به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، تحولات اخیر در خاورمیانه، بهویژه پس از عملیات نظامی آمریکا علیه ایران که توسط دولتی هدایت میشود که شعار اصلیاش کنار گذاشتن ماجراجوییهای نظامی سبک آمریکایی بود، محاسبات بازیگران کلیدی را دستخوش تغییرات بنیادین کرده است.
این بار پاسخهای متقابل و تاکتیکی ایران، کفه ترازو را به سمتی برده که حتی سرمایهگذاران بینالمللی نیز آن را در «قلمرویی ناشناخته» ارزیابی میکنند. در حالی که بازارهای مالی جهانی پیشتر نگران تأثیرات اقتصادی هوش مصنوعی (AI) بودند، اکنون درگیری چندجانبه در خاورمیانه به عنوان جدیترین ریسک ژئوپلیتیکی، بر تمام سناریوهای اقتصادی سایه افکنده است. در این شرایط سه دغدغه اصلی، ذهن فعالان بازارهای جهانی را به خود مشغول کردهاست:
اول: سیگنالهای بازار و افزایش شوک تورمی
شاخصهای قیمتی متعددی هشدارهای جدی مبنی بر اختلالات پایدار در زنجیره تأمین انرژی جهانی را مخابره میکنند. قیمت نفت خام برنت با جهشی قابل توجه که بالاترین افزایش در چهار سال اخیر محسوب میشد، از مرز ۸۲ دلار در هر بشکه عبور کرد، هرچند پس از مدتی تعدیل شد.
این نوسانات شدید ناشی از درگیریها، مستقیماً به جایگاه ایران به عنوان چهارمین تولیدکننده بزرگ سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) بازمیگردد.
از منظر تحلیلی، زمانی که مسیرهای کشتیرانی حیاتی مانند تنگه هرمز مسدود شده و ترافیک نفتکشها متوقف میشود، نگرانیهای تورمی فوران میکند. این امر، بازده اوراق خزانهداری آمریکا را تحت فشار صعودی قرار داده است؛ زیرا معاملهگران پیشبینی میکنند که فشارهای قیمتی ناشی از بحران، فدرال رزرو را وادار به تعلیق هرگونه سیاست تسهیلی و کاهش احتمالی نرخ بهره کند.
کارشناسانی چون «جنت یلن» وزیر سابق خزانهداری، نیز تأکید کردهاند که تداوم تأثیر منفی این درگیری بر بازار نفت، وظیفه فدرال رزرو را در مدیریت همزمان رشد اقتصادی و مهار تورم، بسیار پیچیده خواهد ساخت.
دوم: برندگان و بازندگان ساختاری بحران
در هر درگیری جهانی، تخصیص مجدد منابع و ارزشها رخ میدهد. افزایش قیمت نفت، مستقیماً به نفع غولهای انرژی مانند اکسون موبیل تمام شده و ارزش داراییهای آنها را تقویت کرده است. همچنین، بخش دفاعی ایالات متحده، با توجه به پتانسیل یک منازعه طولانیمدت، شاهد افزایش چشمانداز سفارشات برای تأمینکنندگان تسلیحات و لجستیک بوده است.
در تأیید جایگاه طلا به عنوان دارایی امن در دوران آشفتگی، این فلز گرانبها نیز به رالی تاریخی خود ادامه داده و ارزش آن در برابر بیثباتیهای سیاسی افزایش یافته است.
با این حال، طرف بازنده این معادلات نیز کاملاً مشخص است. صنایع مرتبط با سفر و گردشگری، با افت سهام مواجه شدهاند؛ چرا که ازدحام در فرودگاهها و توقف عملیات در خاورمیانه، مسیرهای هوایی و عملیات شرکتهایی مانند دلتا و یونایتد ایرلاینز را مختل کرده است.
حتی خریداران مسکن نیز به فهرست بازندگان اضافه شدهاند، زیرا جهش در بازده اوراق خزانه به دلیل نگرانیهای تورمی، نرخ وامهای رهنی را به طور همزمان افزایش داده است.
سوم: چالش ایران در برابر جریان جهانی انرژی و چشمانداز آینده
مهمترین بُعد این بحران، توانایی ایران در استفاده از موقعیت استراتژیک خود برای تأثیرگذاری بر اقتصاد جهانی است. این امر نه تنها از طریق اقدامات مستقیم در تنگه هرمز، بلکه از طریق پتانسیل ژئوپلیتیکی خود محقق میشود که محاسبات قدرتهای جهانی را به چالش میکشد.
با توقف فعالیتهای کشتیرانی در این گلوگاه حیاتی، نه تنها قیمت بنزین در بازار خردهفروشی آمریکا تحت فشار صعودی قرار میگیرد (پیشبینی افزایش ۱۰ تا ۳۰ سنتی قیمت در هر گالن در کوتاهمدت)، بلکه جریان گاز طبیعی نیز به شدت تهدید میشود.
تحلیلگران گلدمن ساکس هشدار دادهاند که اگر تنگه هرمز به مدت یک ماه مسدود بماند، قیمتهای گاز در اروپا ممکن است بیش از دو برابر شود؛ وضعیتی که یادآور شوکهای قیمتی دوران تهاجم روسیه به اوکراین است. این نشان میدهد که اقدامات بازدارنده ایران، در صورت وقوع، توانایی ایجاد اختلالات ساختاری مشابه یا حتی شدیدتر در بازارهای جهانی را دارد.
بی شک مسیر آینده بازار نفت و گاز به مدت زمان تداوم این درگیری بستگی دارد. در حالی که سرمایهگذاران در گذشته تمایل داشتند نوسانات ژئوپلیتیکی را نادیده بگیرند، شدت و گستردگی درگیری فعلی، که پیامدهای دومرحلهای جدی بر تورم و نرخ بهره دارد، این رویکرد را برای وال استریت دشوار ساخته است.
این وضعیت بهطور غیرمستقیم، قدرت ایران در اعمال نفوذ بر ثبات اقتصادی جهانی را از طریق کنترل مسیرهای استراتژیک انرژی به نمایش میگذارد.