به گزارش ایبنا، اقتصاد ایران در روزهای اخیر بیش از آنکه به یک تصمیم مشخص واکنش نشان دهد، به مجموعهای از پیامهای سیاسی و رسانهای واکنش داده است. نوسانات بازار ارز را نمیتوان تنها به سخنان یک مقام یا تغییر یک سیاست نسبت داد؛ این نوسانات حاصل انباشت نااطمینانی در فضایی است که هم در داخل پرتنش است و هم از بیرون تحت فشار.
در چنین شرایطی، انتقاد تند از رئیس جدید بانک مرکزی و متهمکردن او به تناقضگویی، تصویر کاملی از واقعیت ارائه نمیدهد. روزنامه کیهان با تمرکز بر حذف ارز ترجیحی و نیمایی، تلاش کرده جهش قیمتها را به سیاستهای اخیر نسبت دهد، در حالی که اقتصاد ایران سالهاست با مشکلات ساختاری، تحریمهای سنگین و نااطمینانی سیاسی دستبهگریبان است.
ارز چندنرخی در عمل نهتنها به ثبات نرسید، بلکه زمینه رانت و فساد را فراهم کرد. حذف این سیاست، هرچند با هزینه و شوک کوتاهمدت همراه است، اما گامی ضروری برای اصلاح یک خطای قدیمی به شمار میآید. تکنرخی شدن ارز نیز یک فرآیند تدریجی است و بدون انضباط مالی، هماهنگی سیاستها و کاهش تنشهای سیاسی و خارجی، بهسرعت محقق نمیشود.
بازار ارز ایران به اخبار سیاسی، استیضاحها، تنشهای منطقهای و حتی احتمال درگیری نظامی حساس است. در چنین فضایی، تیترهای تند و حملات شخصی به نهاد پولی، به جای آرامکردن بازار، به افزایش نگرانیها دامن میزند. رسانهها در این شرایط تنها ناظر نیستند؛ بخشی از فضای اثرگذار بر اقتصادند.
نقد سیاستهای اقتصادی ضروری است، اما تفاوت زیادی میان نقد مسئولانه و تضعیف بانک مرکزی وجود دارد. دولت پزشکیان با انتخاب عبدالناصر همتی پیام داده که قصد حرکت به سمت اصلاحات عقلانی را دارد؛ اصلاحاتی که آسان نیستند و زمان میخواهند. موفقیت این مسیر، بیش از هر چیز به کاهش تنشهای سیاسی، انسجام پیامها و پرهیز از تبدیل اقتصاد به میدان نزاع جناحی بستگی دارد.
در نهایت، هزینه هر بیثباتی اقتصادی نه در جدالهای رسانهای، بلکه در زندگی روزمره مردم نمایان میشود.
نویسنده: امید عرب، پژوهشگر اقتصادی