به گزارش خبرنگار ایبنا، اقتصاد ایران در سالهای اخیر با مشکلات بزرگ و کوچکی دست و پنجه نرم کرده است. فشارهای ممتد اقتصادی و رشد محدود و حتی در زمانهایی تولید ناخالص داخلی منفی، باعث شده تا اقتصاد هر روز رنجورتر شود. مهمترین دلیل این حال بیمارگونه اقتصاد ایران را البته باید خارج از مرزها جستوجو کرد. تحریمهایی که در پنج دهه گذشته تحمیل شده و حلقه فشار آن بیشتر میشود.
اقتصاد ایران طی سالهای اخیر با یکی از شدیدترین فشارهای تاریخی روبهرو بوده که شامل تحریمهای گسترده و چندجانبه آمریکا و غرب، تنشهای نظامی مستقیم و غیرمستقیم با اسرائیل و ایالات متحده، و نااطمینانیهای ژئوپلیتیک منطقهای میشود.
با وجود شرایط پیچیده اقتصادی، آمارهای رسمی بانک مرکزی و مرکز آمار ایران نشان میدهد که «طلای سیاه» همچنان نقش محوری، تعیینکننده و تقریباً جادویی در حفظ رشد اقتصادی و جلوگیری از کوچک شدن اقتصاد ایران داشته است.
این وابستگی عمیق، اگرچه در مواردی اقتصاد را آسیبپذیر کرده، اما همزمان به عنوان لنگر نجات و موتور محرکه اصلی اقتصاد بوده است و در این سالها اگر نفت و درآمدهای نفتی نبود، بسیاری از شاخصهای کلیدی اقتصادی منفی میشد.
نگاهی به آمارهای اقتصادی در ۳ سال گذشته میتواند تصویر کاملی از تاثیر نفت بر رشد اقتصادی ارائه دهد.
بر اساس گزارشهای بانک مرکزی، رشد اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۲ (با احتساب نفت) ۵.۷ درصد ثبت شد. این رشد قابل توجه عمدتاً ناشی از جهش چشمگیر بخش نفت و گاز بود که رشد آن در برخی گزارشها به بیش از ۱۴ درصد و حتی بالای ۲۰ درصد در بعضی از فصلهای سال ۱۴۰۲ رسید.
رشد بدون نفت در این سال بسیار پایینتر و حدود ۳.۴ درصد بود. این اعداد نشان میدهد که اگر تولید و صادرات نفت نبود، رشد اقتصادی ایران در آن سال نصف میشد.
از سوی دیگر رشد ۱۴.۷ درصدی نفت در سال ۱۴۰۲ در حالی به ثبت رسید که سایر بخشهای اقتصاد حتی به اعدادی نزدیک به این رشد نیز نرسیدند. بخش صنایع و معادن که در رتبه بعدی قرار دارد رشدی ۴.۵ درصدی را کسب کرد و خدمات نیز تنها توانست ۳.۸ درصد رشد را به ثبت برساند.
وضعیت در بخش کشاورزی حتی بدتر بود و رشد صفر درصدی این بخش موید این ادعا است؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که در سال ۱۴۰۲ نفت نه تنها سهم بزرگی در تامین ارز و رشد اقتصادی داشت بلکه توانست کمبودها را در سایر بخشهای اقتصادی جبران کند تا در نهایت معدل تولید ناخالص داخلی ایران در این سال رکورد جدیدی به ثبت برساند و به ۵.۷ درصد برسد. معنای این اعداد آن است که کیک اقتصاد ایران در سال آن سال ۵.۷ درصد بزرگتر شد.
در سال ۱۴۰۳، رشد اقتصادی کمی تعدیل شد، اما همچنان مثبت ماند. بانک مرکزی رشد با نفت را ۳.۱ درصد و بدون نفت را ۳.۰ درصد اعلام کرد. مرکز آمار ایران نیز ارقامی نزدیک به این (حدود ۳ درصد با نفت و ۲.۱ درصد بدون نفت) گزارش کرده است.
رشد بخش استخراج نفت و گاز طبیعی در این سال حدود ۴.۲ درصد بود که نسبت به جهش ۱۴۰۲ کاهش داشت، اما همچنان بالاتر از رشد سایر بخشها قرار گرفت. بخش صنایع و معادن ۲.۴ درصد رشد کرد و خدمات نیز رشدی ۳.۳ درصدی داشت.
البته کشاورزی نیز توانست رشد مثبت را تجربه کرده و ۳.۳ درصد نسبت به سال قبل ارزش افزوده بیشتری خلق کند.
سال ۱۴۰۴، اما با چالشهای جدیتری همراه بود. در ابتدای این سال رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران حمله کردند. جنگ ۱۲ روزه عملا همه بخشهای کشور از جمله اقتصاد را تعطیل کرد که همین موضوع تاثیر مستقیمی بر رشد اقتصادی ایران داشته است. اگرچه هنوز آمار کلی سال گذشته از سوی بانک مرکزی و مرکز آمار منتشر نشده است، اما آمارهای ۹ ماهه بانک مرکزی نشاندهنده رشد ۰.۳ درصدی با نفت و ۰.۱ درصدی بدون نفت است. در این شرایط سخت، باز هم نفت، نسبت به سایر حوزهها تابآوری بیشتری از خود نشان داد.
در این بازه زمانی، نفت رشدی ۳.۲ درصدی داشت. بعد از نفت، خدمات با رشدی ۲.۷ درصدی در رتبه دوم قرار گرفت. به دلیل ناترازی انرژی و تعطیلی برخی صنایع بعد از جنگ ۱۲ روزه و البته رکود بخش ساختمان در مقابل جهش قیمت در سایر بازارها در سال ۱۴۰۴، بخش صنایع و معادن با رشد منفی همراه شد و به اصلاح ۲.۱ درصد کوچک شد. کشاورزی نیز که کمترین تابآوری را نسبت به سایر بخشهای اقتصادی دارد، رشد منفی ۳.۴ درصد را ثبت کرد.
اعتصابات و اعتراضات در دی ماه ۱۴۰۴ باعث شد تا بازار عملا تعطیل شود و صنایع نیز به خواب زمستانی بروند. اتفاقاتی که رشد اقتصادی را منفی کرد و به گفته مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، اقتصاد با نفت ۰.۴ درصد و بدون نفت ۰.۶ درصد کوچک شد.
در اینجا نیز نفت به داد اقتصاد رسید تا از ریزش بیشتر جلوگیری کند. در حالی که صنعت رشد صفر درصدی به ثبت رساند، خدمات با رشد منفی ۰.۹ درصدی به دلیل تعطیلی اغلب واحدها همراه بود و کشاورزی نیز ۲ درصد کوچک شد، اما نفت توانست یک درصد رشد کند. رشدی که بر تولید ناخالص داخلی نیز تاثیر مثبت داشت.

نقش بیبدیل نفت در شرایط تحریم و جنگ علیرغم تحریمهای فلجکننده با توجه به آمارهای اقتصادی قابل چشمپوشی نیست. در واقع، ایران با اتکا به «ناوگان سایه»، فروش به خریداران عمده و شبکههای پیچیده دور زدن تحریمها، توانسته صادرات نفت خود را حفظ کند. صادرات نفت خام ایران در سالهای اخیر به طور متوسط بین ۱.۴ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز بوده و در برخی دورهها به سطوح بالاتری نیز رسیده است.
درآمدهای ارزی حاصل از این صادرات که در سال ۱۴۰۳ رکوردهایی مانند ۶۷ میلیارد دلار گزارش شده، بخش عمده بودجه دولت، ذخایر ارزی و تأمین کالاهای اساسی را پوشش داده است.
از سوی دیگر، در شرایط تنش نظامی و جنگ با اسرائیل و آمریکا، نفت دو وجه کاملاً متضاد داشت. از یک سو، ناامنی در منطقه (مانند تهدید تنگه هرمز) قیمتهای جهانی نفت را افزایش داد و درآمدهای ایران را تقویت کرد. از سوی دیگر، ممکن بود تا هرگونه اختلال در صادرات، حملونقل یا حملات مستقیم به تأسیسات، ضربهای فوری و سنگین به درآمدهای ارزی وارد میکند.
با این حال، تابآوری شبکه صادراتی ایران، حتی تحت شدیدترین تحریمها و فشارهای نظامی، اجازه داده تا بخش نفت همچنان «جادوی» خود را بر پیکر اقتصاد بتاباند.
اقتصاددانان تأکید دارند که بخش عمده رشد سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ ناشی از بخش نفت بوده است. بدون این جهش، رشد اقتصاد ایران بدون نفت، برای جبران تورم بالا، بیکاری و نیازهای بودجهای کشور بسیار ناچیز و ناکافی بود؛ بنابراین نفت نه تنها به تولید ناخالص داخلی کمک کرده، بلکه در تأمین ارز برای واردات، کنترل نسبی تورم (هرچند ناکافی)، پرداخت یارانهها و حمایت از پروژههای عمرانی نقش کلیدی ایفا کرده است.
البته تورم مزمن، کاهش ارزش ریال، فرسودگی تأسیسات نفتی به دلیل عدم سرمایهگذاری خارجی کافی و آسیبپذیری در برابر نوسانات قیمت جهانی حالا به این صنعت مهم ایران رسیده است.
علاوه بر این، تمرکز بر صادرات نفت باعث غفلت نسبی از تنوعبخشی اقتصادی، توسعه صنایع دانشبنیان و تقویت بخش خصوصی شده است. با این وجود، درآمدهای نفتی در نیمه نخست برخی سالها رکوردهای چند ساله زده و به بیش از ۳۰ میلیارد دلار رسیده است.
«جادوی طلای سیاه» اقتصاد ایران را در برابر شوکهای خارجی زنده نگه داشته، اما کارشناسان اتفاقنظر دارند که این مدل برای رشد پایدار و مقاوم کافی نیست. نیاز به تنوعبخشی اقتصادی، افزایش بهرهوری در بخشهای غیرنفتی، جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی (در صورت کاهش تنشها)، و توسعه صادرات غیرنفتی بیش از پیش احساس میشود.
تا زمانی که تحریمها و تنشهای منطقهای ادامه دارد، نفت همچنان هم ناجی اصلی و هم شکنندهترین نقطه اقتصاد ایران خواهد ماند. اگرچه تابآوری قابل تحسینی در برابر فشارها نشان داده شده، اما دستیابی به رشد بالا، پایدار و فراگیر نیازمند اصلاحات ساختاری عمیق و کاهش تدریجی وابستگی به درآمدهای نفتی است.
در پایان، تاریخ معاصر ایران بارها نشان داده که طلای سیاه میتواند اقتصاد را نجات دهد، اما نمیتواند به تنهایی آن را به قلههای توسعه برساند. آینده اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری بهسیاستگذاری، مدیریت تنشهای خارجی و تمرکز بر ظرفیتهای درونی بستگی دارد.