به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، تحولات اخیر در خاورمیانه و بهویژه محدودیتهای ایجادشده در تنگه هرمز، یکی از حساسترین معادلات اقتصاد جهانی را وارد مرحلهای مخاطرهآمیز کرده است. بازارهای مالی جهان، از بورس آمریکا گرفته تا بازار انرژی و طلا، هر روز نشانههای بیشتری از ناپایداری ساختاری بروز میدهند؛ نشانههایی که حکایت از کاهش سریع توان اقتصاد جهانی برای تحمل ادامه وضعیت فعلی دارد.
هرچند انتشار برخی دادههای اقتصادی مثبت در آمریکا، از جمله کاهش غیرمنتظره تورم تولیدکننده، به رشد موقتی شاخصهای سهام کمک کرد، اما این تحرکات مثبت بیش از آنکه ریشه در واقعیتهای بنیادین اقتصاد داشته باشد، بازتاب امید سرمایهگذاران به پایان سریع بحران است. اکثر اقتصادهای بزرگ و حتی کشورهای در حال توسعه بهطور مستقیم وابسته به استمرار جریان انرژی از تنگه هرمز هستند و هرگونه اختلال در این مسیر، بهسرعت فشارهای تورمی، کاهش رشد تولید، و بیثباتی مالی را تشدید میکند.
چرا جهان بدون بازگشایی تنگه هرمز تابآوری کمی دارد؟
تنگه هرمز نقطه اتصال شرق و غرب در شبکه جهانی انرژی است؛ گذرگاهی که نزدیک به یکسوم نفت و بخش مهمی از گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند. بسته ماندن یا حتی محدودیت جزئی در این مسیر، چند پیامد فوری و سنگین دارد:
در چنین شرایطی، ظرفیت اقتصاد جهانی برای جذب شوک جدید بسیار محدود است. تورم هنوز در بسیاری از کشورها بالاست، سیاستهای پولی چند سال اخیر فضای مانور بانکهای مرکزی را کاهش داده و رشد اقتصادی جهانی در پایینترین سطوح یک دهه اخیر قرار دارد. وقوع یک بحران انرژی تازه میتواند به رکودی ناخواسته و زودرس در بسیاری از اقتصادهای بزرگ منجر شود.
حل سریع بحران تنگه هرمز؛ خواستهای جهانی
کشورهای بزرگ واردکننده انرژی، از آسیا تا اروپا، اکنون بیش از هر زمان دیگری خواهان بازگشت ثبات به خلیج فارس هستند. چین، ژاپن و کره جنوبی که بخش قابلتوجهی از انرژی مصرفیشان از همین مسیر تأمین میشود، در حال اعمال فشارهای دیپلماتیک بر واشنگتن هستند. اروپا نیز که هنوز از تبعات بحران انرژی سالهای اخیر عبور نکرده، اختلال در هرمز را یک تهدید فوری برای امنیت انرژی خود میداند.
افزون بر این، سازمانهای بینالمللی از جمله آژانس بینالمللی انرژی و صندوق بینالمللی پول هشدار دادهاند که ادامه وضعیت کنونی ممکن است اقتصاد جهانی را با شوکهای قیمتی شدیدی مواجه کند که کنترل آنها دشوار و هزینهبر خواهد بود.
فشارهای داخلی و خارجی بر ترامپ برای پایان بحران
در داخل آمریکا، رئیس جمهور آمریکا با فشار فزایندهای روبهرو است. افزایش قیمت انرژی، رشد هزینههای حملونقل و نگرانی از موج جدید تورمی، فضای سیاسی داخلی را حساستر از گذشته کرده است. صنایع انرژیبر، شرکتهای حملونقل و بخش تولید بهطور مستقیم از ادامه بحران آسیب میبینند و از دولت خواستهاند هرچه سریعتر ثبات منطقه را بازگرداند.
در سطح بینالمللی نیز متحدان آمریکا بهصراحت خواستار تسهیل مسیر دیپلماسی و جلوگیری از گسترش تنش هستند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که این فشارهای چندلایه، واشنگتن را به سمت اتخاذ رویکردی انعطافپذیرتر در قبال ایران سوق داده است. اظهارات اخیر مقامات آمریکایی درباره آمادگی برای ادامه گفتوگو با تهران نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل تفسیر است.
چشمانداز پیشرو: ضرورت بازگشت جریان انرژی به حالت عادی
بازارها در حال حاضر بهشدت به اخبار دیپلماتیک واکنش نشان میدهند: کوچکترین نشانهای از پیشرفت در مذاکرات، قیمت نفت را پایین و شاخصهای سهام را بالا میبرد؛ و برعکس، هر خبر منفی بلافاصله اثر معکوس ایجاد میکند. این واکنشها نشان میدهد که اقتصاد جهانی وارد مرحلهای شده که در آن تحمل ادامه اختلال در تنگه هرمز بسیار محدود است.
بنابراین، حلوفصل بحران خاورمیانه و بازگشایی کامل جریان انرژی از تنگه هرمز نه تنها یک ضرورت امنیتی، بلکه یک الزام اقتصادی برای جهان است. در صورتی که مسیر دیپلماسی بهسرعت پیشرفت نکند، خطر یک شوک انرژی گسترده و پیامدهای رکودی آن بیش از هر زمان دیگری محتمل خواهد بود.