02 تير 1405 - 19:41

چرا چشم مخالفان توافق به جای تهران به واشنگتن است؟

چرا چشم مخالفان توافق به جای تهران به واشنگتن است؟
در حالی که آزادسازی منابع ارزی و تسهیل صادرات نفت می‌تواند قدرت مانور اقتصاد کشور را در برابر تحریم‌ها افزایش دهد، اما جدال میان واقعیت‌های متنی توافقات و روایت‌های حاشیه‌ای رسانه‌ها، فضای تحلیل این دستاوردها را به چالش کشیده است.
کد خبر : ۱۸۴۴۲۱

به گزارش خبرنگار ایبِنا، جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی با وجود خساراتی که بر جای گذاشت، دستاورد‌های بزرگی هم برای کشورمان داشت. همان‌گونه که نیرو‌های مسلح توانستند از تمامیت ارضی کشور دفاع کنند، تیم مذاکره‌کننده نیز در ماه‌های اخیر تلاش کرده دستاورد‌های میدانی را به امتیازات اقتصادی تبدیل کند؛ امتیازاتی که اگر به‌طور کامل اجرایی شوند، می‌توانند بخشی از فشار‌های سال‌های تحریم را کاهش دهند و قدرت مانور اقتصاد ایران را افزایش دهند.

آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده، صدور مجوز‌های لازم برای دسترسی بانک مرکزی به منابع ارزی، آغاز روند تسهیل فروش نفت و تشکیل کارگروه‌های فنی برای اجرای توافق، از مهم‌ترین نتایجی است که در روز‌های اخیر از سوی مسئولان ایرانی و حتی طرف آمریکایی اعلام شده است. همچنین وزارت خزانه‌داری آمریکا با صدور مجوزی موقت، تولید، حمل و فروش نفت و فرآورده‌های نفتی ایران را تا ۲۱ اوت مجاز اعلام کرده که از مهم‌ترین نشانه‌های آغاز اجرای تفاهم محسوب می‌شود.

در کنار این موضوع، یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های مذاکرات، آغاز فرآیند آزادسازی منابع ارزی ایران است. بر اساس اعلام بانک مرکزی و مسئولان اقتصادی، این منابع متعلق به بانک مرکزی است و بازگشت آنها به معنای افزایش پشتوانه ارزی کشور، تقویت توان مدیریت بازار ارز، تسهیل تأمین کالا‌های اساسی، گشایش مبادلات خارجی و افزایش قدرت مداخله بانک مرکزی در بازار ارز خواهد بود؛ مزایایی که اثر آن بیش از کاهش مقطعی نرخ ارز، در افزایش ثبات اقتصادی و کاهش نااطمینانی‌ها نمایان می‌شود.

با این حال، جریانی رسانه‌ای در کشور به جای دیدن این دستاورد‌های اقتصادی، تمام توجه خود را معطوف به ادعای برخی مقام‌های آمریکایی درباره خرید محصولات کشاورزی از آمریکا کرده است؛ موضوعی که حتی رئیس‌کل بانک مرکزی نیز آن را صراحتاً رد کرده و گفته هیچ الزامی برای خرید نهاده‌های کشاورزی از آمریکا وجود ندارد و اگر هم خریدی انجام شود، تنها بر مبنای قیمت و کیفیت مناسب و مانند روال سال‌های گذشته خواهد بود.

نکته قابل تأمل آن است که برخی رسانه‌های داخلی که همواره شعار مقابله با آمریکا را سر می‌دهند، این بار به جای استناد به توضیحات رسمی بانک مرکزی، وزارت امور خارجه یا تیم مذاکره‌کننده، روایت خود را بر پایه اظهارات دونالد ترامپ و جی‌دی ونس تنظیم کرده‌اند؛ همان روایتی که رسانه‌های معاندی مانند ایران‌اینترنشنال نیز دنبال می‌کنند. در حالی که متن توافق و توضیحات رسمی مسئولان ایرانی مبنای قضاوت است، تمرکز بر اظهارات تبلیغاتی سیاست‌مداران آمریکایی، عملاً حاشیه را جایگزین متن کرده و تصویری نادرست از نتایج مذاکرات ارائه می‌دهد.

از سوی دیگر، برخی تلاش می‌کنند، جزییات نحوه آزادسازی نخستین بسته ۶ میلیارد دلاری را به مذاکرات اخیر نسبت دهند؛ در حالی که این موضوع اساساً به توافق سال ۱۴۰۲ بازمی‌گردد. مذاکرات مربوط به این منابع در دولت سیزدهم انجام شد، اما مسئولان وقت نتوانستند فرآیند اجرایی آن مطابق توافق پیش ببرند و دسترسی ایران به این منابع محقق نشد؛ به همین دلیل، در مذاکرات اخیر بار دیگر سازوکار آزادسازی و دسترسی عملی به این منابع مورد مذاکره قرار گرفت. بنابراین، آنچه امروز در حال پیگیری است، نه ایجاد یک امتیاز جدید برای بسته نخست، بلکه تکمیل و اجرایی کردن توافقی است که سه سال پیش به نتیجه کامل نرسیده بود.

قضاوت درباره مذاکرات باید بر اساس متن توافق و آثار اقتصادی آن انجام شود، نه بر مبنای فضاسازی‌های رسانه‌ای. اگر روند اجرای توافق مطابق نقشه راه پیش برود، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، تسهیل صادرات نفت، افزایش دسترسی بانک مرکزی به منابع ارزی و کاهش محدودیت‌های بانکی می‌تواند در کنار مقاومت میدانی، از این دوره یک پیروزی اقتصادی نیز برای کشور بسازد؛ پیروزی‌ای که سنجش آن نیازمند توجه به واقعیت‌های اقتصادی است، نه جنجال‌های سیاسی و رسانه‌ای.

برچسب ها: توافق مذاکره
ارسال‌ نظر