28 ارديبهشت 1405 - 10:55

بازگشایی بورس در فضای مبهم اقتصادی؛ مسئله فقط معاملات نیست

کد خبر : ۱۸۳۲۰۸

شاهین شایان‌آرانی، کارشناس بازار سرمایهبازگشایی بورس در فضای مبهم اقتصادی؛ مسئله فقط معاملات نیست

در شرایطی که اقتصاد با ابهام، تلاطم و نبود دورنمای روشن مواجه است،  بازگشایی بازار سرمایه صرفاً یک تصمیم اجرایی یا اداری نیست؛ بلکه تصمیمی  است که می‌تواند آثار گسترده‌ای بر رفتار سرمایه‌گذاران، اعتماد عمومی و حتی  عدالت اقتصادی در بازار‌ها بگذارد.

ذات بازار سرمایه با ریسک گره خورده است و هیچ‌کس انتظار ندارد بورس بدون  نوسان باشد؛ اما مسئله امروز، ریسک طبیعی بازار نیست؛ بلکه فعالیت در فضایی  است که اطلاعات در آن شفاف نیست، متغیر‌های سیاسی و اقتصادی دائماً تغییر می‌کنند و  فعالان بازار امکان تحلیل واقع‌بینانه ندارند. در چنین محیطی، احتمال زیان‌های غیرمنصفانه به‌شدت افزایش پیدا می‌کند.

در سراسر دنیا، هنگام وقوع بحران‌های سنگین مالی، جنگ یا بی‌ثباتی‌های شدید  سیاسی، معمولاً برای مدتی معاملات بورسی متوقف می‌شود تا فضای تصمیم‌گیری  کمی متعادل‌تر شود. دلیل این تصمیم هم روشن است؛ وقتی زمین بازی لغزنده باشد،  دیگر نمی‌توان انتظار یک رقابت عادلانه داشت.

بازار سرمایه را نمی‌توان با سپرده بانکی یا اوراق کم‌ریسک مقایسه کرد. بورس ذاتاً بازاری پرریسک‌تر و هیجانی‌تر است. حال اگر همین بازار در بستری از ابهام شدید فعالیت کند، رفتار‌های هیجانی، فروش‌های وحشت‌زده و سوءاستفاده‌های اطلاعاتی افزایش پیدا می‌کند. در چنین فضایی، معمولاً بازیگران بزرگ و صاحبان نقدینگی بالا دست برتر را پیدا می‌کنند.

بخشی از نگرانی امروز دقیقاً همین‌جاست؛ اینکه برخی سرمایه‌گذاران بزرگ ممکن است بازگشایی بازار را فرصتی برای خرید دارایی‌ها در قیمت‌های سقوط کرده ببینند. تجربه نشان داده در دوره‌های اضطراب اقتصادی، سهامداران خرد معمولاً تحت تأثیر ترس و فضای روانی، اقدام به فروش می‌کنند؛ در حالی که ممکن است اگر اطلاعات کامل‌تری داشتند، تصمیم متفاوتی می‌گرفتند. این همان نقطه‌ای است که بی‌عدالتی در بازار شکل می‌گیرد.

به همین دلیل، صرف بازگشایی بورس بدون کاهش سطح ابهام، الزاماً به معنای بازگشت بازار به وضعیت عادی نیست. اگر فضای اقتصادی و سیاسی همچنان بی‌ثبات باقی بماند، بازگشایی می‌تواند تنها به انتقال فشار و اضطراب به سهامداران خرد منجر شود.

از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که کل شبکه مالی کشور نیز تحت تأثیر همین فضای مبهم قرار گرفته است. بانک‌ها، شرکت‌های بیمه، شرکت‌های سرمایه‌گذاری و نهاد‌های تأمین مالی همگی در شرایط فعلی محتاط‌‌‌ تر از گذشته عمل می‌کنند. وقتی آینده اقتصاد و بازگشت سرمایه قابل پیش‌بینی نیست، طبیعی است که فرآیند تأمین مالی، سرمایه‌گذاری و حتی پوشش‌های بیمه‌ای با محافظه‌کاری بیشتری انجام شود.

بانک‌ها همچنان نقش اصلی را در تأمین نقدینگی اقتصاد ایفا می‌کنند، اما آنها نیز ناچارند ریسک‌های محیطی را در تصمیمات خود لحاظ کنند. شرکت‌های بیمه، شرکت‌های سرمایه‌گذاری و نهاد‌های مالی دیگر هم به همین ترتیب، در فضای فعلی با تردید و نگرانی بیشتری فعالیت می‌کنند. نتیجه طبیعی این وضعیت، کند شدن جریان سرمایه و کاهش تحرک اقتصادی است.

در این میان، بحث صندوق تثبیت بازار نیز مطرح می‌شود. این صندوق ممکن است بتواند تا حدی از شدت صف‌های فروش بکاهد، اما واقعیت این است که در شرایط بحرانی، منابع چنین صندوق‌هایی محدود است و اثرگذاری آنها نیز سقف مشخصی دارد. پس از آن، معمولاً فشار به سمت نهاد‌های بزرگ دولتی یا شبه‌دولتی منتقل می‌شود تا برای حمایت وارد بازار شوند؛ اقدامی که خود می‌تواند تبعات و ناکارآمدی‌های دیگری ایجاد کند.

نگرانی اصلی، اما نه صرفاً افت شاخص، بلکه شکل‌گیری فرصت‌های سوءاستفاده در دل بحران است. در فضای مبهم، همیشه گروه‌هایی وجود دارند که از ترس عمومی، کمبود اطلاعات و رفتار‌های هیجانی بازار بهره می‌برند. همین مسئله ضرورت احتیاط در تصمیم‌گیری درباره بازگشایی بازار سرمایه را دوچندان می‌کند.

در نهایت، اگر قرار باشد این وضعیت ابهام و بی‌ثباتی ادامه‌دار شود؛ مسئله، دیگر فقط بورس نخواهد بود؛ بلکه کل فضای کسب‌وکار و اقتصاد کشور با چالش عمیق‌تری مواجه می‌شود. راه‌حل اصلی، بازگرداندن ثبات، کاهش ابهام و ایجاد دورنمای روشن برای فعالان اقتصادی است؛ چراکه بدون آن، هیچ بازاری—حتی اگر باز باشد—عملاً در شرایط عادی فعالیت نخواهد کرد.

ارسال‌ نظر