به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی در خلیج فارس نیست؛ این آبراه باریک میان ایران و عمان یکی از مهمترین شریانهای انتقال انرژی در جهان به شمار میرود. بخش بزرگی از نفت و گاز مایع صادراتی خاورمیانه از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند به سرعت قیمت انرژی را در بازارهای جهانی افزایش دهد. تجربه بحرانهای اخیر نشان میدهد که اثرات چنین شوکی تنها محدود به بازار نفت نمیماند و به سرعت به بخشهای مختلف اقتصاد جهانی منتقل میشود. گزارش اخیر خبرگزاری رویترز درباره افزایش شدید هزینه سوخت در مدارس آمریکا نمونهای روشن از این واقعیت است؛ نمونهای که نشان میدهد بحران انرژی چگونه میتواند حتی بخشهای اجتماعی و خدماتی اقتصاد ایالات متحده را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
بحران سوخت در مدارس آمریکا؛ نشانهای از شوک انرژی
گزارش خبرگزاری رویترز در ۱۶ مه ۲۰۲۶ تصویری ملموس از پیامدهای افزایش قیمت سوخت در آمریکا ارائه میدهد. بر اساس این گزارش، از زمان آغاز تنشهای نظامی با ایران، قیمت گازوئیل در ایالات متحده افزایش چشمگیری داشته و هزینههای حملونقل مدارس را به شدت بالا برده است. ناوگان اتوبوسهای مدارس آمریکا سالانه بیش از ۸۰۰ میلیون گالن گازوئیل مصرف میکند و همین موضوع این بخش را به یکی از مصرفکنندگان بزرگ سوخت در بخش عمومی تبدیل کرده است.
تحلیل شرکت فناوری مدیریت ناوگان «Samsara» نشان میدهد قیمت گازوئیل برای ناوگان حملونقل در آمریکا از دسامبر تاکنون حدود ۶۷ درصد افزایش یافته و به حدود ۵٫۵۲ دلار برای هر گالن رسیده است. این افزایش میتواند نزدیک به ۱٫۸ میلیارد دلار به هزینه سالانه حملونقل دانشآموزان در سراسر آمریکا اضافه کند. در برخی مناطق مانند «یاکیما» در ایالت واشنگتن، هزینه گازوئیل نسبت به سال گذشته حدود ۶۴ درصد افزایش یافته و تنها برای ناوگان ۶۰ اتوبوسی این منطقه آموزشی، بیش از ۲۱۳ هزار دلار هزینه اضافی ایجاد کرده است؛ رقمی که تقریباً برابر با حقوق سالانه دو معلم است.
در آلاسکا شرایط حتی دشوارتر است، زیرا در برخی مناطق گازوئیل نه تنها برای اتوبوسها بلکه برای تولید برق و گرمایش مدارس نیز استفاده میشود. مسئولان آموزشی هشدار دادهاند که اگر قیمت سوخت همچنان افزایش یابد، ممکن است ناچار شوند خدمات حمایتی دانشآموزان را کاهش دهند یا از ذخایر اضطراری مالی استفاده کنند.
انتقال شوک انرژی به اقتصاد داخلی آمریکا
درک حساسیت بازارهای جهانی انرژی نسبت به تحولات خلیج فارس بدون توجه به جایگاه تنگه هرمز ممکن نیست. این گذرگاه باریک که در باریکترین نقطه خود حدود ۳۳ کیلومتر عرض دارد، عملاً تنها مسیر دریایی خروج بخش عمده نفت تولیدی کشورهای حاشیه خلیج فارس به بازارهای جهانی محسوب میشود. تولیدکنندگانی مانند عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات و قطر بخش بزرگی از صادرات انرژی خود را از طریق همین مسیر به بازارهای بینالمللی ارسال میکنند.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، در سال ۲۰۲۳ به طور متوسط روزانه حدود ۲۰.۵ میلیون بشکه نفت خام، میعانات گازی و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور کرده است. این حجم معادل حدود ۲۱ درصد مصرف روزانه نفت جهان و نزدیک به یکسوم تجارت دریایی نفت در بازار جهانی است. به همین دلیل این گذرگاه اغلب به عنوان «مهمترین گلوگاه نفتی جهان» توصیف میشود.
اهمیت این تنگه تنها به نفت محدود نمیشود. قطر به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز طبیعی مایع (LNG) در جهان، تقریباً تمام صادرات خود را از طریق این مسیر به بازارهای شرق آسیا و اروپا منتقل میکند. طبق آمار «مجمع کشورهای صادرکننده گاز» (GECF)، حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد تجارت جهانی LNG نیز وابسته به عبور کشتیها از تنگه هرمز است.
همین تمرکز بالای جریان انرژی در یک مسیر محدود جغرافیایی باعث شده است که هرگونه تنش نظامی یا امنیتی در منطقه بلافاصله به نگرانی درباره عرضه جهانی انرژی تبدیل شود. تجربه بحرانهای گذشته نشان داده حتی افزایش ریسک عبور نفتکشها در این تنگه میتواند هزینه بیمه حملونقل دریایی، نرخ کرایه نفتکشها و در نهایت قیمت نفت در بازارهای جهانی را به سرعت افزایش دهد؛ روندی که آثار آن خیلی زود در اقتصاد کشورهای مصرفکننده از جمله ایالات متحده نمایان میشود.
افزایش قیمت نفت در بازار جهانی تقریباً بلافاصله در اقتصاد آمریکا منعکس میشود. دلیل این موضوع آن است که قیمت سوخت در ایالات متحده، حتی با وجود تولید بالای نفت داخلی، همچنان تابع بازار جهانی است. زمانی که عرضه جهانی کاهش پیدا میکند، قیمت نفت و فرآوردههای نفتی در داخل آمریکا نیز افزایش مییابد.
بخش حملونقل بیشترین تأثیر را از این روند میپذیرد. دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا حاکی است که بخش حملونقل حدود ۲۸ درصد از کل مصرف انرژی در این کشور را تشکیل میدهد. کامیونهای باری، ناوگانهای حملونقل عمومی، کشاورزی، خدمات شهری و حتی سیستمهای آموزشی به شدت به سوختهای نفتی وابسته هستند. افزایش قیمت گازوئیل هزینه جابهجایی کالاها و خدمات را بالا میبرد و در نهایت این هزینهها در قالب افزایش قیمت کالاها به مصرفکنندگان منتقل میشود.
تورم انرژی و فشار بر خانوارهای آمریکایی
یکی از مهمترین پیامدهای افزایش قیمت انرژی، رشد تورم در اقتصاد آمریکا است و در این میان انرژی یکی از مهمترین عوامل نوسان شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) است. در دورههایی که قیمت نفت جهش پیدا کرده، سهم انرژی در افزایش تورم به طور قابل توجهی بالا رفته است.
برای مثال در بحران انرژی سال ۲۰۲۲، افزایش قیمت سوخت سهم مهمی در رسیدن نرخ تورم آمریکا به حدود ۹ درصد داشت که بالاترین سطح در چهار دهه اخیر محسوب میشد. در چنین شرایطی هزینه زندگی خانوارها افزایش پیدا میکند، قدرت خرید کاهش مییابد و مصرف داخلی که موتور اصلی اقتصاد آمریکا است، با کاهش مواجه میشود.
شوک انرژی تنها به خانوارها محدود نمیشود و به سرعت بر بودجه دولتهای ایالتی و محلی نیز تأثیر میگذارد. بسیاری از خدمات عمومی در آمریکا از جمله آموزش، حملونقل شهری، خدمات اضطراری و نگهداری زیرساختها توسط دولتهای محلی اداره میشود.
افزایش قیمت سوخت باعث میشود این نهادها مجبور شوند بخشی از بودجه برنامههای دیگر را برای پوشش هزینه انرژی اختصاص دهند. همانگونه که گزارش رویترز نشان میدهد، نزدیک به یک سوم مناطق آموزشی آمریکا مجبور شدهاند منابع مالی برنامههای دیگر را برای تأمین هزینه سوخت منتقل کنند و حدود یک پنجم آنها نیز از ذخایر اضطراری استفاده کردهاند. چنین روندی میتواند در بلندمدت کیفیت خدمات عمومی را کاهش دهد.
پیامدهای سیاسی افزایش قیمت انرژی
در آمریکا قیمت سوخت همواره یکی از حساسترین شاخصهای اقتصادی برای افکار عمومی بوده است. افزایش قیمت بنزین و گازوئیل به سرعت به موضوعی سیاسی تبدیل میشود و میتواند بر نتایج انتخابات تأثیر بگذارد. گزارش رویترز اشاره میکند که افزایش سریع قیمت انرژی در شرایطی رخ داده که آمریکا به انتخابات میاندورهای کنگره نزدیک میشود و این مسئله میتواند به یک چالش سیاسی برای دولت تبدیل شود.
در گذشته نیز افزایش قیمت سوخت بارها باعث کاهش محبوبیت دولتها شده است. زیرا شهروندان آمریکایی تغییرات قیمت سوخت را به طور مستقیم در زندگی روزمره خود احساس میکنند.
در دهه گذشته افزایش تولید نفت شیل باعث شده آمریکا به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان تبدیل شود. با این حال این موضوع به معنای مصونیت کامل اقتصاد این کشور از شوکهای انرژی نیست.
تحلیلهای «مؤسسه بروکینگز» نشان میدهد قیمت نفت در بازار جهانی تعیین میشود و حتی اگر آمریکا از نظر تولید به سطح خودکفایی برسد، همچنان تحت تأثیر نوسانات عرضه جهانی قرار خواهد داشت؛ بنابراین بحرانهایی مانند اختلال در تنگه هرمز میتوانند به سرعت قیمت انرژی در آمریکا را افزایش دهند.
پیامد ادامه بسته ماندن تنگه هرمز
کارشناسان انرژی هشدار میدهند که در صورت اختلال جدی در صادرات نفت خلیج فارس، قیمت نفت میتواند به سرعت به سطوح بسیار بالاتری برسد. برخی تحلیلهای بازار انرژی احتمال میدهند در چنین شرایطی قیمت نفت حتی از ۱۵۰ دلار در هر بشکه نیز عبور کند.
چنین افزایشی میتواند موجی از تورم جهانی ایجاد کند و رشد اقتصادی بسیاری از کشورها را کاهش دهد. در آمریکا نیز بخشهایی مانند حملونقل، کشاورزی، صنایع تولیدی و خدمات عمومی بیشترین آسیب را خواهند دید و فشار اقتصادی بر خانوارها افزایش خواهد یافت.
در چنین شرایطی افزایش هزینه سوخت در مدارس آمریکا که در گزارش رویترز منعکس شده، تنها یک نمونه کوچک از پیامدهای گسترده بحران انرژی در جهان است. تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان محسوب میشود و هرگونه اختلال در آن میتواند زنجیرهای از اثرات اقتصادی را در سراسر جهان ایجاد کند. برای اقتصاد آمریکا این تأثیرات تنها در بازار نفت یا بنزین خلاصه نمیشود؛ بلکه میتواند از بودجه مدارس و خدمات شهری تا نرخ تورم، قدرت خرید خانوارها و حتی معادلات سیاسی داخلی این کشور را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل ثبات این گذرگاه دریایی، نه فقط برای کشورهای تولیدکننده نفت بلکه برای ساختار اقتصادی ایالات متحده نیز اهمیتی حیاتی دارد.