به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، از سه روز پیش نیروی دریایی آمریکا به ادعای خود، تردد کشتیها از بنادر ایران را از طریق تنگه هرمز مسدود کرده است. این تنگه که روزانه حدود ۲۰ درصد نفت مصرفی جهان از آن عبور میکند، اکنون به کانون یک بحران انرژی فرامنطقهای تبدیل شده است. اگرچه هدف این اقدام ایران است، اما دادهها نشان میدهند که دو اقتصاد بزرگ آسیایی — هند و چین — بیشترین هزینه این تصمیم را متحمل میشوند.
بحران انرژی تهدیدی برای رشد اقتصادی هند
در چنین شرایطی هند در آسیبپذیرترین موقعیت قرار دارد. این کشور بیش از ۸۵ درصد نیاز نفتی خود را از طریق واردات تأمین میکند — معادل ۵.۵ میلیون بشکه در روز — و سومین واردکننده بزرگ نفت جهان است. واردات خالص انرژی هند معادل ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور است. موکش ساهدو، تحلیلگر ارشد نفتی شرکت XAnalysts، برآورد میکند که هند روزانه حدود ۳ میلیون بشکه از نفتی که پیش از این از تنگه هرمز عبور میکرد را از دست داده و پالایشگاههایش برای یافتن منابع جایگزین تحت فشار قرار دارند.
این در حالی است که وضعیت هند با همزمانی دو رویداد پیچیدهتر هم شده است. دهلینو در اوایل آوریل ۲۰۲۶، پس از هفت سال، اولین محموله نفت ایران را با معافیت موقت آمریکا وارد کرد. اما با اجرایی شدن محاصره، این کانال تأمین بسته شد. همزمان، معافیت خرید نفت روسیه نیز در ۱۱ آوریل منقضی شد. بر اساس دادههای Rystad Energy، هند در مارس روزانه ۱.۵ میلیون بشکه نفت روسیه خریداری میکرد.
موضوع این است که ذخایر استراتژیک هند این شکاف را پوشش نمیدهد. این کشور حدود ۱۶۰ میلیون بشکه ذخیره نفت دارد — معادل ۳۰ روز مصرف — در مقایسه با چین که ذخایری معادل بیش از ۱۲۰ روز دارد. وضعیت گاز مایع (LPG) نیز نگرانکننده است؛ هند فاقد ذخایر استراتژیک LPG است و ذخایر موجود تنها دو تا سه هفته تقاضا را پوشش میدهد. حدود ۶۶ درصد تقاضای LPG هند از واردات — عمدتاً از خاورمیانه — تأمین میشود.
اثرات این بحران در شاخصهای اقتصادی هند نمایان شده است. شاخص مدیران خرید (PMI) بخش خصوصی در مارس به پایینترین سطح از اکتبر ۲۰۲۲ رسید. در همین راستا وزارت دارایی هند هشدار داده که پیشبینی رشد ۷ تا ۷.۴ درصدی برای سال مالی منتهی به مارس ۲۰۲۷ با ریسک نزولی قابل توجه روبهروست. شرکتهای فعال در بازار، جنگ خاورمیانه، بیثباتی بازار و فشارهای تورمی را دلایل اصلی این کندی رشد ذکر کردهاند.
هند همچنین با محدودیتهای استراتژیک روبهروست. این کشور سالهاست سیاست «استقلال راهبردی» را دنبال میکند، اما تحولات اخیر این فضا را محدود کرده است. سال گذشته، واشنگتن تعرفه ۲۵ درصدی بر صادرات هندی اعمال کرد. هند در پاسخ، خریدهای نفتی از روسیه را کاهش و واردات از خاورمیانه را افزایش داد. اما با تشدید تنشها در خاورمیانه، این استراتژی با چالش روبهرو شد. سامیر کاپادیا از گروه Vogel میگوید: «هند در موقعیت دشواری قرار دارد و تلاش میکند انتظارات آمریکا را برآورده کند.»
چین در میدان فشارهای دیپلماتیک
هر چند در مقایسه با هند چین از موقعیت اقتصادی مستحکمتری برخوردار است، اما فشارهای دیپلماتیک و ژئوپلیتیکی بر آن تأثیر میگذارد. حدود ۹۸ درصد صادرات نفت ایران به چین میرود. شرکت اطلاعات دریایی Windward برآورد میکند که تا روز سهشنبه، حدود ۱۵۷.۷ میلیون بشکه نفت خام ایران در دریا در حال انتقال بوده که تقریباً تمام آن به سوی چین در حرکت است.
ذخایر استراتژیک و تجاری نفت چین، به همراه محمولههای در راه، بیش از ۱۲۰ روز واردات خالص را پوشش میدهد. «دان وانگ» مدیر چین در گروه اوراسیا، میگوید در صورت قطع نفت ایران، پکن میتواند در کوتاه مدت با تنوعبخشی به منابع و استفاده بیشتر از زغالسنگ، شوک را جذب کند.
اما چالش اصلی چین در حوزه دیپلماسی است. دولت ترامپ تهدید کرده در صورت فروش سلاح چین به ایران، تعرفه ۵۰ درصدی بر کالاهای چینی اعمال خواهد کرد. پکن این تهدید را رد و اعلام کرده با هر اقدام آمریکا مقابله خواهد کرد. سخنگوی وزارت خارجه چین نیز محاصره را «خطرناک و غیرمسئولانه» توصیف کرده است.
این تنشها در حالی شکل میگیرند که ترامپ قرار است در اواسط ماه میبه چین سفر کند. «وندی کاتلر» معاون رئیس موسسه سیاست آسیا، میگوید: «بحران ایران، بهویژه محاصره دریایی، ممکن است تلاشهای دیپلماتیک پکن-واشنگتن را تحت تأثیر قرار دهد.»
سناریوی نگرانکننده برای چین، برخورد نظامی-دیپلماتیک در دریاست. روز سهشنبه، یک نفتکش تحریمشده مرتبط با چین، پس از اجرایی شدن محاصره، از تنگه هرمز خارج شد. «دیوید میل» رئیس بخش چین در گروه اوراسیا، میگوید توقیف یک کشتی چینی توسط آمریکا میتواند به یک حادثه بزرگ تبدیل شود و روابط دو کشور را به نقطهای متفاوت برساند.
در مجموع باید گفت که هند و چین، هر یک از زاویهای متفاوت، در معادلهای قرار گرفتهاند که کنترل مستقیمی بر آن ندارند. هند با شوک فوری انرژی، فشار تورمی و کاهش رشد اقتصادی روبهروست، در حالی که چین با تشدید تنش راهبردی با آمریکا و ریسک برخورد دریایی مواجه است.
تداوم محاصره به این معناست که هر دو کشور — با وجود تفاوت در عمق آسیبپذیری — بزرگترین هزینههای جانبی این بحران را متحمل میشوند؛ هزینههایی که در دهلینو و پکن احساس میشود، نه در تهران و این موضوع محاصره دریایی را که برای اعمال فشار به ایران طراحی شده، بی اثر میکند.