
به گزارش شبکه خبری اقتصاد و بانک ایران (ایبِنا)، این مجله آمریکایی آورده است: تنش ها بین ایران و عربستان از اختلافات در خاورمیانه گرفته تا قطع روابط سیاسی، سرفصل خبرها را به خود اختصاص داده است اما بسیاری از رسانه ها یکی از مهمترین ابعاد این تنش ها یعنی "اقتصاد" را نادیده گرفته اند.
به نوشته این مجله، هر دو کشور ایران و عربستان هم اکنون بر سر دوراهی اقتصادی قرار دارند و برای جلوگیری از سقوط در بحران اقتصاد جهانی قرن بیست و یکم نیاز به عبور از مسیر اقتصادی جدیدی دارند.
ozy در این گزارش با تشریح شرایط اقتصادی دو کشور نوشته است: تهران پذیرفته است که یا باید به تعامل با دنیا بپردازد و یا در تحریم ها غرق خواهد شد. از این رو حسن روحانی رییس جمهوری این کشور برای امضای توافق هسته ای و باز کردن درهای کشورش به سوی تجارت خارجی تلاش کرد. از سوی دیگر محمد بن سلمان ولیعهد عربستان نیز با توجه به کاهش قیمت نفت تصمیم گرفته است وابستگی این کشور را به نفت کاهش دهد و به همین منظور نقشه راهی را برای ایجاد تنوع و مدرن سازی اقتصاد عربستان برای نسل های آینده ارایه داده است.
مجله ozy در ادامه با طرح این پرسش که کدام کشور می تواند در اصلاح اقتصاد خود موفق باشد؟ افزوده است: روحانی از زمان انتخاب به عنوان رییس جمهوری ایران در سال 2013 به عمده اهداف خود دست یافته است. برخی از تحریم های هسته ای علیه ایران لغو شده است و با از سر گرفته شدن روابط تجاری خارجی، بسیاری از قراردادهای تجاری به امضا رسیده اند. انتظار می رود اقتصاد ایران در سال گذشته میلادی رشد 5 درصدی را تجربه کرده باشد و در سال 2017 نیز به همین میزان رشد کند.
این مجله همچنین با اشاره همکاری نزدیک روحانی با مجلس شورای اسلامی در زمینه اجرای تدابیر اقتصادی و حمایت های آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی از اصلاحات اقتصادی افزود: از سوی دیگر اگرچه به نظر می رسد پاره کردن توافق هسته ای توسط دونالد ترامپ رییس جمهوری جدید آمریکا دشوار باشد اما نمی تواند انتظار لغو بیشتر تحریم ها از سوی آمریکا به خصوص در مورد معاملات دلاری را داشت.
اما در مورد عربستان، ولیعهد 31 اله این کشور سال گذشته "چشم انداز 2030 " را اعلام کرد که برای ایجاد تنوع و مدرن سازی اقتصاد عربستان توسط کاهش وابستگی آن به نفت طراحی شده است. این چشم انداز اهداف کوتاه مدتی هم تا سال 2020 دارد که شامل تراز بودجه، ایجاد 450 هزار شغل در بخش خصوصی و بیش از سه برابر کردن درآمدهای غیر نفتی می شود.
ozy در پاسخ به اینکه آیا سیاست عربستان اجازه اجرای چشم انداز 2030 را می دهد و اینکه چه کسی قدرت شکل دهی به سیاست های اقتصادی عربستان را دارد، خاطر نشان کرده است: با توجه به کاهش قیمت نفت، کسری بودجه عربستان افزایش یافته است. محمد بن سلمان نیز یک چهره سیاسی است که با قدرت و اطمینان اصلاحات اقتصادی را در پیش گرفته است. از این رو چشم انداز 2030 در مسیر درستی قرار دارد. وی علاوه بر این تأکید زیادی برای حذف موانع بروکراتیک و ساده کردن دولت دارد تا تصمیمات سیاسی هرچه سریع تر اتخاذ شوند و اصلاحات با فوریت بیشتری به اجرا در بیایند. همچنین کارآمدی دولت برای توسعه در سال های آینده افزایش یابد. همه اینها به دستیابی به چشم انداز 2030 کمک خواهد کرد.
این مجله در پایان گزارش خود با طرح این پرسش که ایران یا عربستان کدامیک برنده این جنگ اقتصادی خواهند بود؟ نوشته است: با توجه به فرصت هایی که پیش روی دو کشور وجود دارد، باید پرسید آیا بازارهای دو کشور پتانسیل واقعی برای سرمایه گذاری دارند؟ آیا آنها می توانند به اهداف اصلاحاتی خود دست یابند؟ و اینکه آیا آنها توان مواجه با خطرات سیاسی و قانونی را دارند؟
ozy در پاسخ به این پرسش ها تأکید کرده است: عربستان از این نظر به دلیل یکپارچگی با اقتصاد دنیا و ارایه اصلاحات نویدبخش شرایط خوبی دارد. محمد بن سلمان نیز با نفوذ بالای خود در اقتصاد، قدرت اجرای چشم انداز 2030 را دارد. در خصوص ایران هم، پتانسیل های قابل توجهی در زمینه سرمایه گذاری خارجی به عنوان رکن رشد اقتصادی وجود دارد.
از این رو بازارهای هر دو کشور فرصت های زیادی را با فرض کاهش ریسک ها، پیش روی سرمایه گذاران قرار داده اند. اما با وجود همه اینها معمولا بدون پذیرفتن برخی از ریسک ها نمی توان انتظار نتایج مثبت زیادی داشت.