به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا به نقل از بلومبرگ، ظهور و سقوط ناگهانی رالی ترامپی در بازار ارزهای دیجیتال، جامعه معاملهگران را با این پرسش اساسی مواجه کرده است که «ناجی بعدی بازار کیست؟».
در همین حال دادههای تحلیلی گویای واقعیت تلخی است: بیتکوین در روز پنجشنبه شاهد سقوط ۱۳ درصدی بود که بزرگترین کاهش روزانه از نوامبر ۲۰۲۲ - زمان ریاستجمهوری بایدن و فروپاشی FTX سام بنکمن-فرید - محسوب میشود.
اگرچه این رمزارز در روز جمعه اندکی بهبود یافت، اما خروج بیش از ۱.۲ میلیارد دلار از صندوقهای ETF بیتکوین در هفته منتهی به ۲۱ ژوئن، زنگهای خطر را برای سرمایهگذاران به صدا درآورد و این در حالی بود که طی دو سال گذشته، تبلیغات گسترده پیرامون صندوقهای قابل معامله بورسی قرار بود موجب پذیرش گسترده ارزهای دیجیتال در جریان اصلی مالی شود.
پارادوکس فعلی زمانی عمیقتر میشود که به وعده دونالد ترامپ مبنی بر تبدیل آمریکا به «پایتخت رمزارزی جهان» نظر بیندازیم. کارشناسان خاطرنشان میکنند که حتی قویترین پشتیبانیهای سیاسی و نهادی نیز نتوانسته از بروز نشانههای زمستان رمزارزی جلوگیری کند.
در پی ریزش بازار ارزهای دیجیتال حجم معاملات جهانی رمزارزها نسبت به اوج ژوئن ۲۰۲۴ بیش از ۴۰ درصد کاهش یافت و ارزش کل بازار از مرز ۳ تریلیون دلار به حدود ۲.۳ تریلیون دلار تنزل یافت.
اکنون جامعه سرمایهگذاران، از هواداران پرحرارت تا بدبینان حرفهای، همگی در جستوجوی نشانههایی از ظهور محرک جدیدی هستند که بتواند بار دیگر موتور محرکه بازار را روشن کند. سؤال اینجاست که در غیاب محرکهای کلان سیاسی، آیا ناجی بعدی بازار از جنس فناوری خواهد بود یا خیر؟
وقایع اخیر همچنین نشان داد بازار ارزهای دیجیتال در مرحله حساسی از بلوغ خود قرار دارند که در آن وعدههای سیاسی به تنهایی نمیتوانند جایگزین بنیانهای واقعی تقاضا و نوآوری شوند. این نوسانات نه تنها آسیبپذیری بازار در برابر جریانهای سیاسی را آشکار کرد، بلکه نیاز مبرم به توسعه کاربردهای واقعی و مقیاسپذیر را پررنگ نمود.
به باور کارشناسان، جامعه رمزارزها اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند خلق ارزش ذاتی و کاهش وابستگی به محرکهای بیرونی است. از این رو آینده این بازار احتمالاً در گروی توانایی آن در گذار از حالت دارایی سفتهبازی به سمت زیرساخت کاربردی در نظام مالی جهانی خواهد بود.
در این میان ظهور فناوریهای نوین مانند توکنسازی داراییهای سنتی، توسعه راهکارهای مقیاسپذیر لایه دوم، و یکپارچهسازی با سیستمهای مالی متعارف میتواند محرکهای پایدارتری نسبت به شعارهای سیاسی ایجاد کند. در این مسیر، ثبات نظارتی و پذیرش نهادی گستردهتر، در کنار نوآوریهای تکنولوژیک، میتوانند نقش ناجی واقعی بازار را ایفا کنند.