به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، جنگافروزی و درگیریهای ممتد خارجی برای آمریکا فقط یک مسئله امنیتی نیست؛ این روند بهتدریج به یک هزینه ساختاری برای رقابتپذیری اقتصادی تبدیل شده است. منابع مالی که میتوانست در زیرساخت، صنعت، نوآوری، انرژی و آموزش سرمایهگذاری شود، در قالب هزینههای دفاعی، تعهدات ژئوپولیتیک و فشارهای بودجهای مصرف میشود.
گزارشها نشان میدهد، در حالی که آمریکا مشغول جنگافروزی است، چین همچنان از مزیت مقیاس صنعتی، زنجیره تأمین منسجم و سیاستگذاری هدفمند بهره میبرد؛ موضوعی که در جهش ۲۴.۷ درصدی سود صنعتی آن در آوریل بهخوبی دیده میشود.
جنگ برای آمریکا، تولید برای چین
دادههای جدید در مورد چین نشان میدهد که حتی در شرایطی که اقتصاد این کشور با کندی مصرف، فشار بخش مسکن و افت برخی صنایع مواجه است، موتور صنعتی آن هنوز فعال است. رشد سود صنعتی چین از ۱۵.۸ درصد در مارس به ۲۴.۷ درصد در آوریل رسیده و در چهار ماه نخست سال نیز ۱۸.۲ درصد بوده است.
این یعنی بخش بزرگی از بنگاههای صنعتی چین هنوز توانستهاند از قیمتهای تولیدکننده بالاتر، تقاضای صادراتی و تمرکز در بخشهای بالادستی و فناوریمحور سود ببرند.
در طرف دیگر، آمریکا طی سالهای اخیر با دو فشار همزمان روبهرو بوده است، یکی هزینههای رو به افزایش امنیتی و نظامی و دیگری فرسایش ظرفیت سرمایهگذاری در بخشهای مولد.
1) چین هنوز از نظر «مقیاس» برنده میشود
آمارهای رسمی نشان میدهد که رشد سود صنعتی چین بهویژه در الکترونیک، رایانش، معدن و استخراج انرژی متمرکز بوده است. این تمرکز مهم است، چون نشان میدهد اقتصاد چین هرچند با ضعف مصرف داخلی روبهروست، اما همچنان در حوزههایی که به زنجیره تأمین، تولید انبوه و سیاست صنعتی وابستهاند، برتری دارد.
این الگو برای رقابت اقتصادی با آمریکا مهم است:
2) جنگافروزی، منابع آمریکا را منحرف میکند
اقتصاد آمریکا از جنگها و تنشهای ممتد سه نوع هزینه میپردازد:
به زبان ساده، آمریکا تنها میتواند با هزینههای نظامی هنگفت، قدرت ژئوپولیتیک خود را حفظ کند؛ اما این لزوماً به معنای افزایش قدرت اقتصادی در برابر چین نیست. برعکس، در دنیای امروز، رقابت اصلی در ظرفیت تولید، فناوری، انرژی و بهرهوری صنعتی رخ میدهد.
3) دادههای چین نشان میدهد که اقتصاد صنعتی هنوز زنده است
در دادههای اقتصادی در خصوص چین، چند نکته قابل توجه است:
این ترکیب نشان میدهد که چین هنوز با یک اقتصاد دوگانه مواجه است: از یک طرف مصرف داخلی و مسکن ضعیفاند، از طرف دیگر موتور صنعتی و صادراتی هنوز کار میکند. همین نکته باعث میشود که چین در رقابت با آمریکا در «اقتصاد تولیدمحور» دست بالا را نگه دارد.
4) چرا آمریکا جا میماند؟
جا ماندن آمریکا از رقابت اقتصادی با چین فقط نتیجه «جنگ» نیست، اما جنگ این شکاف را تشدید میکند. چند عامل اصلی در این عقبماندگی نقش دارند:
کندی نوسازی زیرساختها
در حالی که چین با همه مشکلات ساختاریاش همچنان تولید صنعتی را بهصورت نظاممند حمایت میکند، آمریکا بیش از حد درگیر مدیریت بحرانهای ژئوپولیتیک شده است. نتیجه این است که ظرفیت انباشت سرمایه صنعتی در آمریکا پایینتر از حد مطلوب میماند.
نمودار زیر شکاف میان اولویتهای اقتصادی دو قدرت را نشان میدهد؛ در حالی که چین با تمرکز بر تولید صنعتی و صادرات دو رقمی، سهم بازار جهانی خود را تثبیت میکند، آمریکا با تمرکز بر مصرف داخلی و هزینههای جاری، در بخشهای تولیدی و سرمایهگذاری ثابت با رشد محدودتری مواجه است.

نمودار بعدی نیز بازگوکننده احیای قدرتمند بخش صنعت چین است که با جهش ۲۴.۷ درصدی سود، رکورد دو سال اخیر را شکسته است؛ این جهش نشان میدهد پکن با موفقیت توانسته فشار ناشی از رکود بخش مسکن را از طریق تقویت بخشهای فناوریمحور و استخراج انرژی جبران کند.

دادههای اخیر چین یک پیام روشن دارند: حتی با ضعف مصرف داخلی، چین هنوز از طریق صنعت، صادرات و سیاست تولیدمحور میتواند رشد سودآوری را حفظ کند. در مقابل، آمریکا اگر بخش بزرگی از منابع خود را صرف جنگ، بازدارندگی و تعهدات امنیتی کند، با خطر فرسایش در زیربنای رقابت اقتصادی روبهرو میشود.
بنابراین مسئله فقط «جنگ» یا «صلح» نیست؛ مسئله اصلی این است که آیا اقتصاد آمریکا میتواند همچنان سرمایه لازم برای رقابت صنعتی و فناورانه با چین را حفظ کند یا نه. اگر اولویتها تغییر نکند، فاصله دو اقتصاد در حوزه تولید و صنعت بیشتر میشود؛ حتی اگر آمریکا در حوزه مالی، خدمات و نوآوری هنوز قدرت بالایی داشته باشد.