتصادی را تعریف میکند.
در ماه آوریل و با توجه به افزایش حدود ۵۱ درصدی بهای سوخت از زمان آغاز جنگ جاری و بالاترین سطح قیمت مواد غذایی از سال ۲۰۲۳ تاکنون، این ارقام به بالاترین سطح چندساله اخیر رسیدهاند.
این نابرابری به ظهور پدیدهای منجر شده است که اقتصاددانان آن را «اقتصاد K شکل» مینامند؛ بدین معنا که مصرف در بین آمریکاییهای با درآمد بالاتر افزایش و برای افراد با درآمد پایین کاهش مییابد.
مطالعه اخیر «فدرالرزرو» نیویورک حاکی از آن است که از سال ۲۰۲۳ تاکنون، رشد هزینههای مصرفی در بخش خردهفروشی به طور عمده برعهده خانوارهایی با درآمد سالانه بیش از ۱۲۵ هزار دلار بوده است.
سام با اشاره به آنچه «ضربهگیر»های اقتصاد آمریکا خوانده است، تاکید کرد که «این ضربهگیرها در تمام بخشها رو به کاهش گذاشتهاند و محدودیتهایی برای تابآوری دارند. مقاومت محسوس است، اما همیشگی نه.»
منبع: ایرنا