به گزارش خبرنگار ایبنا، تا همین چند سال پیش، برای بسیاری از خانوادههای ایرانی، ناتوانی در پرداخت نقدی به معنای به تعویق انداختن خرید بود. «بدهکار بودن» بیش از آنکه یک ابزار مدیریت مالی تلقی شود، نشانهای از فشار اقتصادی به شمار میرفت. اما امروز، با گسترش سرویسهای BNPL «الان بخر، بعداً پرداخت کن» این نگاه آرامآرام در حال تغییر است.
پرداخت اعتباری دیگر تنها یک شیوه خرید نیست؛ بلکه در حال بازتعریف رابطه ایرانیها با اعتبار، بدهی و حتی الگوی مصرف است. با این حال، این پرسش همچنان مطرح است که آیا این تغییر، نشانه بلوغ فرهنگ مالی است یا واکنشی به کاهش قدرت خرید و شرایط اقتصادی؟
رشد BNPL البته تنها به ایران محدود نیست. برآوردهای مؤسسه Juniper Research نشان میدهد، ارزش تراکنشهای جهانی این بازار تا سال ۲۰۲۸ به بیش از ۶۸۰ میلیارد دلار خواهد رسید؛ رشدی که نشان میدهد خرید اعتباری به یکی از روندهای اصلی صنعت پرداخت تبدیل شده است. در بسیاری از کشورها، BNPL دیگر صرفاً ابزاری برای خرید اقساطی نیست، بلکه بخشی از سبک زندگی مالی، بهویژه در میان نسل جوان، محسوب میشود.
در فرهنگ اقتصادی ایران، بدهی همواره بار معنایی منفی داشته است. بسیاری از خانوادهها خرید را به تعویق میانداختند تا بتوانند هزینه آن را نقدی پرداخت کنند و بدهکار نشوند. اما گسترش خدمات اعتباری، بهویژه در بسترهای دیجیتال، این ذهنیت را آرامآرام به چالش کشیده است.
بخشی از فعالان صنعت بانکداری و فینتک معتقدند زمان آن رسیده که میان «بدهی ناسالم» و «بدهی سالم» تفاوت قائل شویم. داوود محمدبیگی، معاون فناوری اطلاعات بانک خاورمیانه، بر این باور است که استفاده مسئولانه از اعتبار، در صورتی که همراه با بازپرداخت منظم و مدیریت صحیح باشد، نهتنها تهدید نیست، بلکه میتواند به ابزاری برای مدیریت بهتر منابع مالی خانوار تبدیل شود. از نگاه او، همانگونه که در بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته استفاده از اعتبار بخشی از رفتار مالی روزمره است، در ایران نیز شکلگیری این فرهنگ به آموزش و مسئولیتپذیری کاربران وابسته خواهد بود.
در واقع، آنچه امروز در حال تغییر است، فقط شیوه پرداخت نیست؛ بلکه نگرش جامعه به مفهوم بدهی است. اگر تا دیروز بدهکار بودن معادل ناتوانی مالی تلقی میشد، امروز بهتدریج این نگاه در حال شکلگیری است که بدهی، در صورت استفاده هدفمند و بازپرداخت بهموقع، میتواند بخشی از برنامهریزی مالی افراد باشد.
با وجود این، پذیرش اعتبار به معنای حذف همه نگرانیها نیست. مهمترین پرسش این است که آیا مردم از اعتبار برای مدیریت جریان درآمد و هزینه استفاده میکنند یا برای افزایش مصرف؟
محمدمهدی اسماعیلی، مدیرعامل سیموتک، معتقد است: اعتبار زمانی کارکرد مثبت دارد که به افراد کمک کند فاصله زمانی میان درآمد و نیازهای خود را مدیریت کنند، نه اینکه آنها را به خریدهایی فراتر از توان مالی یا ورود به چرخه «بدهی روی بدهی» سوق دهد. به باور او، اعتبار زمانی مفید است که نقش یک ابزار مالی را ایفا کند، نه جایگزینی برای درآمد.
این دیدگاه با واقعیتهای اقتصاد ایران نیز همخوانی دارد. کاهش قدرت خرید باعث شده بسیاری از خانوارها برای تأمین برخی نیازهای خود به ابزارهای اعتباری روی بیاورند، اما اگر اعتبار صرفاً به مسکنی برای جبران شکاف میان درآمد و هزینه تبدیل شود، نمیتوان از شکلگیری یک فرهنگ مالی پایدار سخن گفت.
بررسیهای اداره حمایت مالی مصرفکنندگان آمریکا (CFPB) نیز نشان میدهد استفاده از BNPL در سالهای اخیر از خرید کالاهای لوکس فراتر رفته و به خریدهای روزمره مانند مواد غذایی، پوشاک و لوازم مصرفی رسیده است. این نهاد در عین حال هشدار میدهد که گسترش این مدل پرداخت باید همزمان با اعتبارسنجی دقیق، شفافیت قراردادها و ارتقای سواد مالی همراه باشد تا از انباشت بدهیهای پرریسک جلوگیری شود.
شاید مهمترین اثر BNPL، تغییر در نحوه تصمیمگیری مصرفکنندگان باشد. در گذشته، تصمیم خرید تا حد زیادی به موجودی حساب وابسته بود، اما امروز بسیاری از افراد ابتدا درباره نیاز خود تصمیم میگیرند و سپس شیوه پرداخت را انتخاب میکنند.
امید ترابی، مدیرعامل دیجیپی، با تأکید بر اینکه پلتفرمهای BNPL برخلاف بانکها خلق پول نمیکنند، معتقد است: این ابزار میتواند به مدیریت بهتر تقاضا کمک کند.
به باور او، دسترسی به اعتبار باعث میشود افراد به جای به تعویق انداختن خرید از نگرانی افزایش قیمتها، کالا یا خدمت مورد نیاز خود را در زمان مناسب تهیه کنند؛ موضوعی که در برخی موارد حتی میتواند به حمایت از تولید و کاهش فشار ناشی از انتظارات تورمی کمک کند.
این تحول نشان میدهد مفهوم «خرید» بهتدریج از مفهوم «پرداخت» جدا شده است. مصرفکننده امروز بیش از آنکه درباره داشتن یا نداشتن پول تصمیم بگیرد، درباره نحوه مدیریت پرداخت تصمیمگیری میکند؛ تغییری که اگر با انضباط مالی همراه نباشد، میتواند به افزایش ریسک بدهی نیز منجر شود.
رشد بازار پرداخت اعتباری، در نهایت بیش از آنکه به حجم منابع مالی وابسته باشد، به کیفیت اعتبارسنجی و رفتار مالی کاربران وابسته است.
محمدمهدی مومنی، مدیرعامل ازکیوام، معتقد است موفقیت پلتفرمهای اعتباری صرفاً با افزایش فروش سنجیده نمیشود، بلکه کیفیت بازپرداخت و سلامت مالی مشتریان نیز به همان اندازه اهمیت دارد. از نگاه او، آینده این بازار در گرو توسعه اعتبارسنجی پویا، تنظیم سقف اعتبار بر اساس رفتار واقعی مشتریان و کاهش تدریجی ریسک نکول است.
تجربه کشورهایی مانند بریتانیا، استرالیا و برخی کشورهای اروپایی نیز همین مسیر را نشان میدهد. با گسترش استفاده از BNPL، رگولاتورها به سمت تدوین مقررات سختگیرانهتر برای ارزیابی توان بازپرداخت مشتریان، شفافسازی قراردادهای اعتباری و ارتقای سواد مالی حرکت کردهاند. در واقع، تجربه جهانی نشان میدهد توسعه بازار اعتبار، بدون توسعه فرهنگ اعتبار، دیر یا زود با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
شاید هنوز برای قضاوت درباره تغییر کامل فرهنگ مالی ایرانیان زود باشد، اما نشانهها از یک تغییر آرام حکایت دارند؛ تغییری که در آن، اعتبار بهتدریج جای خود را در سبد تصمیمهای مالی خانوارها باز میکند. با این حال، موفقیت این تحول نه به رشد تعداد پلتفرمهای BNPL، بلکه به سه عامل وابسته است: اعتبارسنجی دقیق، سواد مالی و مسئولیتپذیری در بازپرداخت. تنها در این صورت است که «بدهی سالم» میتواند از یک مفهوم تازه، به بخشی از فرهنگ مالی ایرانیان تبدیل شود؛ در غیر این صورت، مرز میان مدیریت مالی و بدهکاری، همچنان باریک و آسیبپذیر باقی خواهد ماند.