به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، جنگی که در محاسبات اولیه واشنگتن قرار بود چند هفته بیشتر طول نکشد، اکنون به رویارویی فرسایشی و بیسرانجامی تبدیل شده است. گزارش شبکه CNBC نشان میدهد که دولت آمریکا پس از فاصله گرفتن از تشدید عملیات نظامی، به فشار مالی و تحریمهای ثانویه روی آوردهاست.
با این حال، ارزیابی تابآوری اقتصاد ایران نشان میدهد که این تلاش هم به نتیجه مورد نظر آمریکا نمیانجامد. طی این مدت اقتصاد ایران توانسته است جریانهای حیاتی خود را حفظ کند.
بنبست نظامی و تغییر میدان نبرد
به نوشته CNBC، درگیری از مرحله عملیات گسترده به بنبستی طولانی تبدیل شده است. «گرگوری برو» تحلیلگر ارشد ایران و انرژی در گروه اوراسیا، معتقد است واشنگتن به دلیل نگرانی از واکنش ایران و کاهش ذخایر مهمات، از تشدید حملات فاصله گرفته و فشار اقتصادی را به گزینه اصلی خود تبدیل کرده است.
«ویل تادمن» پژوهشگر ارشد برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، نیز تصریح میکند که شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد فشار اقتصادی بتواند ایران را به تسلیم یا واگذاری امتیازات اساسی وادار کند.
این ارزیابیها به معنای کماهمیت بودن فشار اقتصادی نیست؛ بلکه نشان میدهد تحریمها در ایران، بیشتر به ابزار فرسایش بلندمدت تبدیل شدهاند تا وسیلهای برای دستیابی سریع به تغییر سیاسی، چرا که ساختار اقتصادی ایران در طول چند دهه با محدودیتهای بانکی، ممنوعیتهای تجاری و شوکهای ارزی سازگار شده و نتیجه آن، شکلگیری شبکههایی از واسطهها، شرکتهای پوششی، مسیرهای غیرمستقیم حملونقل و سازوکارهای تسویه خارج از نظام مالی غربی بوده است.
صادرات انرژی؛ ستون اصلی دوام اقتصادی
انرژی همچنان مهمترین منبع درآمد خارجی ایران است. حتی در شرایط جنگی، حفظ بخشی از صادرات نفت و فرآوردههای نفتی میتواند برای تأمین ارز واردات، پرداخت هزینههای جاری و پشتیبانی از بازار کالاهای اساسی اهمیت تعیینکننده داشته باشد.
گزارشها از افزایش قابل توجه قیمت نفت برنت پس از آغاز جنگ خبر میدهد؛ هرچند قیمتها بعدتر از اوج خود فاصله گرفتهاند. در حال حاضر وضعیت بازار نفت نشان میدهد معاملهگران تا حدی به استمرار جنگ عادت کردهاند، اما همچنان برای اختلال ناگهانی در عرضه و حملونقل، صرف ریسک در نظر میگیرند.
در چنین شرایطی، تنگه هرمز برای ایران فقط یک موقعیت جغرافیایی نیست؛ بلکه اهرمی ژئواکونومیک است. تهران با اتکا به این موقعیت نشان داده که فشار بر صادرات ایران، بدون ایجاد هزینه برای اقتصاد جهانی و متحدان آمریکا، امکانپذیر نیست.
تحریمهای ثانویه و محدودیتهای راهبرد واشنگتن
وزارت خزانهداری آمریکا در دورههای مختلف شبکه فروش نفت ایران، شرکتهای حملونقل، واسطههای تجاری، پالایشگاههای مستقل چین و ناوگان موسوم به «ناوگان سایه» را هدف تحریم قرار داده است و هدف این سیاست، افزایش هزینه همکاری با ایران و محدود کردن خریداران نفت آن بودهاست.
با این حال، شدت بخشیدن به تحریمهای ثانویه با یک محدودیت اساسی مواجه است: بخش مهمی از تجارت ایران با کشورهایی انجام میشود که حاضر نیستند بهطور کامل از سیاستهای واشنگتن پیروی کنند. چین، بهعنوان مهمترین خریدار نفت ایران، در مرکز این چالش قرار دارد. تحریم شرکتها و پالایشگاههای چینی ممکن است صادرات ایران را دشوارتر کند، اما اجرای کامل چنین سیاستی میتواند هزینههای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی برای آمریکا و بازار انرژی جهان به همراه داشته باشد.
منابع رسمی وزارت خزانهداری آمریکا نشان میدهند که واشنگتن در سالهای اخیر فشار بر پالایشگاههای مستقل چینی، شرکتهای کشتیرانی و واسطههای مالی مرتبط با نفت ایران را تشدید کرده است:
این فشارها صادرات را پرهزینهتر و تخفیفهای نفتی را عمیقتر میکند، اما لزوما به توقف کامل صادرات نمیانجامد. ایران نیز با تغییر مسیر محمولهها، استفاده از واسطهها، ترکیب نفت با محمولههای دیگر، تغییر اسناد و بهرهگیری از روشهای غیردلاری فشار تحریمها را کاهش میدهد.
«دنیس راس» دیپلمات پیشین آمریکا، در گفتوگو با CNBC تأکید کرده است که حکومت ایران طی سالها در دور زدن و کاهش اثر تحریمها مهارت یافته است. بنابراین، موفقیت تحریمهای جدید به میزان همراهی چین، ظرفیت نظارت بر شبکههای حملونقل و توان آمریکا برای پذیرش هزینههای اعمال فشار بر شرکای تجاری ایران بستگی دارد.
تابآوری تجاری؛ تنوع محدود، اما مؤثر
با وجود تلاشهای آمریکا، اقتصاد ایران از تجارت جهانی جدا نشده است. گزارشهای آنکتاد نشان میدهند که ایران همچنان دارای صادرات کالا، درآمدهای ارزی و مازاد تجاری کالایی است؛ هرچند ترکیب صادرات آن به انرژی و کالاهای پایه وابسته باقی مانده است.
در نتیجه تجربیات ایران برای تابآوری تجاری، اقتصاد کشور توانسته است مسیرهای جایگزین پیدا کند و از میزان فشارهای محدود کننده و تحریمها بکاهد.
یکی از عوامل مهم دوام اقتصاد ایران، سهم بالای دولت در مدیریت زنجیرههای حیاتی است. دولت با تخصیص ارز، کنترل واردات، تأمین کالاهای اساسی، پرداخت یارانه و هدایت منابع بانکی، توانسته از بروز کمبودهای فوری جلوگیری کند.
چرا اقتصاد ایران استوار ماندهاست؟
تابآوری اقتصاد ایران در این شش ماه بر چند پایه استوار بوده است: تداوم نسبی صادرات انرژی، نقش پررنگ دولت در تأمین اقلام ضروری، تجربه طولانی سازگاری با تحریم، حفظ کانالهای تجاری با چین و کشورهای منطقه، و ظرفیت تولید داخلی در برخی بخشهای صنعتی و کشاورزی.
شش ماه جنگ نشان داده است که اقتصاد ایران را نمیتوان با شوک نظامی و تحریمی، از پای درآورد، چرا که تجربه تحریم، موقعیت جغرافیایی، درآمدهای انرژی، شبکههای تجاری جایگزین و نقش گسترده دولت، به تهران امکان داده است جریانهای اصلی اقتصاد را حفظ کند و محاسبه واشنگتن برای تسلیم سریع را ناکام بگذارد.
در سوی مقابل، فشار اقتصادی آمریکا نیز با یک محدودیت بنیادی روبهروست: تحریم میتواند هزینه مبادله را افزایش دهد و رشد اقتصادی را تضعیف کند، اما بدون همراهی کامل شرکای تجاری ایران و بدون هدف سیاسی روشن، لزوما به تسلیم تهران منجر نمیشود. به همین دلیل، چشمانداز محتملتر نه فروپپاشی سریع اقتصاد ایران و نه رفع فوری فشار، بلکه ادامه جنگ فرسایشی، نوسان بازار انرژی و عمیقتر شدن هزینههای اجتماعی و اقتصادی است.