به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، انتشار گزارشهای پر زرق و برق از تداوم هفتاد و هشت ماهه چرخه انبساط اقتصادی در ایالات متحده، واقعیت تلخ معیشت میلیونها خانواده را که زیر بار تورم سرسامآور کمر خم کردهاند، پنهان میکند. رسانه مالی یاهوفایننس در بررسیهای خود اعتراف میکند که این رونق آماری به هیچ وجه در سفرههای مردم احساس نمیشود و تنها تصویری فریبنده از سلامت اقتصاد کلان ارائه میدهد.
پایههای لرزان رشد بدهیمحور و حباب هوش مصنوعی
بررسیهای موسسه تحلیلی کوبیسیلتر حاکی از آن است که این انبساط طولانیمدت به هیچ وجه ناشی از بهرهوری واقعی یا پایههای بنیادین اقتصاد نیست. این نهاد مالی صراحتا اشاره میکند که تداوم این چرخه به دلیل اجرای سیاستهای پولی نامتعارف، انباشت کسری بودجههای تاریخی و حباب سرمایهگذاری پیرامون هوش مصنوعی روی داده است.
کارشناسان اقتصادی نسبت به این رویکرد به شدت هشدار میدهند و آن را عاملی مخاطرهآمیز برای ثبات بلندمدت نظام مالی تلقی میکنند. اتکا به بدهیهای عظیم دولتی و خلق بیرویه اعتبار، ساختاری شکننده ایجاد کرده است که با کوچکترین تکانه پولی در آستانه فروپاشی قرار میگیرد.
بنابراین، ثبت ششمین دوره طولانی رشد اقتصادی از سال ۱۸۵۴ تا کنون، نه یک افتخار ملی بلکه نمادی از تعویق بحران با ابزار بدهی است. این الگوی ناپایدار درست همان مسیری را طی میکند که پیش از بحرانهای مالی بزرگ گذشته نیز از سوی سیاستگذاران واشنگتن دنبال شده بود.
سرکوب معیشت خانوارها زیر فشار تورم مزمن
در حالی که گزارشهای دولتی اصرار بر دوام رشد دارند، بازگشت مجدد موج تورم عملا قدرت خرید دستمزدبگیران را بلعیده است. افزایش مداوم هزینههای مسکن، مواد غذایی و درمان موجب شده است تا خانوارها برای تامین نیازهای روزمره خود به استقراض فزاینده از طریق کارتهای اعتباری روی آورند.
تحلیلگران مسائل اجتماعی با اشاره به سخنان افرادی نظیر «آنتونی اسکاراموچی» یادآور میشوند که بخش بزرگی از جامعه آمریکا احساس میکنند به کلی از سیستم اقتصادی طرد شدهاند. این شکاف طبقاتی فزاینده خط بطلانی بر ادعای رفاه همگانی ناشی از این انبساط اقتصادی میکشد.
علاوه بر این، سیاستهای پولی فدرال رزرو نتوانسته است آتش تورم را به طور کامل مهار کند و همین امر چشمانداز هزینههای زندگی را تاریکتر ساخته است. در نتیجه، انبساط ادعایی تنها به سود طبقات برخوردار و سهامداران شرکتهای بزرگ تمام شده و طبقه متوسط را تحت فشاری بیسابقه قرار داده است.
فروپاشی روند اشتغالزایی و افت شدید استخدام
نشانه آشکار دیگری که بر ساختگی بودن این رونق گواهی میدهد، تضعیف چشمگیر موتور اشتغالزایی در ماه سپتامبر است. طبق گزارشها کارفرمایان در این ماه تنها بیست و نه هزار شغل ایجاد کردند که در مقایسه با پیشبینی نود هزار موردی اقتصاددانان، یک سقوط فاحش به شمار میرود.
این رقم ناامیدکننده حتی از میانگین ماهانه چهل و پنج هزار شغل ثبتشده در دوازده ماه گذشته نیز به مراتب کمتر است. کاهش شدید ایجاد اشتغال ثابت میکند که شرکتها به دلیل هزینههای بالای استقراض و نااطمینانیهای بنیادین، تمایلی به جذب نیروی جدید ندارند.
بدتر از همه، بازنگریهای پیدرپی در آمارهای پیشین نشان داد که ارقام اشتغال ماههای ژوئیه و اوت در مجموع شصت هزار شغل کمتر از گزارشهای اولیه بوده است. این دستکاریهای آماری و کاهش اشتغال ژوئیه به منفی ده هزار نفر، بیاعتمادی فعالان بازار به دادههای دولتی را دوچندان کرده است.
رکوردهای توخالی و زنگ خطرهای نادیدهگرفتهشده
رسانههای جریان اصلی با استناد به تحلیل «کیت لرنر» استراتژیست موسسه تروئیست، سعی دارند حفظ نرخ بیکاری زیر پنج درصد را دستاوردی تاریخی جلوه دهند. این تبلیغات در شرایطی مطرح میشود که افت فرصتهای شغلی و افزایش بیکاری به ۴.۲ درصد زنگ خطرهای جدی برای سلامت بازار کار به صدا درآورده است.
کارشناسانی نظیر «پیتر برزین» اقتصاددان ارشد موسسه بیسیای ریسرچ، علیرغم شواهد نزولی، هنوز مدعی حفظ دستنخورده روند انبساط هستند. با این وجود، نادیده گرفتن افت شتاب اشتغال و خوشبینی مفرط تحلیلگران والاستریت مانع از سرپوش گذاشتن بر کندی محسوس چرخههای تولیدی نخواهد شد.
رکود در استخدام در کنار ناتوانی سیستم در ایجاد دستمزدهای متناسب با هزینهها، اقتصاد را در وضعیتی خطرناک قرار داده است. ادامه این مسیر میتواند رکود پنهان فعلی را به زودی به یک بحران آشکار و تمامعیار تبدیل کند.
برآیند تحولات جاری نشان میدهد که تکیه بر شاخصهای اسمی رشد بدون در نظر گرفتن کسری بودجه مزمن، بازگشت تورم و تضعیف ساختاری بازار کار، صرفا یک توهم آماری است و ساختار اقتصادی ایالات متحده با انباشت مخاطرات پولی و مالی، در آستانه ورود به فاز فرسایشی شدیدی قرار دارد که تبعات آن دامنگیر تمامی بخشهای جامعه خواهد شد.