14 اسفند 1395 - 14:19

ضعف در تحق اهداف برنامه‌های توسعه‌ای کشور

رئیس اتاق ایران گفت: هیچکدام از برنامه‌های توسعه‌ای کشور جز برنامه سوم توسعه به صورت کامل به اهداف خود نرسیده‌اند.
کد خبر : ۱۷۱۵۴
ضعف در تحق اهداف برنامه‌های توسعه‌ای کشور

به گزارش ایبِنا، غلامحسین شافعی، رئیس اتاق ایران درباره اجرای برنامه ششم در گفت و گویی درباره  اینکه هیچ کدام از برنامه‌های توسعه به اهداف تعیین‌شده خود، به طور کامل نرسیده‌اند جز برنامه سوم توسعه. دلیل این ناکامی چیست؟ دلیل این ناکامی غفلت از توسعه روستایی و عدم استفاده از فرصت‌های مناطق در برنامه‌ها است. عده‌ای فکر می‌کنند تکثرگرایی باعث توسعه می‌شود درحالی‌که باید استعداد و پتانسیل هر منطقه را در توسعه در نظر گرفت. طرح‌های توسعه‌ای باید با مطالعه و کارشناسی، شروع شود نه با رقابت منفی؛ این‌ها حلقه مفقوده در کشور و در برنامه توسعه ماست و به نظر من باید اجرای طرح منطقه‌ای هفت‌گانه را در دستور کار باشد.


چرا شما اهمیت نگاه منطقه‌ای را به اقتصاد جدی می‌دانید؟


اجازه بدهید من اول اشاره‌ای به برنامه‌های توسعه‌ای در کشور داشته باشم، بعد از انقلاب اسلامی، پنج برنامه توسعه‌ای در کشور اجراشده و الان برنامه ششم توسعه در حال نهایی شدن است، اما هیچ‌کدام از این برنامه‌ها، به‌جز برنامه سوم توسعه به اهداف تعیین‌شده خود نرسیده‌اند یا درصد کمی از اهداف تعیین‌شده این برنامه‌ها، محقق شده است.


چرا؟


برنامه‌های توسعه‌ای در ایران دو مشکل اساسی دارد؛ در این برنامه‌ها از توسعه روستایی غفلت شده است؛ به نظر من ما باید برنامه توسعه‌ای را از روستا آغاز کنیم ولی هیچ‌وقت این برنامه‌ها یا این اولویت موردتوجه نبوده است. توجه به توسعه شهری باعث شده مهاجرت از روستاها به شهرها زیاد شود. امروز حاشیه‌نشینی در شهرها به‌عنوان معضل بزرگی در کشور مطرح است. اولین نظر این است که توسعه از روستاها شروع شود و بعد به طبقات دیگر تسری یابد. دلیل دیگر این است که به ظرفیت مناطق توجه نمی‌کنیم. ایران به لحاظ شرایط اقلیمی، قومیتی، وضعیت آب و هوایی و جغرافیایی، کشوری متنوع محسوب می‌شود. یکی از مشکلات اساسی این است که ما در تهران نسخه واحدی برای کل کشور بپیچیم؛ درصورتی‌که مناطق مختلف، تفاوت بسیاری باهم دیگر دارند. ما نمی‌توانیم نسخه‌ای که برای آذربایجان و گیلان می‌پیچیم در سیستان و بلوچستان هم آن را پیاده کنیم. هرکدام از مناطق ویژگی خاص خود را دارد و این در برنامه‌های توسعه‌ای ما مغفول واقع‌شده است.


از کجا باید دخالت نگاه منطقه‌ای در توسعه را شروع کرد؟


باید ایده‌آل‌گرایی جای خود را به واقع‌بینی بدهد؛ باید در برنامه‌های توسعه به‌جایگاه روستاها توجه شود و در تدوین برنامه‌ها، مناطق مختلف ایران مشارکت کنند.


برآیند این نتیجه چه تأثیری در عملیاتی شدن برنامه‌های توسعه‌ای دارد؟


در شرایط حاضر، نمی‌توانیم ادعا کنیم که اولویت توسعه هر استان به تفکیک چیست؟ البته ادعای این کار هست ولی بررسی دقیق و کارشناسی انجام‌نشده است. مثلاً کسی دقیقاً نمی‌داند اولویت اول برای توسعه استان سمنان یا کرمان چیست و برای رسیدن به این اولویت چه الزاماتی نیاز است؟ طرح منطقه‌بندی، باعث می‌شود برنامه‌ها به واقعیت مناطق و کشور توجه داشته باشند. واقع‌گرایی، راه رسیدن به هدف را ممکن می‌سازد؛ از طرف دیگر از ظرفیت کل کشور برای توسعه استفاده می‌شود.


این کار با عنوان آمایش سرزمین از دهه 40 انجام می‌شود.


تحت عنوان آمایش سرزمین کارهایی انجام‌شده است ولی در بسیاری از موارد در استان‌ها، مطالعات کارشناسی قابل اتکایی انجام‌نشده است. یا در بسیاری از مراکز، این مطالعه، به‌صورت رفع تکلیف انجام‌شده است و نظرات بخش خصوصی در آن دیده نشده است. اگر به دنبال این برویم که اولویت مناطق مختلف و استان‌ها شناسایی، بررسی و ظرفیت توسعه‌ای هر استانی را معین کنیم حتماً می‌توانیم امکان حرکت متوازن را در آینده کشور به‌طور مشخص ببینیم. بر همین اساس فکر کردیم مناطق را که به لحاظ شرایط اقلیمی، آب و هوایی و قومیتی مشابهت دارند را شناسایی کرده و کشور را به چند منطقه تقسیم‌بندی کنیم و به‌دنبال مشارکت مناطق در تدوین برنامه ملی برویم. وزارت کشور هم طرحی را پیگیری می‌کند و کار خوبی است؛ در این طرح، کشور را به پنج منطقه تقسیم‌شده است؛ اما ایرادهایی به این طرح وارد است.


این ایرادها چیست؟


در منطقه‌بندی پنج‌گانه خیلی به موقعیت، پتانسیل، فرصت‌ها و ظرفیت‌های استان‌ها توجه نشده است. مثلاً در منطقه یک، استان‌های تهران، قزوین، مازندران، سمنان، گلستان، البرز و قم را قرار دارند، استانی کویری با استانی کوهستانی و جنگلی ازنظر شرایط اقلیمی، آب‌وهوایی و ظرفیت‌های موجود هر استان تناسب و همخوانی چندانی باهم ندارد. برای همین ما طرحی را پیشنهاد کرده‌ایم که به این ویژگی استان‌ها دقیق‌تر توجه شود.


منطقه‌بندی همگام با وزارت کشور و قرار دادن استان‌هایی که ظرفیت‌های مشابه دارند در یک گروه، موجب پیوند ما با استانداران مناطق مختلف شده و علاوه بر اینکه هم‌افزایی و توسعه منطقه‌ای را در پی دارد و موجب همگرایی در موضوعات مختلف می‌شود.


در طرح منطقه‌بندی هفت‌گانه چه گروه‌هایی حضور دارند؟


ما ازنظر کارشناسان متعددی برای مطالعه این طرح استفاده می‌کنیم و کار تحقیق و مطالعه به‌طورجدی شروع خواهد شد. در این طرح استاندارها، روسای مجمع نمایندگان استان‌ها، اتاق‌های بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی، اتاق‌های اصناف و تعاون و دانشگاه‌های استان‌ها حضورداشته باشند. نتیجه این هم‌گرایی، هم‌افزایی برای توسعه مناطق خواهد بود؛ البته پیشنهاد جدیدی هم ارائه‌شده است.


این پیشنهاد چیست؟


 اینکه ما با کمک دولت و مجلس، صندوق‌های توسعه منطقه‌ای ایجاد کنیم و در قالب این‌ها به دنبال تشکیل هلدینگ تولیدی و صادراتی برویم. از این نظر در مناطق مختلف ضعف فراوانی داریم. واحدهای اقتصادی ما کوچک هستند و برای همین در بازار رقابتی دنیا نمی‌توانند با شرکت‌های بزرگ رقابت کنند. در کشور منابع مالی بسیار زیادی هست که کارآمدی لازم را ندارد. یعنی پول در کشور خیلی زیاد است و ما باید جذابیت‌هایی ایجاد کنیم تا امکان مشارکت مردم در فرایند اقتصادی فراهم شود و این منابع به‌سوی کار مولد سوق داده شود. یکی از سیاست اقتصاد مقاومتی که رهبری روی آن تکیه دارد مردمی کردن اقتصاد است. با ایجاد هولدینگ‌هایی که مردم و دولت در آن حضور دارند رسیدن به این هدف ممکن است.


از طرف اگر دولت در صندوق توسعه منطقه‌ای حضورداشته باشد، امکان نظارت و حمایت وجود دارد تا پشتوانه‌ای برای دیدگاه و همراهی مردمی باشد. درواقع همراه با طرح توسعه منطقه‌ای، باید شرکت‌های سهامی عام منطقه‌ای تشکیل شود تا از منابع مردم در این هولدینگ‌ها استفاده شود. البته نمونه‌هایی هم در این مورد داشتیم؛ شرکتی در خراسان فعال بود که در عرض دو هفته 600 میلیارد تومان پذیره‌نویسی کرد؛ اما آن‌ها از راه درست‌کار را شروع نکرده بودند. در جامعه پول زیاد است ولی باید سیستم شفاف و درست باشد تا اعتماد کافی به وجود بیایید و پول کوچک مردم را به‌سوی کارآفرینی هدایت شود.


چه مکانیسمی برای اعتمادآفرینی وجود دارد؟


در ایجاد هلدینگ روش کار متفاوت است؛ دولت، مجلس، نیروهای نظارتی و بخش خصوصی باهم در ایجاد این هلدینگ‌ها نقش‌آفرینی می‌کند. دلیل پیشنهاد این ترکیب برای این است که دولت، مجلس و بخش خصوصی باید بر آن صحه بگذارند و هر سه در این هلدینگ‌ها حضور و نظارت داشته باشند تا اعتماد مردم جلب شود. شاید ما از سایر بنگاه‌های مالی هم در این مسئله استفاده کنیم یا فلان بانک معتبر یا بورس هم در این حوزه مشارکت داشته باشد. البته این‌یک ایده است تا شفافیت کار بیشتر شود. برای عملی شدن این ایده به همراهی همه قوای حاکمیتی نیاز است. به‌عنوان‌مثال، یکی از مطالعاتی که در منطقه پنج انجام‌شده و گزارش آن را به معاون اول ریاست جمهوری ارائه دادیم، موردتوجه فوق‌العاده قرار گرفت. ما کارشناسان متعددی برای مطالعه داریم و تحقیق و مطالعه شروع‌شده است. در این طرح نگاه درونی و بیرونی به طرح وجود دارد.


نگاه بیرونی چیست؟


در این طرح می‌توانیم با کشورهای هم‌مرز به دنبال سرمایه‌گذاری مشترک در مرزها برویم و این‌یکی از راه‌های سرمایه‌گذاری مشترک است. آنچه مهم است این است که قیمت تمام‌شده واردات و صادرات و تولید را پایین می‌آورد و امنیت مرزی ایجاد می‌کند که نیاز به هزینه گذاری سنگینی ندارد. این نگاه بیرونی به قضیه است. حتی استان‌هایی که مرزی هم نباشند، در فعالیت برون‌مرزی حضور دارد. از طرف دیگر رقابت منفی بین استان‌ها از بین می‌رود.


آیا تفاهم را بین استانداران و بقیه اعضا در جریان بررسی اولیه دیدید؟


در منطقه پنج اول نگاه تفاهمی حاکم بود؛ اگرچه برداشت اولیه این بود که شاید هدف توسعه فلان منطقه باشد ولی بعداً این دیدگاه‌ها کنار رفت و همه پذیرفتند که در این طرح نگاه توسعه‌ای و کارشناسی اولویت دارد و حرف نهایی را کارشناسان حوزه می‌زنند. اگر نگاه کارشناسی حاکم باشد همه نتیجه را قبول می‌کنند. منطقه بندی استراتژی بلندمدت کشور است و برای رسیدن به آن قضیه برنامه منطقه‌ای مهم است.


الان در چه مرحله‌ای هستید؟


تعامل و گفتگوهایی با معاون اول رئیس جمهوری و وزارت کشور تعامل انجام شده است. در ایران پنج منطقه وزارت کشور ایراد وجود دارد اما در نهایت هفت منطقه پیشنهاد داده شده است و همچنان به دنبال تشکیل جلسات مشترک هستیم. شاید در وزارت کشور نگاه سیاسی حاکم بود ولی ما با نگاه و اولویت اقتصادی مسئله را دنبال می‌کنیم.


 

ارسال‌ نظر