به گزارش خبرنگار ایبنا، کاوه صبایی، مشاور مدیرعامل بانک تجارت و مدیر امور سازمان و برنامهریزی راهبردی در پنل «بانک در قلب اکوسیستم تأمینمالی غیرتورمی» با تشریح تفاوت میان تأمین مالی کلاسیک و مدرن، اظهار کرد: برای ارزیابی نقش بانک در اقتصاد باید دید این نهاد چگونه از تولید، تبادلات مالی و تأمین اعتبار حمایت میکند و چه نقشی در تخصیص منابع، افزایش بهرهوری و در نهایت رشد اقتصادی دارد.
وی افزود: یکی از پرسشهای اساسی این است که بانک منابع مالی را با چه کیفیتی و چگونه از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل میکند. در مدل کلاسیک، بانک با جذب منابع آزاد و پرداخت تسهیلات، نقش واسطهگر وجوه را ایفا میکند؛ مدلی که در عین برخورداری از کارکردهای مشخص، در صورت عدم هدایت صحیح منابع میتواند به سمت فعالیتهای غیرمولد حرکت کرده و در شرایطی که تسهیلات از منابع موجود فراتر رود، زمینهساز فشارهای تورمی شود.
صبایی ادامه داد: در مدل سنتی، رابطه بانک عمدتاً با مشتری و حساب مشخص شکل میگیرد و اعتبارسنجی و امتیازدهی اعتباری در مرکز فرآیند قرار دارد، در حالی که جریان پول، داده و کالا لزوماً به یکدیگر متصل نیستند و پس از پرداخت تسهیلات نیز ممکن است مسیر مصرف منابع بهطور دقیق مشخص نباشد.
مشاور مدیرعامل بانک تجارت تأمین مالی مدرن را متفاوت دانست و گفت: در این مدل، بانک از جایگاه صرفاً وامدهنده فاصله گرفته و به «معمار» زنجیره تجارت و تأمین مالی تبدیل میشود. بانک میتواند یک معامله یا تعهد را تضمین کرده و در قبال آن کارمزد دریافت کند، بدون اینکه الزاماً برای هر تأمین مالی اقدام به خلق نقدینگی جدید کند؛ بلکه بخشی از تعهدات و جریانهای مالی موجود را مدیریت و تنظیم میکند. از این منظر، این مدل ظرفیت بیشتری برای حرکت به سمت تأمین مالی غیرتورمی دارد.
وی با تأکید بر اینکه در تأمین مالی مدرن، منابع به معامله، زنجیره تأمین و فعالیت اقتصادی مشخص متصل میشوند، تصریح کرد: تفاوت اصلی این دو مدل در این است که در تأمین مالی کلاسیک تمرکز بر «حساب و مشتری» است، اما در مدل مدرن، «زنجیره، معامله و اکوسیستم اقتصادی» در مرکز قرار دارد.
صبایی با تشریح ساختار زنجیره تأمین گفت: از تأمینکننده مواد اولیه و تولیدکننده تا توزیعکننده، عمدهفروش، خردهفروش و مصرفکننده، جریان کالا و پول در کنار یکدیگر حرکت میکند و ابزارهای مالی باید بتوانند روابط میان این بازیگران را به یکدیگر متصل کنند.
وی افزود: در سالهای اخیر ابزارهایی مانند برات، گام، اعتبار اسنادی، ضمانتنامه و فاکتورینگ بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند، اما صرف طراحی یا استفاده از یک ابزار مالی به معنای شکلگیری اکوسیستم نیست؛ این ابزارها باید متناسب با ساختار صنعت و روابط میان بازیگران طراحی و به کار گرفته شوند.
مدیر امور سازمان و برنامهریزی راهبردی بانک تجارت محصولسازی در بانکها را یکی از الزامات توسعه تأمین مالی مدرن دانست و اظهار کرد: محصول بانکی باید ابتدا رابطه میان دو بازیگر یا دو نقطه از زنجیره را شکل داده و تعمیق کند و سپس امکان توسعه آن در سایر لایههای زنجیره فراهم شود.
وی با اشاره به تجربه بانک تجارت گفت: در این بانک حدود ۲۹۰ تا ۳۰۰ همت از ابزارهای انتقال تعهد در این حوزه مورد استفاده قرار گرفته است. این ابزارها بهصورت منفرد عمل نکردهاند، بلکه یک هسته و ساختار مشخص پشت آنها قرار داشته و جریان تعهدات را در دو سوی زنجیره منتقل کرده است.
صبایی با اشاره به رابطه بانک و فینتک گفت: تقابل بانک و فینتک یک دوگانه واقعی نیست، زیرا هر یک از این دو بازیگر ظرفیتهایی دارند که میتواند در کنار دیگری مورد استفاده قرار گیرد.
وی توضیح داد: فینتکها به دلیل ساختار خود معمولاً چابکتر هستند و میتوانند با سرعت بیشتری محصولات و خدمات جدید طراحی کنند، در حالی که بانکها از منابع مالی، اعتماد عمومی، زیرساختهای مالی و ارتباط با سامانههای مختلف برخوردارند و ظرفیت بالایی برای تأمین مالی زنجیرهای دارند. در مقابل، بانکها در برخی فرآیندهای کاملاً برخط و عملیاتی به اندازه فینتکها چابک نیستند.
مشاور مدیرعامل بانک تجارت تأکید کرد: فینتک بدون بانک میتواند محصولات مناسبی ایجاد کند، اما برای ساخت یک اکوسیستم گسترده تأمین مالی ظرفیت محدودی دارد؛ بانک نیز بدون همکاری با فینتکها از توان مالی بالایی برخوردار است، اما برای توسعه فناوری و اجرای عملیاتی خدمات جدید به قابلیتهای فنی و دیجیتال نیاز دارد. بنابراین بانک میتواند بهعنوان معمار اکوسیستم، از ظرفیت فینتکها، پلتفرمها و شرکتهای فناوری مالی استفاده کند.
صبایی با اشاره به نیازهای تأمین مالی در بخشهای مختلف زنجیره گفت: در لایههای میانی و پایین زنجیره، نیاز جدی به ابزارهایی مانند اعتبار، تنزیل و فاکتورینگ وجود دارد و همین مسئله اهمیت ارتباط بانک با سمت بازار و بخشهای عملیاتی اقتصاد را افزایش میدهد.
وی افزود: انتظارات مشتریان نیز دیگر صرفاً دریافت تسهیلات نیست و به سمت دریافت مجموعهای از خدمات یکپارچه حرکت کرده است. پلتفرمها و فینتکها نیز در پاسخ به این نیاز توسعه یافتهاند و حوزههایی مانند بانکداری باز میتوانند زمینه ارائه خدمات متنوعتر و یکپارچهتر را فراهم کنند.
مدیر امور سازمان و برنامهریزی راهبردی بانک تجارت در عین حال تأکید کرد که تأمین مالی مدرن نیز بدون ریسک نیست و حتی در این مدل باید سازوکارهای کنترل ریسک و هدایت اعتبار مورد توجه قرار گیرد.
به گفته وی، ممکن است یک بنگاه به ۱۰۰ واحد منابع نیاز داشته باشد، اما به دلیل دسترسی به اعتبار اقدام به خرید ۲۰۰ واحد کالا کند؛ در چنین شرایطی، بخشی از تقاضا ناشی از اعتبار ایجاد شده و در نتیجه، اندازه سمت تأمین مالی نیز افزایش مییابد.
مشاور مدیرعامل بانک تجارت درباره امکان اجرای تأمین مالی زنجیرهای در بخشهایی از اقتصاد که از شفافیت و دادههای منسجم کمتری برخوردارند، گفت: فینتک بهتنهایی نمیتواند این مدل را در مقیاس گسترده پیادهسازی کند، زیرا تأمین مالی زنجیرهای به اطلاعات و ارتباط میان بازیگران مختلف نیاز دارد.
صبایی ادامه داد: تجربه بانک تجارت نشان میدهد تقسیم کار میان بانک و فینتک میتواند مکمل یکدیگر باشد. پلتفرم و بخش تجارت میتواند اطلاعات جزئیتر و عملیاتیتر را جمعآوری کند و بانک نیز به دلیل ارتباط با بازیگران مهم و «انکر»های زنجیره، اطلاعات و روابط دیگری در اختیار دارد. ترکیب و تطبیق این دادهها میتواند به شناخت دقیقتر زنجیره کمک کند.
وی خاطرنشان کرد: قرار نیست از ابتدا اطلاعات کامل و عمیقی درباره همه بازیگران وجود داشته باشد؛ شفافیت و کیفیت دادهها بهتدریج افزایش پیدا میکند و اطلاعات موجود از مسیرهای مختلف با یکدیگر تطبیق و اعتبارسنجی میشوند. با توسعه تأمین مالی زنجیرهای، حجم دادهها افزایش مییابد، شناخت از زنجیرهها دقیقتر میشود، تأمین مالی هدفمندتر خواهد شد و مدیریت ریسک نیز بهبود پیدا میکند.
صبایی در جمعبندی تأکید کرد: اگر بخواهیم رویکردهای جدید و نوآورانه در صنعت تأمین مالی را توسعه دهیم، سه موضوع اجتنابناپذیر است؛ گذار از مدلهای کلاسیک تأمین مالی، توسعه همکاری و پارتنرشیپ میان بانکها و فینتکها و شرکتهای فناوری مالی و توجه همزمان به ریسک و بازده در تمام مراحل.
وی در پایان گفت: تأمین مالی مدرن نسبت به مدلهای قبلی ظرفیت بیشتری برای ایجاد تأمین مالی غیرتورمی دارد، اما این به معنای حذف کامل ریسک نیست. در این مسیر، «جهت حرکت» از «سرعت حرکت» اهمیت بیشتری دارد و اگر زیرساخت و مسیر درست برای توسعه تأمین مالی مدرن انتخاب شود، سایر اجزای این مدل نیز بهتدریج شکل گرفته و توسعه خواهند یافت.