علیاکبر نیکو اقبال؛ اقتصاددان در گفتوگو با خبرنگار ایبنا با اشاره به تأثیر فشارهای خارجی از جمله تحریمها، محدودیتهای فروش نفت و بازگشت سازکارهایی مانند اسنپبک در بازار ارز و طلا تأکید کرد: اقتصاد ایران طی چند دهه گذشته بهطور مستمر تحت فشار تورم مزمن قرار داشته است؛ تورمی که بهتدریج از سطوح تکرقمی و سپس ۱۰ و ۲۰ درصدی عبور کرده و امروز به محدودههای بالایی رسیده است.
او گفت: در ادبیات اقتصادی، تورم بهعنوان یکی از مخربترین بیماریهای یک اقتصاد شناخته میشود؛ چرا که نهتنها قدرت خرید مردم را کاهش میدهد، بلکه ساختار سرمایهگذاری، توزیع درآمد و عدالت اجتماعی را نیز بهشدت برهم میزند. تورم مزمن باعث میشود گروههایی بدون فعالیت مولد، صرفاً از محل افزایش قیمتها ثروتمندتر شوند و در مقابل، اکثریت جامعه متضرر شوند؛ وضعیتی که به تعمیق شکاف طبقاتی منجر میشود.
نیکو اقبال با اشاره به تحولات منطقهای، نشستهای شورای امنیت و تنشهای سیاسی اخیر، این عوامل را در تشدید انتظارات تورمی و نوسانات ارزی مؤثر دانست و توضیح داد: انتظارات تورمی، حاصل پیشنگری فعالان اقتصادی نسبت به آینده است. همین انتظارات میتواند قبل از وقوع هر شوک واقعی، به افزایش قیمتها دامن بزند و نقش بسیار مهمی در شکلدهی رفتار بازارها داشته باشد.
او تأکید کرد: ریشه اصلی تورم، چه در ایران و چه در سایر کشورها، به رشد بیضابطه نقدینگی بازمیگردد. زمانی که حجم پول با سرعتی بیش از ظرفیت تولید افزایش پیدا کند، مازاد تقاضا ایجاد میشود و نتیجهای جز تورم نخواهد داشت. به همین دلیل است که در اغلب کشورهای دنیا، بانک مرکزی نهادی مستقل تعریف شده که وظیفه اصلی آن حفظ ارزش پول ملی است و دولتها اجازه مداخله مستقیم در چاپ پول و سیاستهای پولی را ندارند.
نیکو اقبال افزود: مشکل اساسی اقتصاد ایران، فقدان استقلال واقعی بانک مرکزی است. تمایل دولتها به تأمین کسری بودجه از مسیر استقراض از بانک مرکزی، در نهایت به چاپ پول و افزایش تورم منجر میشود. این در حالی است که در اقتصادهای پیشرفته، دولتها ناچارند هزینههای خود را با منابع محدود مالیاتی و درآمدهای واقعی تنظیم کنند.
این اقتصاددان با اشاره به ظرفیتهای عظیم ایران از جمله منابع طبیعی و درآمدهای بالقوه نفتی گفت: کشوری با چنین ثروتهایی، نباید با بحران مزمن کسری بودجه و تورمهای افسارگسیخته مواجه باشد. وابستهکردن بانک مرکزی به دولت و استفاده ابزاری از آن، نهتنها به تضعیف پول ملی میانجامد، بلکه شأن اقتصادی کشور را نیز در سطح بینالمللی زیر سؤال میبرد.
نیکو اقبال راهحل کوتاهمدت و بلندمدت را در یک اصل اساسی خلاصه کرد و گفت: استقلال واقعی بانک مرکزی، راه حل اصلی کشور است. مداخله سنگین بانک مرکزی در بازار ارز، تنها زمانی میتواند مؤثر باشد که این نهاد از قدرت و اقتدار کافی برخوردار باشد و تحت فشارهای مالی دولت قرار نگیرد. در غیر این صورت، هرگونه مداخله صرفاً مُسکنی موقت خواهد بود.
او ادامه داد: همانطور که یک خانواده مجبور است با درآمد مشخص خود زندگی را اداره کند، دولت نیز باید هزینههایش را با منابع واقعی تطبیق دهد. تأمین مالی از مسیر چاپ پول، سادهترین، اما مخربترین راهحل است؛ راهحلی که در نهایت به تورم، کاهش رفاه عمومی و بیثباتی اقتصادی منجر میشود.
این اقتصاددان در پایان تأکید کرد: کشوری که به دنبال عزت اقتصادی و ثبات پایدار است، چارهای جز مقابله جدی با تورم ندارد و این مقابله، بدون اصلاح ساختار سیاستگذاری پولی و استقلال بانک مرکزی، ممکن نخواهد بود.