26 ارديبهشت 1405 - 18:06

۱۰ تاکتیک رسانه‌ای مسموم برای تسویه حساب با بانک مرکزی

کد خبر : ۱۸۳۱۸۸

۱۰ تاکتیک رسانه‌ای مسموم برای تسویه حساب با بانک مرکزی

کتایون مصری، سردبیر ارشد موسسه بازار پول و ارز

با ورود رسانه‌‎ها به دوران پسامدرن و حاکمیتِ تفکر نقّاد، پرسشگری و پاسخ‌خواهی در فرایند اطلاع‌رسانی بیش ازگذشته نمود یافت تا درکنار کارکردِ سنتی رسانه‌ها مانند افزایش آگاهی، نظارت بر قدرت، شفاف‌سازی، تقویت فرهنگی و انسجام اجتماعی، دغدغۀ مردم‌خواهانۀ رسانه‌ها عینیت بیشتری یابد. درواقع، «نقد» درجهت منافع ملی، یکی از ابزار‌های جامعه برای ارتباط با قدرت است، اما در بسیاری از زمان‌ها، این نقد نه‌تنها دغدغه‌ای برای پیگیری حق مردم، ندارد که ابزاری برای تسویه‌حساب‌های شخصی و گروهی است و رسانه، به ابزارِی برای زورآزمایی‌های سیاسی تبدیل می‌شود. حکایت این دسته از رسانه‌ها را می‌توان در منتقدان «حذف ارز ترجیحی» یا «تلاشگران شبانه‌روزی القای اختلاف میان رییس کل بانک مرکزی با وزیر اقتصاد» و «دلسوزان افزایش تورم و نگرانی از معیشت مردم» یافت. انتقاد، حق رسانه است، اما چه زمانی این حق، وسیلۀ تخریب و تسویه‌حساب است نه نگرانی از منافع ملی؟ تاکتیک‌های زیر بخشی از جریان مسموم اطلاع‌رسانی را برای تخریب ونه پیگیری حق مردم نشان می‌دهد:

۱. انتخاب گزینشی خبر با قاب‌بندی جهت‌دار: بیان بخشی از واقعیت و حذف بخشی دیگر که به ضرر صاحبان اخبار است، یکی از تاکتیک‌های شایع منتقدان و تخریب‌کنندگان این روز‌های بانک مرکزی است. تیتر «آمارسازی همتی درباره نرخ ارز» گویای همین قاب‌بندی جهت‌دار است. دراین خبر، شخص رییس کل به آمارسازی متهم شده درحالی که نویسنده با استناد به منابع غیرشفاف مانند «بررسی‌ها نشان می‌دهند» یا «کارشناسان می‌گویند» بر صحتِ این سوگیری در غیبت گفت‌و‌گو با کارشناسان بانک مرکزی اصرار دارد.

۲. ترور شخصیتی: به‌جای عملکرد، بر شخصیت و برچسب و انگ‌زنی به فرد خاص تمرکز می‌کنند. به عنوان نمونه؛ «همیشه بازنده» نامیدن رییس کل بانک مرکزی، بیش از آنکه نشانۀ نقد عملکرد او باشد، نمایشی از غرض شخصی صاحب خبر و عقده‌گشایی او در تنگنای نگارش تحلیل است.

۳. ایجاد مارپیچ سکوت: رسانه‌های مخالف با سیاست‌های بانک مرکزی، با «هجمۀ خبری» یعنی انتشار همزمان یک خبر با مضامین و عناوین متنوع جهت زیر سئوال بردن یک تصمیم یا اقدام بانک مرکزی، نه فقط به بزرگنمایی انتقادات خود می‌پردازند که به دلیل تعدد و تکرار انتقاد در رسانه‌هایی که صحنه‌گردان مشترک دارند، مارپیچ سکوت می‌سازند. کارشناسان و روزنامه‌نگارانی که از عدم صداقت خبری این گروه‌های رسانه‌ای باخبرند تحت‌تأثیر موج خبری ایجاد شده، تصور می‌کنند که در جانبداری از سیاست‌های بانک مرکزی در اقلیت قرار دارند، بنابراین تا فروکش کردن این موج ساختگی، از اظهارنظر خودداری می‌کنند.

۴. استفاده از تیتر‌های گمراه‌کننده: مخالفان، دربسیاری موارد، تحلیل‌ها و خبر‌های غیرمستند را با عناوین و تیتر‌های پرطمطراق بازنشر می‌دهند وبا این روش، مخاطب را تنها با خواندن تیتر، فریب می‌دهند. نمونۀ اینگونه تیتر‌ها «تسهیلات خُرد، آخرین اولویت بانک مرکزی» است. درهیچ دستورالعملی از بانک مرکزی، ارایۀ تسهیلات تکلیفی به‌ویژه به مددجویان به عنوان «آخرین اولویت» عنوان نشده، نویسندۀ خبر، با این تیتر، ناامیدی و بدبینی مددجویان و متقاضیان وام ازدواج را نسبت به بانک مرکزی دنبال می‌کند. این تیتر، به علتِ و شرایط تأخیر در اعطای برخی تسهیلات تکلیفی اشاره نمی‌کند بلکه با هدف گرفتن یکی از آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه، درپی ایجاد شانتاژ خبری و ایجاد خصومت میان مردم با بانک مرکزی است.

۵. تکرار مداوم یک روایت: این تاکتیک با «اثرِ تکرار» اخبار منفی علیه رئیس کل بانک مرکزی، به دنبال تضعیف عملکرد او و خدشه بر سیاست‌های پولی وارزی بانک مرکزی در دوره ریاست اوست. نکته‌ای که در عناوین این رسانه‌های مخالف، خودنمایی می‌کند، تمرکز بر دورۀ چندماهۀ ریاست همتی بر بانک مرکزی است، بدون اینکه سیاست‌های پولی را به مثابۀ یک روند تلقی کند که بسیاری از آنها از دورۀ ریاست قبلی باقی مانده و درحال اجراست. «آقای همتی به داد ارز برس؛ دخالت در تغییر مدیران بانکی، اولویت شما نیست»، «نتیجه جدال در بالاتر‌ین سطح تیم‌اقتصادی دولت چهاردهم بر سر مهره‌چینی»، «تورم فزاینده امروز کشور به خاطر کار‌هایی بود که همتی در ۶ ماهی که وزیر بود انجام داد» تکرارِ مقصرپنداری همتی چه در کسوت وزیر و چه در جایگاه رییس کل، به‌دنبال استفاده از اثرِ تکرار در القایِ عدم کفایت او به افکارعمومی است که از سابقۀ اخبار در بازۀ وزارت تا ریاست می‌توان خط فکری خاصی را در عناد و به زمین زدن همتی مشاهده کرد.

۶. استمداد از جریان‌ سیاسی خاص: مصاحبه‌ها و گفت‌و‌گو‌های مکرر با استادان، نمایندگان مجلس و حتی روزنامه‌نگارانی که پای ثابت جناح سیاسی خاصی هستند و همواره با روی کارآمدن عبدالناصر همتی از انتخابات ریاست جمهوری تا وزارت اقتصاد و ریاست کلی بر بانک مرکزی، انتقاد کرده‌اند، نشان می‌دهد که مخالفت‌ها، بیش از آنکه پایه‌های علمی و مستند داشته باشد، تلاش‌های ثابتی برای حذف همتی از چرخۀ تصمیم‌سازی کلان اقتصادی است، دور از ذهن نیست که حتی اگر او دوران بازنشستگی را هم طی کند، این افراد همچنان در مصاحبه‌ها و تحلیل‌های خود، او را مقصر تورم و افزایش نرخ ارز بدانند. تیتر «مردودی شبکۀ بانکی» در گفت‌و‌گو با چند نمایندۀ مجلس، مصداقی از همین تاکتیک است. زمانی می‌توان از قبولی یا مردودی کارنامۀ یک مسئول سخن گفت که به پایانِ دورۀ ریاست او رسیده باشیم، نه زمانی که همچنان بانک‌ها، بخش عمده‌ای از سیاست‌های رئیس‌کل قبل را اجرا می‌کنند و بخش مهمی از تصدی همتی بر بانک‌ها در بحران و جنگ سپری شده!

۷. شایعه‌پراکنی: یکی از تاکتیک‌های شایع خبری مخالفان بانک مرکزی، پروبال دادن به شنیده‌های غیررسمی و تثبیت نشده و اصرار بر صحت این شنیده‌ها و شایعات است. تمرکز چند روزۀ رسانه‌ها بر اختلاف میان مدنی‌زاده، وزیر اقتصاد با همتی، رئیس کل بانک مرکزی برسر تعیین روسای بانک‌ها و القای اختلاف میان آنها از سطح یک خبر ساده فراتر رفت و با تکرار و تیترزنی این رسانه‌ها تلاش شد تا بر ایجاد تفرقه درتیم اقتصادی دولت تأکید شود. باوجود پاسخ‌ها و گزارش‌های توضیحی، مخالفان، همچنان بر طبل اختلاف کوبیدند و بر انتشار شایعه به‌جای خبر موثق اقدام کردند.

۸. برجسته‌سازی اقدامات ناتمام: باتوجه به زمینه‌های سیاسی و اقتصادی امروز ایران و شرایط جنگی و پساجنگی کشور، نمی‌توان از تمام اقدامات دولت دفاع کرد، اجرای کاملِ سیاست‌ها نیازمند زمینه‌های مناسب سیاسی و اقتصادی است. تاکتیک درشت‌نمایی و برجسته‌سازی اقداماتی که زمینۀ اجرا نیافته یا کامل اجرا نشده‌اند یا حتی به تعویق افتاده‌اند، بدون پاسخ-خواهی از مجریان این‌گونه سیاست‌ها، هدفی جز فشار بر مدیران بانک مرکزی و تغییر کانون توجه مخاطبان از اقدامات مثبت به منفی آنها ندارد. تیتر‌هایی مانند «گرانی امروز کالا‌های اساسی معلول سیاست اشتباه حذف ارز ترجیحی است که همتی در زمستان سال گذشته اجرا کرد.»، «مگر چه اتفاقی افتاده که یک کالا در سال ۱۰ بار گران می‌شود؟» برای مصاحبه‌ها، بدون توجه به زمینه‌های کامل اجرای سیاستی خاص، رویکرد پوپولیستی به اخبار است. هنوز نه از حذف ارز ترجیحی، زمان زیادی که به قضاوت دربارۀ تبعات آن بپردازیمُ  گذشته و نه سیاست‌های مهار تورم بانک مرکزی، بطور کامل اجرا شده. تیتر‌های عوامانه، به قصد تخریب، نشانۀ خالی بودن دست تحلیل‌گر در تبیین اجرای یک سیاست است.

۹. انحراف توجه با تمرکز بر اخبار کم‌اهمیت: یکی از تاکتیک‌های شایع، منحرف کردن افکار عمومی از تصمیمات مهم سیاستگذار پولی و بی‌ارزش نشان دادن تصمیمات و اقدامات این حوزه است. این رسانه‌ها، به‌صورت گعده‌وار، همزمان با یکدیگر، ضمن تأکید بر اخبار پیش‌پاافتاده تلاش می‌کنند تا مردم به‌مرور مسائل واقعی و نسخه‌های بلندمدت برای حل مشکلات را فراموش کنند. آنان به تبلیغ و تجویزِ مسکّن‌های مقطعی با هزینه‌های بالا برای کاهش درد‌های اجتماعی مانند حل ناترازی و کاهش تورم تأکید دارند و اینگونه بخشی از سطحی‌نگران را باخود همراه می‌کنند. نمونۀ این اخبار را می‌توان بر اصرار این رسانه‌ها در اعطای وام فرزندآوری و ازدواج یا همان تسهیلات تکلیفی توسط بانک‌ها عنوان کرد ولی دربارۀ تلاش سیاستگذار پولی درکاهش تعدیل نیروی کار و حمایت از بنگاه‌ها برای کاهش بیکاری در شرایط بحران سکوت می‌کنند.

۱۰. ترس‌افکنی و ایجاد خشم و اضطراب در جامعه: یکی از پیامد‌های استفادۀ مکرر از تاکتیک‌های خبری منفی و مغرضانه، ایجاد اضطراب و حس نگرانی و ناامنیِ جمعی نسبت به آینده است. تکرار و تأکید بر ناکامی بانک مرکزی در مهار تورم و عاملیت شخص رئیس کل و سیاست‌های او در گرانی کالا‌های اساسی، درظاهر، دلسوزانه و مطالبه‌گرانه می‌نماید، درحالی که غفلت از تبیین واقع‌گرایانه نسبت به پیوند میان تصمیمات و بحران‌های ناشی از جنگ وتحریم از یک‌سو و سانسورِ سیاست‌ها و اقدامات جامع و بلندمدت بانکِ مرکزی، از سوی دیگر، در کوتاه‌مدت می‌تواند عامل ایجاد یأسِ اجتماعی و بروز خشم باشد!

ارسال‌ نظر
جهان سیاه‌وسفید می‌شود

عواقب عجیب بسته شدن تنگه هرمز