انزوای استراتژیک اروپا با چرخش موازنه قدرت به سمت تهران

انزوای استراتژیک اروپا با چرخش موازنه قدرت به سمت تهران
اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران که بدون مشورت با اروپایی‌ها انجام گرفته، اروپا را در موضع انفعال و نگرانی اقتصادی و امنیتی قرار داد.
کد خبر : ۱۸۱۸۷۶

به گزارش خبرنگار بین‌الملل ایبنا، در حالی که ائتلاف آمریکا و اسرائیل بدون مشورت کافی با متحدین اروپایی اقدام نظامی علیه ایران را آغاز کردند، تبعات این اقدام، اروپا را در موضع انفعال و نگرانی‌های امنیتی-اقتصادی قرار داده و عملاً موازنه قدرت منطقه‌ای را به نفع تهران تغییر داده است.

در چهارمین روز از تشدید منازعه در خاورمیانه، شکاف عمیق در همبستگی غرب بیش از هر زمان دیگری نمایان شد. گزارش‌ها حاکی از آن است که تعداد بسیار اندکی از مقامات اروپایی، حتی در سطوح عالی، پیش از آغاز حملات هوایی مشترک ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، از این عملیات مطلع بوده‌اند.

«هانا نویمان» نماینده پارلمان اروپا و رئیس هیئت روابط با ایران، تأکید کرده است که حتی «فردریش مرتس» صدراعظم آلمان و رهبر بزرگترین اقتصاد اتحادیه اروپا، تنها چند دقیقه پیش از حمله از این اقدام آگاه شده است. این فقدان اطلاع‌رسانی، نمادی از اتخاذ تصمیمات یک‌جانبه توسط واشنگتن و قرار گرفتن اروپا در حاشیه تحولات استراتژیک است.

انفعال اروپا در مقابل عملیات نظامی

اتحادیه اروپا در بیانیه‌های اولیه خود، ضمن ابراز نگرانی عمیق نسبت به تحولات و تأکید بر تعهد راسخ به حفظ امنیت و ثبات منطقه‌ای، موضعی واکنشی اتخاذ کرده است.

در حالی که روز یکشنبه اتحادیه اروپا تهدید به اعمال تحریم‌های اضافی کرده، صدراعظم آلمان آشکارا موضعی متفاوت اتخاذ کرد و اظهار داشت که تحریم‌ها کارایی نداشته‌اند و استفاده از نیروی نظامی در شرایط فعلی، اگرچه با تردید‌های فراوان همراه است، اما نشان‌دهنده ناتوانی اروپا در اجرای منافع بنیادین خود با نیروی نظامی است. این اظهارات گویای این واقعیت است که اروپا فاقد یکپارچگی لازم برای هدایت یا تأثیرگذاری بر سیاست‌های نظامی آمریکا در منطقه است.

یکی از نقاط اهرمی که اروپا می‌توانست از طریق آن بر واشنگتن اعمال نفوذ کند، دسترسی به پایگاه‌های نظامی بود. حتی بریتانیا، پس از کشمکش اولیه با دولت ترامپ و امتناع از دادن مجوز استفاده از پایگاه‌هایش برای عملیات به اصطلاح دفاعی علیه سایت‌های موشکی ایران، مجبور به عقب‌نشینی و اعطای این مجوز شد.

این امر به‌ویژه با توجه به مصاحبه‌های ترامپ که از تأخیر در این تصمیم‌گیری ابراز ناامیدی کرد، به‌عنوان اولویت واشنگتن برای تضمین انعطاف‌پذیری عملیاتی خود در برابر هرگونه پتانسیل اقدام تلافی‌جویانه ایران ارزیابی شد.

قدرت ایران در تهدید ثبات جهانی و اهرم‌های انرژی

در مقابل این ائتلاف، قدرت مانور ایران در به چالش کشیدن نظم جهانی انرژی برجسته می‌شود. با توجه به شهادت رهبر ایران، دولت ترامپ به زعم خود این اقدام نظامی را آخرین فرصت برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی توصیف کرده است. با این حال، اقدامات تلافی‌جویانه ایران، که بسیار جدی‌تر از حد انتظار توصیف شده، توانایی تهران برای اعمال فشار گسترده بر منافع غرب را اثبات کرده است.

همچنین توانایی ایران در هدف قرار دادن مسیر‌های حیاتی کشتیرانی، به طور مستقیم منافع اقتصادی اروپا را تهدید می‌کند. نماینده پارلمان اروپا اعتراف کرده است که یکی از اولویت‌های فوری اتحادیه، ایجاد سپر امنیتی در بخش انرژی و زنجیره‌های تأمین در صورت تداوم انسداد تنگه هرمز است.

از این رو اهمیت حیاتی تنگه هرمز در محاسبات استراتژیک اروپا بیش از گذشته مشخص می‌شود. قدرت ایران در مهار یا به مخاطره انداختن جریان نفت و گاز از طریق این آبراه، اهرم فشاری است که می‌تواند هزینه‌های انرژی اروپا را به شدت افزایش داده و ثبات اقتصادی قاره سبز را مشابه دوران بحران اوکراین به خطر اندازد.

آینده نامشخص و ضرورت دیپلماسی

رهبران اروپایی نگرانی‌های جدی در مورد انطباق این اقدامات نظامی با قوانین بین‌المللی دارند و بر پایبندی ایران به تعهدات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأکید کرده‌اند. با این حال، نمایندگان اروپایی معتقدند که با وجود اقدامات تلافی‌جویانه، هنوز باید از کانال‌های دیپلماتیک باقی‌مانده برای تلاش جهت متقاعد کردن تهران برای بازنگری در این سطح از تشدید تنش‌ها استفاده شود.

همانطور که «کارل بیلدت» نخست‌وزیر سابق سوئد، اشاره کرد، عدم شفافیت در هدف نهایی ایالات متحده از این جنگ، عدم انسجام در سیاست‌گذاری‌های واشنگتن را آشکار می‌سازد. این عدم قطعیت، تأثیرات درازمدت عملیات نظامی بر منطقه و بازار‌ها را به شدت مبهم می‌سازد، اما به طور همزمان، توانایی ایران در اخلال در این محاسبات از طریق اهرم‌های انرژی و استراتژیک خود را به عنوان عاملی تعیین‌کننده در معادلات آینده تثبیت می‌کند.

در هر حال تداوم این درگیری، نه تنها بزرگترین چالش ژئوپلیتیکی این سال‌ها خواهد بود، بلکه پایداری اقتصادی اروپا را بیش از هر زمان دیگری به آزمون خواهد گذاشت.

ارسال‌ نظر